وقتى انتظار “آینده روشن”را آرمان همه انسانها بدانیم؛وقتى موعودگرائى را بخشى از مفاهیم مشترک همه ادیان و مذاهب بیابیم؛ وقتى آمدن منجى را اصلى مسلم در مجموعه کتاب مقدس(عهد قدیم و جدید،تورات و انجیل) و نیز آموزه های زرتشت در آوستا و دیگر نحله ها و اندیشه ها ببینیم، وقتى مهدویت را از اصول بنیادین و مورد قبول همه مذاهب اسلامى بدانیم، آنوقت خطر دشمنان و ستیزگران با این باور سازنده و امیدآفرین را جدى مى گیریم و برای مقابله با آن اقدام مى کنیم. به ویژه اگر این مخالفان دائماً مشغول تبلیغ افکار خود بوده و از طریق تبلیغات تهاجمى حضورى و غیر حضورى در رسانه های گوناگون سعى در شبهه افکنى و ایجاد تزلزل در معتقدان به مهدویت نموده و قصد انحراف آنها را داشته باشند.اذعان مى فرمائید که سکوت در برابر چنین جریان هائى به هیچوجه روا نبوده و نیست…
از جمله ستیزگران با امامت و مهدویت حضرت مهدى ارواحنا فداه، آئین بهائیت است که ضمن مخالفت شدید با آن به اهانت و توهین روى آورده و به همه باورمندان خود برای مقابله با این اعتقاد فرمان بسیج داده است که آرام نمانند و با آن بستیزند.بهائیت در این نقطه متوقف نمى ماند و با موهوم خواندن امام عصر علیه السلام،دوران اسلام را تمام شده دانسته و خود را دین جدید متناسب با شرایط دنیاى معاصر اعلام مى نماید و بدین ترتیب عزم ستیز با دو میلیارد باورمندان به اسلام مى نماید که در حیات فردى و اجتماعى خود بر قرآن و سنت اولیاى دین راه سپرده و به تعالیم و احکام آن پای بندند و نفى خاتمیت پیامبر اکرم (ص) و انکار مهدویت را بر نمى تابند و این اندیشه مهاجم را به درون باورهاى اصیل خود راه نخواهند داد…
بهاء الله، رهبر اصلى بهائیت ضمن کلمات اهانت آمیز به شیعه و “حزب غافله مردوده”خواندن آنان،اعتقاد به وجود حضرت مهدى علیه السلام را از نوع اعتقاد به ظنون و اوهام معرفى کرده و سفیران آن حضرت (نواب اربعه) را گمراه کنندگان خلق شمرده که به دروغ ادعا کرده اند حضرت عسکرى علیه السلام فرزندى داشته است و همه سخنان و توقیعات را کذب و دروغ خوانده و از پیروان خود خواسته است که شیشه این ظنون و اوهام و بت ها را شکسته ،مردم را آگاه کنند. عبارات جسارت آمیز او را خواهید دید که چگونه با صراحت به جنگ اعتقاد به امامت حضرت مهدى علیه السلام و نواب آن بزرگوار رفته و باور به وجود و حیات آن بزرگوار را اوهام شمرده است…
به راستى چه چیز رهبران بهائیت را این گونه جسور کرده است که با اهانت به معتقدات مسلمین بویژه شیعیان،همه آنها را تابع اوهام به حساب آرند و وجود امام دوازدهم را موهوم معرفى نمایند و فرزند داشتن امام یازدهم را دروغ شمرند و ساختن این دروغ ها را به نواب اربعه نسبت دهند و ناحیه مقدسه را ناحیه دروغ ساز گویند و دستور دهند که اهل بهاء باید با این اوهام مبارزه نمایند؟ براستى جامعه اسلامى با چنین افرادى که در درون جامعه ،اعتقادات آنها را به باد تمسخر گرفته و با تبلیغ تهاجمى سعى در منحرف ساختن افراد از اعتقادات اسلامى شان داشته و دارند باید چه رفتارى داشته باشد؟ آیا بگذارد که آنها آزادانه اهداف خود را در درون جامعه بپراکنند و با باور مهدویت بستیزند و مردم را با تبلیغ تهاجمى از دین و آئین خود بیرون برند…؟