گذشته از ادعاى ربوبیت، او شریعت جدید آورد و کتاب اقدس را نگاشت که بهائیان آن را «مهیمن بر جمیع کتب» و «ناسخ جمیع صحائف» و «مرجع تمام احکام و اوامر و نواهى» مىشمارند. بابی هایى که از قبول ادعاى او امتناع کردند، یکى از انتقادات شان همین شریعت آورى او بود، ازین رو که به اعتقاد آنان، نسخ بیان نمى توانست در فاصله زمانى بسیار کوتاه روى دهد ، بویژه آنکه در برخى آثار بهائى گفته شده که تفاوت بیان با اقدس، همانند تفاوت «کعبه با سومنات» است و احکام این دو آیین هیچ مشابهتى با یکدیگر ندارند، در عصر بیان، یعنى چند سال قبل از ادعاى میرزا حسینعلى، بابی ها باید به «ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام الا من آمن و صدق» دست مى یازیدند و در عصر بهاء الله اساس دین جدید «رأفت کبرى و رحمت عظمى و الفت با جمیع ملل و…» بود. با این همه، میرزا حسینعلى در برخى جاها منکر «نسخ بیان» شد و بر برخى مخالفانش که به او «نسبت دادهاند که احکام بیان را نسخ نموده» نفرین کرد.
جدىترین برهان او بر حقانیت ادعایش، مانند سید باب، سرعت نگارش و زیبایى خط بود و به نوشته شوقى افندى «در طى دو سال اول مراجعت مبارک در هر شبانه روز معادل تمام قرآن از لسان قدم، آیات و الواح نازل مىگردید» ، بسیارى از این نوشتهها، بعدها به دستور میرزا حسینعلى نابود شد .میرزا حسینعلى داعیه درس ناخواندگى نیز داشت و به تبع او، جانشینان و پیروانش نیز بر این داعیه اصرار مىورزیدند و با پیونددادن این ادعا به سرعت نگارش، در تثبیت حقانیت او مىکوشیدند، اما گذشته از پرورش وى در خانوادهاى اهل ادب، در بیشتر منابع بهائى و در آثار میرزا حسینعلى تصریحات فراوان بر درس خواندگى و مطالعه کتابهاى مختلف از تفسیر و حدیث و عرفان، وجود دارد و این جمله وى که «دوست ندارم که اذکار قبل بسیار اظهار شود، زیرا که اقوال غیر را ذکر نمودن دلیل است بر علوم کسبى نه بر موهبت الهى» ظاهرا از سبب محو آثار پیشین ـ که در آنها به مطالب کتب مختلف اشاراتى وجود دارد ـ و نیز از انگیزه او در ادعاى درس ناخواندگى حکایت مىکند.
میرزا حسینعلى آثار متعددى نگاشت که اهم آنها عبارت است از: ایقان در اثبات قائمیت سید على محمد باب که آن را در آخرین سالهاى اقامت بغداد، در پاسخ پرسش هاى دایى سید علی محمد باب و جذب او به مسلک بابى، نگاشت. وى در این اثر کوشیده است که از نظر انشایى به سبک بیان نزدیک شود و گذشته از آن، شبهاتى را که درباره خودش، از نظر داعیه «من یظهره اللهى» نزد بابیان مطرح بوده است بر طرف سازد. وجود اشتباهات نسبتا فراوان املایى، انشایى، نحوى و غیر آن، و از همه مهمتر، اظهار خضوع میرزا حسینعلى نسبت به برادرش «کلمه مستور» سبب شد که این کتاب، از همان سالهاى پایانى زندگى میرزا حسینعلى، پیوسته در معرض تصحیح و تجدید نظر قرار گیرد و حتى در ترجمه انگلیسى آن، که شوقى افندى انجام داده، تغییراتى نسبت به متن فارسى پدید آید.اقدس که کتاب احکام بهائیان است و آن را در ١٢٩٠ یا اندکى بعد از آن، زمانى که در عکا تحت نظر بود، تألیف کرد.
دیگر آثار قلم او مشتمل بر شمار زیادى از الواح فارسى و عربى است که وى در چند جلد نوشته است مانند کتاب مبین، اشراقات و اقتدارات که هر یک مشتمل بر چند لوح فارسى و عربى است و کتاب “بدیع”، که موضوع آن دفاع از من یظهره اللهى خودش و رد بابیان بویژه اظهارات برادرش میرزا یحیى است در پاسخ به یکى از بابیان که رسالهاى در ابطال ادعاى میرزا حسینعلى نگاشته بود، و آکنده است از ناسزا به میرزا یحیى و دیگران و بدگویى از آنها؛ دیگر، لوح شیخ، نامهاى است خطاب به شیخ محمد تقى نجفى اصفهانى که در سالهاى پایانى عمر نگاشته و در آن از اهداف خود و این که مورد عنایت خاص خداست، و نیز از رفتار ناصواب برادرش میرزا یحیى و انکار وصایت او سخن گفته و ضمن تکریم ناصرالدین شاه، کوشیده است تا اقدامات خود را در اصلاح «حزب بابى» بازگو کند. او همچنین فقراتى از نامههایى را که براى سلاطین جهان فرستاده نقل کرده و تعالیم و برنامه هاى اصلاحى خود را بازگفته است. مراکز بهائى که به نشر آثار میرزا حسینعلى اهتمام دارند، بارها به صلاحدید مقامات بهایى در نسخههاى کتابهاى او تغییراتى دادهاند، همچنین بازنگارى تاریخ باب و بهاء، آن گونه که با ادعاهاى میرزا حسینعلى سازگار افتد، به دستور مقامات بهایى انجام گرفته است١.
——————————
١.زندگى نامه بهاء الله عیناً از مقاله تحقیقى”دانشنامه جهان اسلام” با حذف کلیه استنادات(بلحاظ اختصار)نقل شد.علاقمندان براى دیدن استنادها به آنجا مراجعه فرمایند: دانشنامه جهان اسلام، ج ۴، ص٧٣٣. به قلم محمود صدرى