نیکو،مقاله نیکوکارى را نوشت:کمتر واژه اى است که مثل “نیکوکارى”،موج مثبت ایجاد کند و افراد را به سوى سهم خود در این فرایند،ترغیب نکند.امروز این عنوان با واژه مسئولیت اجتماعى ،قرین شده است یعنى هر فرد حقیقى یا حقوقى باید در نیکوکارى و امور خیر به عنوان یک مسئولیت اجتماعى فعال باشد.فطرت انسانى با احسان و نیکوکاری به جهت برانگیختن احساسات انسانی و لذات روحانی و رضای ربانی همراه است و در آئین ما بسیار بر آن تاکید شده است.خدمت به خلق بدون چشمداشت و انجام هرگونه کار شایسته بطوریکه رضای خدا و خلق را در پی داشته باشد. بنابر آنچه که از آیات قرآن کریم و روایات معصومین استفاده می شود،احسان و نیکوکاری، مصادیق فراوانی داشته و در شکل های مختلفی ظهور و بروز می کند که از جمله آنها: عفو و گذشت،خیرخواهی، احسان، پرداخت زکات ،اطعام مساکین،رسیدگى به ایتام و فقیران و نیز هدیه دادن و انفاق به دیگران و بالاخره از همه مهمتر دستگیری و یاری نسبت به دیگران را از مصادیق نیکوکاری را مى توان بر شمرد…
از جمله انگیزه هاى نیکوکارى این حدیث مشهور پیامبر(ص) است که :”هرکس،صداى کمک خواهى مسلمانى را بشنود و پاسخ ندهد،مسلمان نیست١”. علی(ع) نیز احسان به مردم را رأس ایمان شمرده و فرمود:”راس الایمان الاحسان الی الناس٢” و نیز آن را یکی از اوصاف متقین معرفى نمود(خاص علی کل حسن٣)یعنی مؤمن بسوی هرکار خیر و نیکی شائق و شتابان است. پیامبر نیز آن را شرط ایمان شمرد:”ایمان نیاورده به خدا و محمد(ص) و علی(ع)، کسی که برادر مؤمنش از او کمک بخواهد و در توانش باشد اما با لبخند از او استقبال و اجابت نکند و یا اگر از عهده اش خارج است از طریق دیگران رفعش ننماید۴” و در یک کلام حکیمانه ارزش انسان را در کارهاى نیک او دانست:”قیمت و ارزش هر کس به اندازه کارى است که مى تواند آن را به خوبى انجام دهد(قِیمَهُ کُلِّ امْرِئ مَا یُحْسِنُهُ۵).
جامعه اى که اهل نیکوکارى و احسان باشد،خود اولین میوه را خواهد چید و از نتایج آن بهره خواهد برد.خداى متعال نیز فرمود:از حیث همین وابستگی که بین افراد اجتماع وجود دارد و بنابر دیدگاه قرآن احسان به دیگران در حقیقت احسان به خود است که خداوند متعال فرمود: اگر نیکى و احسان کردید،به خودتان کرده اید(ان احسنتم احسنتم لانفسکم۶).اگر نیکوکاران،مدرسه و درمانگاه و نواخانه و خیریه و عبادتگاه و دارالایتام و…بسازند،خانواده و بستگان و همشهرى و هم ولایتى ها و نسل بعدى خودشان از آن بهره مند مى شوند،لذا فرمود:بر شما باد به احسان به مردم (علیکم بالاحسان الی العباد و العدل فی البلاد٧).دیگر آثار نیکوکارى:”نیکوکاری و خوش اخلاقی، خانه ها را آباد و عمرها را طولانی می کند”(البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار٨)؛سبب محبت و دوستى و پیوند مى شود:الانسان عبید الاحسان(سبب المحبه الاحسان٩)موجب خشنودى پیامبر مى شود:”هر که شاد کند دل مؤمنی را مرا شاد کرده و هر که مرا شاد کند خدا را شاد کرده و محبوب ترین اعمال نزد خدا شاد کردن دل مؤمن است١٠”…
باورداشت قیامت و معاد یک انگیزه قوى براى احسان و نیکوکارى است.امیر مومنان (ع)فرمود:”بر شما باد به احسان و نیکوکاری در حق دیگران که آن برترین و پرمنفعت ترین کشت و زرع و سرمایه آخرت برای شما خواهد بود١١”(علیک بالاحسان فانه افضل زراعه و أربح بضاعه)؛امام صادق(ع)نیز فرمود:”هر مسلمانی که صادقانه و با خلوص برای رفع مشکلات و خواسته های مؤمن دیگر قدم بردارد خداوند متعال برای هر قدم یک حسنه برایش ثبت و یک گناه از او پاک می سازد١٢”؛و نیز:”هر مؤمنی گره از کار مؤمنی بگشاید خداوند هفتاد مشکل از دنیا و آخرتش می گشاید١٣” و “چنانچه مؤمنی در سختی و فشار زندگی باشد و شخصی به آسانی از او گره گشائی کند خداوند سختی های دنیا و آخرتش را آسان می گرداند١۴”و سخن پایانى از على(ع):قال علی(ع):خوشا به حال کسی که به بندگان خدا نیکی کند و برای روز قیامت توشه بردارد(طوبی لمن احسن الی العباد و تزود للمعاد١۵)…
————–
١.بحارالانوار،ج٧ص٣٧
٢.همان،ج٨ص۶٧
٣.نهج البلاغه،خطبه متقین
۴.بحارج۷۲ ص۲۱۷
۵.نهج البلاغه،حکمت٨١
۶.سوره اسراء،آیه ٧
٧.غررالحکم ،ج١ص٢۶٢
٨.امام صادق(ع):کافى ج ٢ص١٠٠
٩.على(ع):غررالحکم:١٠٩،۵۵١٨،٨۴٧٣
١٠.بحارالانوار ج۸ ص۶۷
١١.غرر الحکم،ج١ص٢۶٢
١٢.مستدرک الوسائل ج۸ ص۴٨٠
١٣و ١۴. مستدرک الوسائل ج۱۲ ص۲۴۰
١۵.غررالحکم،ج١ص٢۶٢