نهان زیستى

 
 
 
 
 
گفتم:نام امام زمان علیه السلام با غیبت،پیوند گرفته ،مى پرسم ماموریت امام،راهنمائى و هدایت مردم است،اگر غائب باشد،چگونه این مأموریت را انجام مى دهد؟گفت:هدایت،منوط به حضور جسمانى نیست.ما و نزدیک دومیایارد مسلمان اکنون پیرو پیامبریم و با تعالیم ایشان هدایت مى شویم در حالیکه ایشان حضور جسمانى ندارد.امام در زمان غیبت هم هدایت خویش را به مردم مى رساند یا از طریق کارگزاران و نمایندگان خویش یا از طریق القاء در قلوب و گاهى هم حضورى برای بعضى اشخاص همچون داستان حل مشکلات علمى مقدس اردبیلى یا داستان شیخ حسن عراقى وده ها نمونه دیگر.گفتم:چرا غیبت با امام دوازدهم قرین شد؟گفت:چنانکه دانستى،حاکمان جائر عباسى که شنیده بودند امام مهدى(ع)،بساط ظلم حاکمان ستمگر را بر خواهد چید،سعى کردند اولاً ایشان متولد نشوند و اگر هم متولد شدند،ایشان را به قتل برسانند؛ضمن آنکه سه امام قبلى را هم که ظاهر بودند نیز تحمل نکرده و در سنین ٢۵و٢٨و ٣٣سالگى مسموم و شهید نمود؛بنابر این خداوند با نهان زیستى،این ذخیره الاهى را از دسترس ظالمان دور نگه داشت…
 
گفتم:غیبت،دلائل دیگرى ندارد؟گفت:دارد،در بعضى روایات “آزمون خلق” را هم در زمره انگیزه هاى غیبت بر شمرده و به این آیه استناد فرموده اند:”آیا مردم مى پندارند همین که گفتند ایمان آوردیم،رها خواهند شد و آزمون نمى شوند؟! ما پیشینیان راهم آزمودیم تا در بارگاه الاهى[و در عمل] راستگویان از دروغگویان دانسته شوند”؛ و البته این غیبت مختص امام دوازدهم نبوده و انبیاء گذشته نیز چون یونس و موسى و…مدتى از قوم خود غائب بوده اند. خود امام عصر ارواحنا فداه به شیخ صدوق ماموریت مى دهند کتابى در همین موضوع بنگارد و در آن غیبت هاى رهنمایان پیشین را ذکر کند که او هم کتاب “کمال الدین و تمام النعمه” را مى نویسد که از بهترین کتابها در تبیین غیبت به شمار است.در بعضى روایات هم افراد را از پى جوئى زیاد انگیزه هاى غیبت،نهى نموده و این آیه را شاهد آورده اند:”مپرسید از امورى که چون آشکار شود موجب رنجش شما گردد”؛چنانکه اگر معلوم شود خود ما هنوز آماده نصرت امام نیستیم تا از غیبت به درآیند، خواهیم رنجید(تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز!)…
 
گفتم:داستان دو غیبت صغرى و کبرى چیست و چرا دو غیبت؟گفت:در دوره اول غیبت که آن را نهان زیستى کوچک یا غیبت صغرى نام نهادند و حدود هفتادسال (از آغاز امامت تا فوت آخرین وکیل)بطول انجامید،امام از طریق چهارتن از نمایندگان خویش با مردم ارتباط داشتند و مردم نامه ها و هدایا و مشکلات خویش را از طریق آنها به امام مى رساندند و پاسخ امام را شفاهى یا با نامه(که توقیع خوانده مى شد)به آنها باز مى گرداندند.این نمایندگان و وکیلان و سفیران عبارت بودند از :عثمان بن سعید عمرى،پسرش محمدبن عثمان،حسین بن روح نوبختى،على بن محمد سمرى.کسى جز آنان محل زندگى امام را نمى دانست و البته اگر امام از طریق آن سفیران ،اذن مى دادند بعضى از خاصان نیز به حضور امام شرفیاب مى شدند.این دوران تا سال وفات وکیل چهارم یعنى سال٣٢٩ ادامه یافت و در آن هنگام،امام با نوشتن نامه اى به او،این دوران را پایان داد و فرمود:براى خو جانشینى معین نکن که غیبت تامه[غیبت کبرىٰ] آغاز شده و هرکس ادعاى مشاهده [و ارتباط دائمى] با من کند،دروغگو و افترا زننده است…
 
گفتم:اوضاع اجتماعى در این دوره چگونه بود؟گفت: در سال‌های پایانی دوران غیبت صغری، تشیع در شهرهایی از ایران و از جمله در قم و آوه گسترش یافته بود و بعضى از شیعیان چون خاندان نوبختى در بغداد، مناصب حکومتى  به دست آورده بودند. در نیمه اول قرن چهارم با به قدرت رسیدن سلسله آل بویه در ایران و استیلای آنان بر بغداد و  و به قدرت رسیدن آل حمدان در شام، وضع سیاسی به نفع شیعه تغییر کرد و رجال شیعه چنان در بعضى مناصب و مقامات حکومت جا گرفتند. در همین دوره بود که دفاعیه‌هایی چون کتاب “الامامه و التبصره من الحیره” اثر علی بن بابویه در تثبیت باورهای امامیه نوشته شد و سیر تدوین این کتاب‌ها در سالها و سده‌ های بعد با آثاری همچون کتاب الغیبه اثر محمد بن ابراهیم نعمانى و کتاب کمال الدین و تمام النعمه اثر شیخ صدوق استمرار یافت و بدین ترتیب، شیعه ،دوران غیبت صغری را با استواری پشت سر گذاشت و وارد دوران غیبت کبری شد.امام صادق (ع) پیشتر این دو غیبت را پیشگوئى فرموده بودند: “همانا برای قائم دو غیبت است:یکى کوتاه و دیگرى طولانى (لِلْقائِمِ غَیبَتانِ اِحْداهُما قَصِیرَهٌ وَالاُخْری طَوِیلَهٌ…” و نیز:براى قائم دو غیبت است:در یکى باز مى گردد و در دیگرى کسى از مکان او خبر ندارد.او هر سال در مناسک حج حاضر می گردد و مردم را می بیند در حالی که مردم او را نمی بینند[یا مى بینند و نمى شناسند](إنَّ لِلْقائِمِ غَیبَتَینِ یرْجِعُ فِى اِحداهُما وَ فِى الاُخْری لایدری اَینَ هُوَ یشْهَدُ المَواسِمَ یری الناسَ وَلایرْونَهُ)…
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه