پیامبران در قرآن ، “نور” خوانده شده اند. یکى از زیباترین تعبیرها در تعریف پیامبران در قرآن کریم،واژه “نور” است که چونان نور زندگى انسان ها را روشن مى کنند:”از سوى خدا،نور و کتاب آشکارى به سوی شما آمد”(قد جاءکم من الله نور وکتـب مبین)١.پیامبران، همراه کتاب و وحى الاهى،ماموریت دارند مردم را به فرمان پروردگارشان از تاریکى ها به سوى نور،برند:(کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید)٢.نور خواندن انبیاء به گونه هاى مختلف در قرآن،تکرار شده است همچون واژه “سراج منیر” که در باره پیامبراکرم(ص)آمده است(یَـٰأَیُّهَا النَّبیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَ مُبَشَّرًا وَ نَذِیرًا وَ دَاعِیًا إِلَی اللَهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنِیرًا)٣. همچنانکه مفسران،مشکاه را در آیه شریفه نور (الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوه)۴به وجود مسعود آن حضرت تاویل نموده اند۵:چراغدانى که همه عوالم به نور وجودش،روشنى و نور یافته است و از او انوار دیگرى ساطع شده اند مصداق “نور على نور”…
رهایی از ظلمات جهل و ضلالت و رسیدن به وادی نور و هدایت، از اهداف ارسال پیامبران است که درقرآن کریم، به آن تصریح شده است: “همانا تو بیم دهنده و منذر هستى و برای هر قومى نیز هادى و هدایتگرى،معین شده است”(إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ)۶.در آیات زیادى به ماموریت هدایت انبیاء اشاره شده و از این ماموریت در برنامه های آنها سخن گفته شده است:”پیامبران ما با بینات و معجزات به سوى ایشان رفتند، اما آنان گفتند آیا بشرى (همچون ما)قصد هدایت ما را دارد؟! سپس کافر شدند(کانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنا فَکَفَرُوا)٧ .
نور و هدایت ، دو واژه کلیدى در تعریف و بیان ماهیت پیامبران و اهداف آنها به شمار است که آیات زیادى به آن اشاره دارد٨.جهل علمی و جهالت عملی و رفتارى، دو عامل تیره در زندگى انسان هاست و عالم فاجر و جاهل متهتک، هر دو گرفتار تاریکی متراکم و ظلمات انباشته اند که تنها کشتی نجات و مصباح هدایت آنها پیامبرانند که از بارگاه تشریف به کارگاه تکلیف اعزام می شوند تا تیره دلان را روشن ضمیر، و گمراهان را راهیان نور کنند…
به واسطه وجود پیامبر اکرم(ص) که مَثَل نور الهی است دو جریان هدایت در عالم سامان یافته است : جریان وحى و جریان رهبرى الاهى. یک جریان هدایت، کتاب خداوند متعال است. قرآن نوری است که از طرف خداوند بر قلب پیامبر نازل شده و به واسطه پیامبر بر عوالم دیگر نزول یافته است. کتاب های همه انبیا نور و هدایت است، ولی نور و هدایتی که در قرآن است بر همه کتاب های پیشین مهیمن است و برترى دارد(وَ الْمُهَیْمِنِ عَلَى ذَلِکَ کُلِّه)٩.اگر امت هدایت می شوند به واسطه ی نوری است که خداوند متعال در قلب پاک پیامبر روشن نمودند.پس از پیامبر این نور در امامان بعد از ایشان متلألأ است:خداوند متعال این انوار را از عوالم بالا و از گرداگرد عرش خود به عالم دنیا تنزل داده تا مؤمنین بتوانند از این نور استفاده کنند(خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ)١٠، که از امامان به نور تعبیر شده و “نُورٌ عَلى نُورٍ” به” إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَام من ولد فاطمه”و نیزامامانى از نسل فاطمه(س)معنا شده است١١…
بصیرت،حاصل این فرایند است:” بگو: این راه من است؛ من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم منزه است خدا! و من از مشرکان نیستم”( قل هـذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا ومن اتبعنی وسبحان الله وما انا من المشرکین)١٢. یعنى پیروان پیامبر نیز باید با بصیرت و روشنائى همچون نور باشند که مردم را به سوى خدا هدایت کنند.هم رهبر و پیامبر،نور است و دارای بصیرت و هم پیروانش دارای بصیرت و بینایی و آگاهی کافی هستند تا بتوانند ماموریت هدایتى خود را به انجام رسانند.هدایت الهی نیز از طریق شرح صدر انجام مى شود که خداوند در قلب افراد ایجاد مى نماید(فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ)١٣؛آنکه چنین شد نورانى مى شود به نور الاهى(أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ)١۴ و آن نوری است که در قلب مؤمن واقع می شود و با آمدن این نور وسعت سینه و شرح صدر به او عنایت می شود و هدایت الاهى نصیبش مى گردد…
———————-
١.مائده/١۵و١۶.
٢.ابراهیم/١.
٣.احزاب/۴۶.
۴.نور/٣۵.
۵.التوحید،صدوق،ص١۵٨.
۶.رعد/٧.
٧.تغابن/۶.
٨.اعراف/۴۳؛ نحل/٣۶؛ فصلت/١۴و١٧؛حدید/٢۶ و…
٩.الکافی،کلینی،ج۴،ص۵٧٢.
١٠.زیارت جامعه کبیره،مفاتیح الجنان
١١.کافى،ج١،ص١٩۵.
١٢.یوسف/۱۰۸.
١٣.نعام/١٢۵.
١۴.آل عمران/١٩