نظام آموزشى

 
 
 
 
 
“فرایند آموزش و یادگیرى از پیدایش انسان آغاز شد.تمدن در خاورمیانه، در بین رودهای دجله و فرات و در مصر، حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد شروع گردید . تمدن عمده بعدی هزار و پانصد سال بعد در شمال چین زاییده شد. انتقال فرهنگ در این جوامع پیچیده، “نوشتن” را ضروری کرد. البته در هیچ زمانی در دوران باستان، بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد مردان بالغ و تقریباً ۱۰ درصد کل جمعیت نمی‌توانستند بخوانند و بنویسند.” محسن که دانش آموخته مدیریت آموزشى بود ادامه داد:در جوامع بدوى سالمندان وظیفه آموزش به نوجوانان را بطور عملى انجام داده و همه جا کلاس درس بود.انباشتگى دانش در طول زمان باعث شد که یک نفر بالغ نتواند بر تمامی آن مسلط شود. راه حلی که جامعه برای این مشکل پیدا کرد آموزش به نوع رسمی بود: مدارسی تشکیل شد و متخصصینی در آن‌ها به گونه‌ای مؤثر به انتقال فرهنگ و دانش موجود کمک کردند. با رشد فزاینده جامعه و زیاد شدن پیچیدگی‌های آن، آموزش رسمی به عهده موسسات خاصی واگذار گردید. فرایند آموزش امروزه یکی از پایه‌های اساسی پیشرفت جوامع شده‌ و اهمیت روزافزونی پیدا کرده‌است.

 

پرسیدم : چه تعریفى از آن مى توان ارائه داد؟گفت: یکى از تعاریف آموزش و پرورش(Education)،فرایند هدایت و جهت‌ دهی عمدی تجارب انسانی از طریق یک نظام آموزشى مبتنى بر معلم و شاگرد و مواد آموزشى است.دانش فلسفه آموزش و پرورش،به بررسی ماهیت و اهداف و ابزارهاى آموزش بر اساس شرایط و باورها و بافت هر جامعه می‌پردازد تا دانش آموخته نظام آموزشی، فردى سازگار،هماهنگ،خوب و مفید براى اجتماع باشد که طبیعتاً تحت تأثیر نظام سیاسى و اعتقادى هر جامعه تغییراتى دارد. در بیشتر کشورها، گذراندن دوره هاى آموزشى مقدماتی و متوسطه برای کودکان پنج تا سیزده ساله اجبارى است.دانش آموزش و پرورش تطبیقى نیز به بررسى مقایسه اى نظام هاى مختلف آموزشی مى پردازد تا از رهاورد آن،تجربیات موفق دیگران را شناخته و در دسترس مدیران ارشد آموزش قرار دهد.مدار پیشرفت و تعالى کشورها و جوامع مختلف،از آموزش مى گذرد و بهترین سرمایه هر کشور،سرمایه منابع انسانى کارآمد آن کشور است.عدالت اجتماعى حکم مى کند همه شهروندان جامعه از امکانات  برابر براى آموزش و پرورش برخوردار باشند تا به رشد و بالندگى خود نائل آیند…

 

گفتم:در فرهنگ اسلام ،آموزش چه جایگاهى دارد؟ گفت: مدرسه در تاریخ اسلام از مسجد منشعب شده و مسجد تنها عبادتگاه نبوده و عبادت هم فقط به نماز و نیایش منحصر نمى شده و آموزش علم از برترین عبادات به شمارمى آمده است. مسلمانان وظیفه خود می دانستند که علاوه بر إقامه نماز،قرآن و تعالیم عالیه اسلامی را در مساجد بیاموزند و به اطفال و نوباوگان خویش نیز تعلیم دهند و در مساجد علاوه بر اقامه نماز، تعلیم و تربیت نیزانجام می گرفت.در سه چهار قرن اول هجری، مراکز اجتماعات دینی مسلمانان،مراکز تعلیم و تربیت بود و اگر احیانا مدرسه ای هم ساخته می شد،معمولا در کنار مساجد قرار می گرفت.از مشهورترین این مساجد،مسجد جامع الازهر در مصر بود که اواسط قرن چهارم هجری همزمان با شهر قاهره توسط دولت اسماعیلی مذهب فاطمیان تأسیس و قران و فقه در آن تدریس می‌شد و از اقصی نقاط دنیا مانند ترکستان و هندوستان به سوی این مسجد روی می‌آوردند و در مجاورت آن زندگی می‌کردند که به مجاورین مشهور شده و هر یک رواقی داشتند که به رواق شامیان، رواق ایرانیان، رواق مغربیان و … معروف بود. دانشجویان الازهر را در اوایل قرن نهم هجری،۷۵۰ تن از ممالک مختلف اسلامی ذکر کرده‌اند…

 

گفتم: آیا این سیر در مساجد متوقف ماند؟ گفت:نه، پس از مساجد،دارالعلم ها -که پژوهشگاه بود -و کتابخانه ها و مدارس خصوصى و بعدها مدارس دولتى مثل نظامیه ایجاد شد که هزاران نفر را از نقاط مختلف جهان براى آموزش علوم مختلف به سوى خود جذب نمود و دانش آموختگان آن،هنگام بازگشت به موطن خویش،به آموزش دیگران اهتمام مى ورزیدند.با این پیشینه آموزشى و جایگاه والاى علم و عالم نزد این آئین، سزاست که مسلمین به سیادت علمى در جهان شهره شوند و گوى سبقت را از دیگران بربایند. موانع دستیابى به این هدف علاوه بر توطئه دشمنان در جلوگیرى از فرصت هاى برابر براى دانشجویان مسلمان در فراگیرى علوم راهبردى،ضعف مدیریت،ضعف اطلاع رسانى ، ناکارآمدى نظام آموزشى،کم کارى و بى انگیزگى و تنبلى و…است که باید توسط برنامه ریزان و متولیان، چاره جوئى و درمان شود.امروز هرگونه تقصیر و قصور در امر آموزش  و نیز کوتاهى در اصلاح ساختار آموزشى  و تربیت نیروى انسانى کارآمد که مانع دست یابى به آن سیادت علمى شود، نابخشودنى است…

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه