هدایت

 
 
 
 
 
انسانیم و یک بار به دنیا آمده ایم.براى آنکه بدانیم از کجا آمده و به کجا روانیم و چگونه باید راه بسپریم نیاز به راهنما داریم.مگر بى دلیل راه مى توانیم به مقصد برسیم؟ از طریق سعى و خطا هرگز راه به جائى نمى بریم؛ آن هم وقتى دشمنانى چون شیاطین در کمین ما هستند. آرى،شیاطینى از جنس پرى و انسان. این است که خداى مهربان ،ما را تنها و بى راهنما نگذاشته است .پیامبر و امامان را دلیل راهمان نهاده است.مهم ترین رسالت الاهى امام،هدایت است.او هادى است؛او مهدى است؛او ست که با نورش شما را از تاریکى ها نجات بخشیده و راه سعادت را نشانتان مى دهد؛او به این صفات خوانده شده است:خورشید است؛ ماهتاب است،ستاره روشن است؛مشکاه است؛ مشعلى بر فراز قله هاست، چراغ راه است؛دلیل راه شماست در کوره راه هاى خطرناک و مهلک…
 
در دوران غیبت ،هدایت امام سه گونه است:گاهى به کسانى امکان تشرف حضورى مى دهد و هدایت مى فرماید نظیر آنچه براى عالمانى چون مقدس اردبیلى و شیخ انصارى و میرزا مهدى اصفهانى وده ها عالم دیگر که شرح تشرفات شان در کتاب ها هست ، رخ داده است.نه فقط عالمان بلکه کسانى از افراد عادى و حتى کسانى که در مذهب تشیع نیز نبوده اند همچون شیخ حسن عراقى که یک هفته با او بوده و معالم دین را به او آموخته اند آنطور که به راهنماى دیگرى نیازش نیافتد.  گونه دیگر از هدایت امام،هدایت از طریق واسطه است،یعنى کسانى را مامور هدایت گمگشتگان و غافلان نموده و از طریق آنان -که کارگزاران و عالمان و خادمان دین اند-هدایت را به انجام مى رساند… 
 
گونه  سوم هدایت امام ، الهام و القاء قلبى برای مهتدیان است؛ یعنى نور علم و هدایت به اذن الاهى و از طریق او بر دل ها تابانده مى شود(العلم نور یقذفه الله فى قلب من یشاء).به نوعى که ممکن است خود فرد هم متوجه نشود که چگونه ناگهان صفحه ضمیرش نسبت به مسأله اى که مدتها بر او ناشناخته بوده، روشن شده و راه را پیدا کرده است.این نحوه هدایت نیز براى بسیارى از افراد رخ داده و رخ خواهد داد، زیرا شأن امام هدایت است و خداوند از طریق او هدایت را به انسان ها مى رساند ؛ چنانکه در قرآن فرموده است : ای پیامبر،تو را انذار کننده و هدایتگر هر قومى قرار دادیم(إنما أنت منذر و لکل قومٍ هاد)که در روایت این شأن “هادى” به امامان نیز تأویل شده است…
 
سالکان طریق مهدوى،کار هدایت و راهنمائى مردم را مهم ترین وظیفه خود دانسته و امرى را بر آن مقدم نمى دارند.آنها مى دانند هیچ امرى چون دستگیرى از ضعفا و آسیب پذیران امت در امر دین، امام را خشنود نمى سازد خصوصاً در دوران هاى فتنه و رواج شبهه که زمینه لغزش و انحراف فراهم تر است و بییارى در دام شیاطین اسیر مى شوند و به گممراهى مى غلطند.امام همه شیعیان و یاران خویش را مرزبان مى خواهد تا بتوانند از مرزهاى اعتقادى حفاظت کنند و نگذارند کسانى طعمه گرگان شوند چنانکه فرقه هاى گمراه در روزگاران غیبت ، مردم را از دین و آئین مسلمانى جدا ساخته به کیش هاى باطل خویش مى کشانند.خوشا به سعادت این نوع مرزبانان که توفیق یارى امام را از طریق دستگیرى و هدایت مردم دارند و به عنایات مهدوى -که واسطه هدایت الاهى است-موید هستند و سالک راه اویند…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه