نرمى و مدارا

 
 
 
 
 
“تو ای پیامبر! به واسطه رحمت پروردگار، در برابر مردم نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگ دل بودی،آنها از اطراف تو پراکنده می‌شدند”(فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظّا غلیظ القلب لانفضّوا من حولک)١.از ویژگى هاى پیامبران،اخلاق نیکو، نرمى و مدارا و مهربانى بوده است زیرا دعوت به یک راه و روش نو و جذب قلوب به سوى یک دین و آئین،با خشونت و پرخاشگرى و سنگدلى حاصل نمى شود.وقتى خداوند موسى و برادرش هارون را مى خواست به سوى فرعون-که طغیان کرده و خود را خدا خوانده بود- بفرستد تا او را به آئین الاهى دعوت کنند به آنها توصیه نمود با درشتى و تندى با او صحبت نکنید بلکه:” با نرمى با او سخن بگوئید، شاید متذکر شود، یا (از خدا) بترسد! “(فقولا له قولا لیّناً)٢.آنان نیز چنین کردند و مطالب خود را با صراحت اما با نرمى و دلسوزى به او گفتند تا زمینه برای پذیرش یا خضوع و خشوع او فراهم شود و حجت نیز بر او تمام گردد.چنین بوده است سیره پیامبران…
 
رفتار مؤدبانه، همراه با عطوفت و مهربانی حضرت ابراهیم(ع)با عمویش آذر که مردی بت پرست و بت تراش و بت فروش بوده و نتیجتاً عامل رواج فساد عقیدتى در محیط محسوب می‌شده ،نشان می‌دهد که برای نفوذ در افراد منحرف، باید از طریق نرمى و ملاطفت همراه با منطقی آمیخته با احترام، محبت، دلسوزی و در عین حال توام با قاطعیت، استفاده کرد. او عمویش را پدر خطاب کرده و مى گوید:”ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود، و نه می‌بیند، و نه هیچ مشکلی را از تو حل می‌کند؟! ای پدر! دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است بنا بر این از من پیروی کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم! ای پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان، عصیانگر بود! ای پدر! من از این می‌ترسم که از سوی خداوند رحمان عذابی به تو رسد، در نتیجه از دوستان شیطان باشی!”٣. این روش،درس عملى براى همه هادیان راه الاهى است که بتوانند در دل ها نفوذ کنند…
 
خداوند در قرآن پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و مى فرماید: از آنان درگذر (با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر) و به نیکى ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنها ستیزه مکن)(خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ)۴.در آیه اى دیگر آنجا که صفات بدگان خوب خدا(عبادالرحمن)را بر مى شمرد، مى فرماید:آنان،هنگامى که با امور لغو(سخنان لغو، انسانهاى لغو، مجالس لغو و خلاصه هر آنچه لغو است)مواجه مى شوند، کریمانه و بزرگوارانه ازکنار آن عبور مى کنند، و درگیر آن نمى شوند( وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً)۵.مثلاً اگر به انسان پستى بر خورد کرد که به او ناسزا گفتن د کریمانه گذر کند و با خود بگوید: منظورش من نیستم! همچنین به پیامبر توصیه مى نماید:”بدى را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدى را به نیکى ده) که ما به آنچه آنها توصیف مى کنند، آگاه تریم(إِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَصِفُونَ)۶.این کرامت اخلاقى که پاسخ بدی هاى دیگران را با خوبى بدهند مى رساند که چنین آئینى آئین محبّت و عاطفه و رحمت و صفا و عطوفت و مهربانى است؛این است که  همگان را دعوت مى نماید که به صلح و آشتى در آیند:(یَا أَیُّهَا ا لَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِى السِّلْمِ کافَّهً )٧…
 
رسول خدا(ص)فرمود:”انسان مؤمن ، نرم خو، ملایم، باگذشت و دارای اخلاق نیک است”٨.هم خود پیامبر و هم پیشوایان دینى نمونه هاى والا و عملى این ویژگى ها بودند.امیرمومنان(ع)وقتى با ضربت شمشیر زهرآگین به شدت مجروح و در بستر شهادت قرار گرفتند، حضرت در وصیت نامه‌ای خطاب به فرزندان خویش نوشتند:”ای فرزندان عبدالمطلب ! مبادا پس از من دست به خون مسلمانان فرو برید و دست به کشتار بزنید و بگویید امیرمؤمنان کشته شد؛ بدانید جز کُشنده من کس دیگری نباید کشته شود، درست بنگرید؛ اگر من از ضربت او مردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اعضای او را نبرید. من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: بپرهیزید از بریدن اعضای مرده، هرچند سگ درنده باشد٩”.امام کاظم(ع) به کسى که از نخلستان او دزدى کرده بود با ملاطفت سخن گفتند وبه او احسان کرده و رهایش کردند و همه خرما ها را به او بخشیدند”١٠.امام حسین(ع)کنیزکى را که دسته گلى از باغچه چیده و به ایشان هدیه کرده بود،در راه خدا آزاد نموده و در پاسخ سوال کسی که گفت: آزادی یک دختر در برابر چند شاخه گل؟! فرمود:”خدا این گونه به ما آموخته است که هرگاه به شما تحیت و درود گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید یا (دست کم) به همان گونه پاسخ گویید(واذا حُییتم بتحیه فحَیّوا بأحسن منها او رُدّوها١١)؛نیکوتر از درود وی، آزادی اش بود”١٢…
——————-
١.آل عمران/١۵٩.
٢.طه/۴١-۴۶.
٣.مریم/۴٣-۴۶.
۴.اعراف/١۵٩.
۵.فرقان/٧٢.
۶.مومنون/٩۶.
٧. بقره/٢٠٨.
٨.وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹.  
٩.نهج البلاغه نامه۴٧.
١٠.کافی، ج۲، ص۱۰۸.    
١١.نساء/۸۶.   
١٢.اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۷۹.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه