نقض آزادى شخصى

 
 
 
 
 
کتاب اقدس، به آزادى های شخصی هم ورود پیدا مى کند و در بعضى از امور جزئى هم حلال و حرام تعیین مى نماید همچون اندازه موى سر، تعویض وسائل خانه، نوع شستن پا در تابستان و زمستان و… و این امور را هم به خدا نسبت مى دهد و تشریع الاهى مى شمرد. براى نمونه در مورد موى سر مى گوید حق ندارید بگذارید موهایتان از حد گوشتان دراز تر شود،یا حرام است سرتان را بتراشید.این عبارت اقدس است:”لا تحلقوا روسکم… لا ینبغی ان یتجاوز عن حد الاذان…” یعنى سرهایتان را نتراشید و سزاوار نیست که موهای شما از حد گوش های شما تجاوز نماید.این در حالی است که عکس هائى که از جناب بهاء الله(در کسوت و موى درویشی) و فرزندشان عبدالبهاء در فضای مجازى انتشار یافته هر دو موهاشان از حد گوش فرا رفته و بر روی شانه هاشان ریخته است  و در تناقض با این فراز کتاب اقدس است.آیا انسان هاى امروزى ورود دین به عرصه این نوع آزادی های شخصی را بر مى تابند؟! ضمنا مدت دوام این دستورات را هم هزارسال تعیین کرده اند یعنى تا هزارسال دیگر کسی حق سرتراشی و بلندکردن مو را ندارد و طبیعتا چون حکم بطور عام است تکلیف زنان هم باید عدم سرتراشی و بلند کردن مو در حد گوش باشد…
 
از دیگر احکام کتاب اقدس، وجوب تعویض وسائل خانه هر نوزده سال یکبار است.آزادى مردم در نگهدارى وسائل خانه هم محدود شده است و حق ندارند وسائل و تزئینات خانه مثل فرش ها و تختخواب ها و یخچال ها و لوازم برقى و تابلوها،یادگارى ها،اشیاء عتیقه و ذوقى و لوازم منزل را بیش از نوزده سال نگهدارند بلکه باید آنها را قبل از نوزده سال تعویض نمایند.به عبارت اقدس نگاه کنیم که این موضوع را با عبارت “کتب لکم”[یعنى بر شما نوشته شده]به شکل یک تکلیف شرعى بیان کرده است:”کتب علیکم تجدید اسباب البیت بعد انقضاء تسع عشره سنه کذلک قضی الامر من لدن علیم خبیر”؛یعنى بر شما نوشته (یعنی واجب) شده است که وسائل و اسباب خانه را بعد از انقضای نوزده سال تجدید نمائید. این گونه از ناحیه دانای آگاه حکم صادر شده است.این چگونه خدائى است که حق تنظیم وسائل خانه را هم به بندگانش نمى دهد و آنها را آزاد نمى گذارد که در این مورد خودشان تصمیم بگیرند و انتخاب کنند؛چه بسا علائق و دلبستگى ها و یادگارهاى هائى دارند که نمى خواهند از آنها جدا شوند ولی اقدس این آزادى را برای آنها نمى پسندد…برای افراد مبهم است که چرا نوزده سال؟ آیا تاریخ مصرف شان تمام مى شود ؟اگر فرد دیگرى آن را بخرد باز باید قبل از نوزده سال عوض کند؟ آیا این حکم به مصرف گرائى دامن نمى زند؟ و سوالات دیگر که جایگاه اینگونه احکام خلاف آزادى های شخصی در تمدن بشرى و در هزاره سوم چیست؟
 
 
از دیگر تعالیم اختصاصی کتاب اقدس، وجوب شستن پا در زمستان و تابستان است.مطابق این حکم بهائیان باید پاهای خود را دائما بشویند به این ترتیب:در تابستان روزی یک بار و در زمستان هر سه روز یک بار. متن حکم در کتاب اقدس چنین است:«اغسلوا ارجلکم کل یوم فی الصیف و فی الشتاء کل ثلاثه ایام مره واحده»یعنی پاهای خود را در تابستان هر روز بشوئید و در زمستان هر سه روز فقط یکبار. معلوم هم نیست حکمتش چیست؟ آیا بخاطر سردى هوا در زمستان باید کمتر بشویند و در تابستان بیشتر؟ آیا در زمستان پاها کمتر کثیف مى شود و در تابستان بیشتر؟ اتفاقاً در زمستان که پاها در جوراب های ضخیم است و بو مى گیرد چه بسا باید بیشتر شسته شود در حالیکه در تابستان به دلیل گرما،پاها در معرض هوای آزاد است و کمتر کثیف مى شود…
 
آیا اگر در منطقه ای هوا متعادل است و زمستان و تابستانش یکى است ، باز باید طبق تقویم این حکم را اجرا کرد؟ چون حکم بطور کلى و عام مطرح شده برای زن و مرد،روستایی و شهرى، مناطق حاره، استوایی، معتدل، سرد یا گرم یکسان است؟ حد پا برای شستن چقدر است تا قوزک پاست یا ساق و ران را هم شامل مى شود؟اگر کمبود آب بود چه باید کرد؟ تکلیف دست ها و صورت چیست؟ آیا شستن آنها وجوب ندارد و فقط مساله شستن پاها وجوب دارد؟  تکلیف کسانی که این کار را نمی کنند چیست؟ جریمه دنیوی واخروی آنها چه می باشد؟ اقدس در این زمینه ها رهنمودى ارائه نمى دهد…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه