نور علم

 

 

 

 

“آن کس را که خدا بخواهد هدایتش کند،سینه او را براى پذیرش اسلام،فراخ مى نماید و سعه صدرش مى بخشد (فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلام)١؛ هنگامى که این آیه نازل شد، یاران پیامبر(ص) از ایشان در مورد این آیه  توضیح خواستند. ایشان در پاسخ فرمودند:آن،نورى است که خدا آن را در قلب مؤمن مى اندازد(نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ)و سینۀ او را گشاده می کند. مجدداً از آن حضرت پرسیده شد که آیا نشانه ای برای این هدیۀ پروردگار وجود دارد، تا قابل شناسایی باشد؟! ایشان فرمودند: بلی! روی آوردن به خانۀ جاودانی و کنده شدن از خانۀ فریب دهنده دنیا و آمادگی برای مرگ قبل از آمدنش٢.آیه دیگر در همین مضمون،آیه سوره نور است:”خداوند به نور خود هر که را بخواهد راهنمایی می کند”(یهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یشاءُ)٣،این نور، نوعى از علم است که خداوند بر قلب افرادى که بخواهد، مى تاباند و موجب هدایت آنها مى شود…

 
پیرمردى از شاگردان مالک با نام “عنوان”،نزد امام صادق(ع)مى آید و با اصرار مى خواهد که امام به او علم بیاموزد؛ امام که مى بینند او به علم هاى ظاهرى که جز لفاظى و عبارت پردازى و محفوظات نیست مى باشد و همچنان در پی انباشتن ذهن از اصطلاحات علمی است و به این روش خو کرده و آنها را علم مى داند،او را به حضور نمى پذیرند و گویند نزد مالک برو که تا بحال از او مى آموختى.او بر اصرارش مى افزاید،امام ناگزیر براى تصحیح دیدگاه او مى فرمایند:”علم به زیادی دانش آموختن نیست، بلکه نوری است که خداوند در قلب آنکه هدایتش را اراده فرموده واردمی کند”(لَیسَ العِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنَّما هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِ مَنْ یریدُ اللَّهُ تَبارَک وَتَعالی أنْ یهْدِیهُ)۴. این علم به افاضه پروردگار تحقق می یابد و نقشی کلیدی در شناخت افراد دارد؛این علم،آموختنی نیست و از راه تعلیم و تعلم به دست نمى آید و قابل تحصیل نیست.این علم صفحه وجود افراد را نورانى مى کند و از ظلمت جهل و کفر به روشناى ایمان و تقوى، هدایت مى نماید…
 
 
اگر بخواهیم این علم و شناخت که از جنس نور است و صفحه جان افراد را روشن مى کند،توصیف کنیم باید بگوئیم این علم، علمی که آموختنی باشد،نیست؛ بلکه از عمق ذات آدمی می جوشد و همان نور بصیرت است که در نتیجه استضائه از چراغ وحی و امام، در کانون جان انسان روشن می شود. با روشن شدن این چراغ در کانون جان، انسان به علم نور و یا نور علم می رسد. در پرتو این نور و علم، دیده عقل چیزهایی را می بیند که قبلًا نمی دید و دیده ى قلب چیزهایی را مشاهده می کند که تا کنون مشاهده نمی کرد، و انسان حقایقی را می یابد که در کتابی نیست و استادی به او نیاموخته است و اصولًا قابل تعلیم و تعلم نمی باشد، بلکه به نوعی تجربه باطنی است، و بدین جهت ممکن است فردی بی سواد و درس نخوانده دارای نور علم باشد، و متقابلًا دانشمند و فیلسوفی که سال ها علم و فلسفه خوانده است، فاقد این نور باشد.آن علم نوری است که در دل هر کس که خداوند بخواهد او را راهنمایی کند، قرار می گیرد.سال ها درس خواندی و فقه و تفسیر و حدیث شنیدی، اما به نور علم نرسیدی و نور دانش، کانون جانت را روشن نساخت! آیا هنوز وقت آن نرسیده است که از خود بپرسی چرا؟!..

 

این “من یشاء” و خواست خداوند، نیز بی حکمت و بی حساب نیست. علت این که خداوند به گروهی از مردم این چراغ را عنایت می کند و به گروهی دیگر عنایت نمی کند، این است که آنان به سراغ چراغ وحی و مشکاه حجج الاهى نرفته و از امام استضائه نکرده اند و به اشتباه یا عناد به در خانه دیگران رفته اند لذا مشمول این نور نشده اند. خواست خداوند، این است که چراغ بصیرت، کانون جان کسانی را روشن کند که شرایطِ روشنایی آن را فراهم و موانع روشنایی آن را از خود دور کرده اند و ایجاد شرایط و رفع موانع این نور، جز با پرتو گرفتن از چراغ وحی امکان پذیر نیست.قرآن مى فرماید علم قرآن و دانش وحى و تاویل آیات و بینات، در سینه کسانى نهاده شده که دانش قرآن و علم حقیقى به آنان داده شده است(بَلْ هوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ)۵.حدود بیست حدیث در کتب تفسیرى وارد شده که مراد از «أُوتُوا الْعِلْمَ»، در این آیه، امامان معصوم علیهم السلام هستند۶…

———————

١.انعام/١٣۵.

٢.بحارالأنوار، ج۶۵،ص٢٣۶.

٣.نور/٣۵.

۴.بحارالانوار،ج١،ص٢٢۵.مشکاه الأنوار: ص۵۶٣،ح١٩٠١. 

۵.عنکبوت/٢٩.

۶.کافى،ج١،ص٢١٠و٢١١.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه