هدایت بزرگان

 

 

شب از نیمه گذشته بود ، برای امری از خانه بیرون آمدم .کوچه های کربلا، تاریک بود و زمین گل آلود.فانوسی با خود برداشتم.در تاریکی شب از دور شخصی را شبیه استادم دیدم.قدری نزدیک شدم.آری استادم مرحوم شیخ انصارى قدس سره بود.آهسته در پی او روان شدم تا اینکه بر در خانه اى ایستاد و زیارت جامعه را با توجه خاصی خواند و سپس داخل خانه شد.دیگر چیزی نمی دیدم اما صدای شیخ را می شنیدم که با کسی سخن می گفت.باز گشتم و کمی بعد به حرم مشرف شدم.استاد را مشغول زیارت دیدم.در پایان سفر در نجف خدمت ایشان رسیدم و از ماجرای آن شب پرسیدم.استاد پاسخی نداد ولی با اصرار من فرمود به شرط آنکه تا زنده ام نقل نکنی.بعد فرمودند:”گاهی برای رسیدن به خدمت امام عصر (علیه السلام) مأذون می گردم و پشت درب آن منزل که تو آن را پیدا نخواهی کرد، می روم و زیارت جامعه را می خوانم. چنانچه اجازه دهند، خدمت آن حضرت شرفیاب می شوم و مطالب لازمه را از آن سرور می پرسم و ایشان مشکلات علمی مرا پاسخ می فرمایند…”

شیخ اعظم مرتضی انصاری دزفولى (۱۲۱۴ -۱۲۸۱ ق) از بزرگترین فقیهان و مرجع عام شیعیان بوده‌است.پس از در گذشت آیت‌الله شیخ محمدحسن صاحب جواهر در سال ١٢۶٢،مرجعیت عامه  به ایشان منتقل شد و مدت پانزده سال رهبری شیعیان جهان را به عهده داشت. شیخ انصاری را «‌خاتم الفقهاء والمجتهدین‌»-آخرین حلقه فقیهان و مجتهدان- لقب داده‌اند.کتاب‌های رسائل و مکاسب مهم‌ترین آثار او هستند که از کتاب‌های درسی حوزه های علمیه شیعی است. علمای بعد از او شاگرد و پیرو مکتب اویند.بیشتر شهرت شیخ انصاری به دلیل ابتکارات او در اصول فقه و فقه است که با نوشته‌های شیخ و قدرت تحلیل و دقت‌های او وارد مرحله جدیدی شد. برخی از نوآوری‌های فقهی و اصولی او عبارت است از: رد نظریه انسداد باب علم،نظریه مصلحت سلوکیه،نظریه حکومت و ورود  و همچنین استحکام بخشیدن و ایجاد تغییر در مباحث مربوط به حجج در اصول فقه.شیخ اعظم افزون بر جهات علمی و به ویژه فقه و اصول، در جهات مختلف دیگر نیز رشد و تعالی یافته بود؛ وی در فضائل اخلاقى، عرفان و تقوای دینی در مقامی بس بلند قرار داشت و احتیاط و تواضع او زبانزد است…
 
ارتباط چنین عالم فرزانه ای با امام عصر ارواحنا فداه،چنان محکم است که اجازه حضور یافته و با ادب کامل به محضر راه می یابد و سوالات علمی خود را مطرح نموده و پاسخ می گیرد.ادب ولائی او چنان است که پیش از باریابى،زیارت جامعه را می خواند -که به منزله بالا ترین درجه اعتقادی در موضوع امامت است-.هرگز هم این رابطه را آشکار نمی کند تا وسیله تفاخر و ریا شود و وقتی شاگردش مطلع می شود از او پیمان می گیرد که تا شیخ زنده است ،از آن سخن نگوید…
 
این همان باور ما نسبت به دستگیری از عالمان با تقوای عصر غیبت است که حضرتش فرمود “آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنانم “و آنان را اگر شایسته باشند،دستگیرى می نماید…خوشا بر احوال آنان و مرحبا به ادب و ولایت مداریشان در بارگاه مهدوی؛ طوبى لهم و حسن مآب!

چنین عالم فرزانه ا
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه