نظم

 
 
 
 
 
در کارهاى خویش چو نظم افکند/شد آیت بزرگى دوران ها/او از امیر نحل، همى آموخت/اوصیکما چو گفت به انسان ها/باید شنید این سخن و دانست/تقوى و نظم، راه بزرگى ها…”نظم”، در لغت به معنای آراستن، بر پا داشتن، ترتیب دادن کار؛ و”انضباط” نیز به معنای نظم و انتظام، ترتیب و درستی، عدم هرج و‌ مرج، سامان‌پذیری و آراستگی است. آفرینش  جهان ، بر اساس نظم استوار است و هر پدیده‌ای داراى جایگاهى خاص،ماموریت و کارکرد ویژه‌ای است کرات آسمانی در مدار معیّنی حرکت می‌کنند، فصول سال و گذشت شب و روز نظم خاصی دارد و خلقت اشیا از‌ اندازه، حدّ و میزان خاصی برخوردار است. نظم شگفت و محیرالعقولی که در همه مخلوقات، حرکت سیاّره‌ ها و ستارگان، گیاهان، موجودات دریایی و صحرایی، بدن انسان، گردش خون و… وجود دارد، همه و همه معلول تدبیر خداوند حکیم، مدبّر و تواناست که فرمود:”ما هر چیزی را به‌ اندازه [و روی حساب]آفریدیم١”؛جهان چون خط و خال و چشم و ابروست/که هرچیزى به جاى خویش نیکوست…
 
همه پیشرفت هاى بشر در سایه حاکمیت نظم است و امروزه اگر نظم از زیست مدرن حذف شود، زندگى حتى براى یک روز هم قابل تحمل نخواهد بود و با فاجعه روبرو خواهیم شد.حجم عظیم کتاب هاى قوانین و مقررات که با  بودجه‌ های هنگفت که صرف قانون‌ گذاری و تنظیم آنها می‌شود و اهمیتی که همه ملل جهان به آنها می‌دهند راهى براى استقرار نظم فردی و اجتماعی در زندگی انسان است.آئین ما،اهمیت وافرى براى نظم و قانون قائل شده تمام احکام و برنامه هاى شریعت در راستای ایجاد نظمى الاهى در زندگى بشر است.نقل شده که پیامبر خدا در همه کارها نظم خاصى را حاکم مى نمود حتى بر منظم بودن صفوف در نماز جماعت هم دقت ویژه اى را مبذول مى داشت٢. امیرمومنان(ع) اینگونه براى دو فرزندش وصیت نمود:شما و همه فرزندان و خویشان و هر که را نوشته ام به او رسد، به تقواى خدا و نظم داشتن در کارتان سفارش مى کنم…٣”؛و در مورد قرآن فرمود:”بدانید که آن ،حاوى علم آینده و سخن گذشته و دواى درد هایتان و نظم و سامان دهى امور شماست۴”…
 
کاروان بزرگى و سیادت،از منزل نظم مى گذرد بلکه باید گفت از آغاز با نظم گره خورده است.هم امور فردى و شخصى و تنظیم ساعات روز به وظائف و مسئولیت ها باید بر نظم استوار باشد و هم امور جامعه و حکومت.ملک الشعراى بهار گوید:کار نظم مصالح جمهور/هست مشکل‌ تر از تمام امور/جز به بخت جوان و دانش پیر/جد و جهد و درایت و تدبیر/گاه آهن‌دلی و خون‌سردی/گاه نرمی و کدخدا مردی/گه لبی پر ز خنده چون شکر/گه نگاهی برنده چون خنجر/همه را داشتن به زیر نظر/خواه در خانه خواه در معبر/شهرها را به نظم آوردن/خلق را رو به تربیت بردن/دیدن جمله خلق با یک چشم/لیک گاهی به خنده گاه به خشم/به یکی دست‌، لالهٔ رنگین/به دگر دست‌، دهرهٔ سنگین/خلق را داشتن به بیم و امید/گاه با لطف وگاه با تهدید/یکی از صد هزارها کار است/که به هریک هزار اسرار است…امیرمومنان (ع)به مالک اشتر فرماندار مصر توصیه مى کند: و در عهدنامه مالک اشتر رعایت نظم را با عباراتی دیگر اینچنین سفارش می کند:”از عجله در مورد کارهایی که وقتشان نرسیده، یا سستی در کارهایی که امکان عمل آن فراهم شده، یا لجاجت در اموری که مبهم است، یا سستی در کارها هنگامی که واضح و روشن است، بر حذر باش! و هر امری را در جای خویش و هر کاری را به موقع خود انجام بده۵”….
 
فردی که در زندگی منظم باشد، در همه زمینه ها از جمله در پوشش و آرایش، سبک زندگى، سخن گفتن و نوع استفاده از کلمات و تنظیم جملات، در رعایت وفای به عهد، در تزیین محل زندگی و کار، زندگى فردى و زناشوئى و تربیت فرزندان و ارتباطات اجتماعى، الگوی موثر برای دیگران خواهد شد و رفعت و سیادت خواهد یافت؛ در نتیجه مورد توجه، مهر و محبت و رجوع دیگران شده و به این وسیله هم موجب شادابی خود و هم دیگران در زندگی می شود. نظم و انضباط موجب شادی و نشاط، سازش فردی و اجتماعی، احساس امنیت، اعتماد به نفس و جلب محبت دیگران و هدایت و رهبرى جمع مى شود و دیگران او را در امور اجتماعى انتخاب مى کنند تا در کنار او و نظمى که دارد،زندگى خویش را انتظام بهترى بخشند…
—————————–
١.سوره قمر، آیه۴۹:(اِنَّا کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ).
٢.تنبیه الخواطر ،ج ۲ ،ص ۲۶۷.
٣.نهج البلاغه،نامه۴٧.
۴.همان.خطبه١۵٨.
۵.همان،نامه۵٣.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه