هدف خلقت

 
 
 
 
 
آیا کسى هست که نخواهد بداند براى چه آفریده شده است و این سوال را در طول زندگى از خود نپرسیده باشد که چرا خداوند مرا آفرید؟ این سوال اساسى را اگر به محضر قرآن برى ، قرآن در گام اول، پاسخ سوالت را این گونه مى دهد:”او کسى است که مرگ و زندگى را آفرید، تا شما را آزمایش کند( و مشخص شود که)کدامین نفر از شما (خوش کردارترید و) بهتر عمل مى کنید”١. توضیحش این است که خداوند به همه انسان ها ،اختیار داده تا افعال خوب یا بد را انتخاب کنند؛ و میدان عمل را هم، در دنیا باز کرده تا خود را نشان دهند.یکى با اختیار، بهتر یا بهترین مى شود و دیگرى با انتخاب،بد یا بدترین؛یکى هابیل مى شود و دیگرى قابیل؛یکى سلمان مى شود و دیگرى صدّام.اگر خلقت نباشد و افراد به میدان عمل نیایند و آزموده نشوند، ممکن است همه مدعى باشند،هابیل و سلمان خواهند شد! باید فرصت بودن و وجود داشتن به همه داده شود تا امکان رشد و تعالى براى همه فراهم شود…
 
کلام خدا،یک تحلیل دیگر را هم به تو عرضه مى کند و آن مهربانى و لطف و رحمت خداست که نخواست ما در عدم باشیم و طعم وجود را نچشیم؛لذا با لطف و رحمت خویش ماهیت ما را مالک وجود ما نمود تا از عدم بیرون آئیم و لباس حیات بپوشیم و به جمع مخلوقات و موجودات خدا درآئیم و بهره اى از وجود داشته باشیم و آنوقت با اختیار خود و نه به اجبار در مسابقه عمل، فرصت این را بیابیم که از همه پیشى گیریم .کلام الاهى،این معنا را چنین بیان نموده است:”اگر پروردگارت مى خواست، همه مردم را “امت واحده”(و بدون هیچ گونه اختلاف) قرار مى‌ داد، ولى آنها همواره مختلف هستند مگر آن کس را که پروردگارت مورد رحمت قرار دهد (و اصولاً) براى همین (رحمت) آنها را آفریده است”٢…بر اساس این تحلیل،آفرینش انسان ها برای آن بوده که مشمول رحمت و لطف الاهى شوند و به بیان دیگر غرض خلقت، رحمت الاهى است.تاکیدى دیگر بر این موضوع آنجاست که از میان همه صفات الاهى، خلقت انسان را به صفت “رحمان” نسبت داده است:الرحمٰن،علّم القرآن،خلق الإنسان٣…
 
یک بیان دیگر را هم در کتاب خدا،به عنوان انگیزه خلقت انسان مى یابى،آنجا که مى فرماید: “من جن و انس را، جز براى این که عبادت مرا کنند،نیافریدم”(ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ۴).روشن است که خالق تو نیازى به عبادت تو ندارد.پس به دنبال رازى باش که در کلمه “عبادت” نهفته است.«عبد» به انسانى مى‌گویند که سر تا پا به مولا و صاحب خود تعلق دارد و اراده و خواستش تابع خواست مولاى خویش است و در اطاعت او هرگز سستى به خود راه نمى‌دهد.کسى که خدا را مولاى خویش انتخاب کرده و در همه امور از او اطاعت مى کند؛به هدف خلقت خود که رسیدن به کمالى است که خدا برایش برنامه ریزى نموده، خواهد رسید.امام حسین(ع) فرمود:”خداوند بزرگ بندگان را نیافریده، مگر به خاطر این که او را بشناسند، هنگامى که او را بشناسند،عبادتش کنند و هنگامى که بندگى او کنند، از بندگى غیر او بى‌نیاز مى‌ شوند”۵. تو در سایه یک معرفت متعالى ازنسبت خودت با خالق،راه عبودیت و پیروى از دستورات او را انتخاب مى کنى و نتیجتاً به تکاملى که برایت برنامه ریزى کرده اند مى رسی…
 
و تحلیل دیگر از خلقت انسان توسط خداوند،قرار دادن انسان به عنوان خلیفه و جانشین خود در زمین است.این موضوع را از گفتگوى فرشتگان با خداوند در مى یابیم:”و هنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم که در زمین جانشینى قرار دهم. فرشتگان گفتند: آیا کسى را در زمین قرار مى‌دهى که در آن فساد کند و خون‌ها بریزد؟ در حالى که ما با حمد و ستایش تو، ترا تنزیه و تقدیس مى‌کنیم ؛خداوند فرمود: همانا من چیزى مى‌دانم که شما نمى‌ دانید”۶.این ،یعنى اینکه خداوند اراده فرمود،موجودى را در زمین بیافریند که به عنوان جانشین او بعضى از نقش هاى خدائى را ایفا کند مثلاً چیزهائى را بیافریند؛به دیگران کمک کند؛مظلومان را حمایت کند؛کارآفرینى کند و به کسانى روزی برساند؛غمگینى را تسکین بخشد؛انسانى را هدایت کند؛مجرمى را جزا دهد…البته ممکن است جرمى را هم مرتکب شود که فرشتگان به آن اشاره کردند اما خداوند به ایشان فهماند این حکمتى دارد که آنها نمى دانند!
 
————————-
١.الملک/٢.
٢.هود/١١٨و١١٩.
٣.الرحمٰن،١-٣.
۴.الذاریات/۵۶.
۵.علل الشرایع،ج١ص٩؛تنبیه الخاطر،ج١ص٨٠.
۶.البقره/٣٠.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه