نیکى و احسان

 

 

اگر کسی به شما نیکى کند،به او علاقمند شده و همیشه خود را وامدار او مى دانید و اگر خودتان به کسی نیکی کنید به قلب او وارد شده اید و دلش را به دست آورده اید.این خاصیت نیکی کردن است.به همین دلیل بود که مسیون های مسیحى در قالب خدمات درمانى و کمک های بشر دوستانه به مناطق افریقائى مى رفتند و آن مردم چون نیکی های آنان را مى دیدند، مسیحى مى شدند و برعکس اگر به کسی جفا کنید و ضرری بزنید، از اعتقادات شما هم منزجر مى شوند. بسیارى از مخالفت ها با دین، شاید از رفتار دینداران ناشى شده و هرجا که پیشرفتى هم بوده، ناشی از نیکى کردن مبلغان دینى بوده است.چنانکه معروف است وقتى پیامبر(ص) به عیادت فردی رفت که هر روز بر سر او زباله مى ریخت و احوالش را پرسید،او در برابر این نیکى،شرمنده گشت و مسلمان شد؛و یا فردى غریبه که به امام مجتبى(ع)اهانت کرد اما امام او را نواخت و مهمان کرد و هنگام رفتنش کمک مالی به او نمود،دلبسته شد و تغییر مرام داد لذا بهترین فرصت براى دینداران به منظور جذب حداکثرى، احسان و نیکى کردن بى منّت است…  

گفتم:درست گفتى هادى جان! آنقدر احسان مهم است که خداوند مى فرماید:”هر کس کار نیکی به جاى آورد، ده برابر آن پاداش دارد”(انعام/١۶٠)؛ و”اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می کنید”(إسراء/٧)ا؛و “نیکی کنید! که خدا نیکوکاران را دوست می دارد”(بقره/١٩۵)و “همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، (تو نیز به مردم)نیکی کن!”(قصص/٧٧)؛[و چه زیبا گفته اند:تو نیکى مى کن و در دجله انداز/که ایزد در بیابانت دهد باز!] و آنگاه به تأثیر نیکى در برطرف شدن دشمنى ها و جذب قلوب اشاره نموده و مى فرماید:”نیکى با بدى یکسان نیست؛ (بدى دیگران را) با شیوه‌ى بهتر (که نیکى است) دفع کن، که این هنگام آن کس که میان تو و او دشمنى است همچون دوستى گرم مى‌ شود (و عداوتش نسبت به تو تمام مى‌ گردد)”(فصلت/٣۴).امیرمؤمنان(ع)فرمود:”احسان و نیکى به بندگان خدا، بهترین زاد و توشه مناسب برای جهان پس از مرگ است”(عیون الحکم/۴٩۴)؛ و “کمک به مردم رأس ایمان است”(غررالحکم/٣٨٣). جوانمرد و خوشخوی و بخشنده باش/چو حق بر تو پاشد تو بر بنده پاش/ره نیک مردان آزاده گیر/چو استاده ای دست افتاده گیر…
 
محمد گفت: بدا به حال ما که نیکی به مردم را فراموش کنیم و میدان را به مخالفان دین واگذاریم که آنها با نیکی کردن به مردم، در دل آنها نفوذ کنند و آنان را با این وسیله، به عقائد باطل خود علاقمند نمایند.یتیمى را سرپرستى کنند، دانشجوى غریبی را که تازه به آن شهر وارد شده مى نوازند و جا مى دهند،بیکارى را به کار مى گمارند،بی خانمانى را خانه مى دهند،قرضِ قرض داری را مى پردازند و با این گونه احسان ها آنها را وامدار خود نموده کم کم به کیش خود در مى آورند.این شیوه رایج بسیارى از مخالفان و رقیبان ماست در حالیکه این ها وظایف خودِ ما و توصیه شده از سوی پیشوایان ماست. امام کاظم(ع) فرمود:” همانا مُهر قبولی اعمال شما، برآوردن نیازهای برادران تان و نیکی کردن به آنان در حد توان تان است و گرنه هیچ عملی از شما پذیرفته نمی‌شود”(بحارالانوار، ج٣٧٩/٧٢)؛ و امیرمومنان(ع) فرمود:”بر شما باد به احسان و نیکوکاری در حق دیگران، که آن برترین و پرمنفعت ترین کشت و زرع و سود آخرتی برای شما خواهد بود(غررالحکم/٣٨٣)؛ و پیامبرخدا(ص) نیز فرمود:”من و آن کسی که سرپرستی یتیمی را بپذیرد، در بهشت بسان این دو انگشت در کنار یکدیگر خواهیم بود”(بحارالانوار١١٧/٣۵)… 
 
 هادى: احسان و نیکى به دیگران ،علاوه بر نفوذ در قلب ها و جذب آنها به آئین الاهى، پر منفعت ترین معامله با خدا(پاداش ده برابر)، بهترین توشه آخرت، عامل دوستى و صمیمیت، و زمینه ساز تعدیل اقتصادى، کاهش آسیب های اجتماعى، آمرزش گناهان، آرامش روحى ، محبوبیت نزد خداوند و ده ها فایده دیگر خواهد بود. و البته این احسان و نیکى مختص فقط همکیشان نیست بلکه همه مردم را فرا مى گیرد چنانکه در دعاها نیز برای همه دعا مى کنیم همچون دعاهای ماه رمضان که شفای همه بیماران و رهائى همه اسیران و ادای قرض همه وام داران و بازگشت همه غریبان به وطن و… را خواستار مى شویم و پیامبر ما،ظالمان به خویش را دعا مى کرد و هدایت شان را از خدا مى خواست و پیشوایان ما همه نیازمندان را از هر کیش و آئینى مى نواختند که گفته اند: عشق یعنى نان ده و از دین مپرس/ در مقام بخشش،از آئین مپرس…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه