نرمخوئى

 
 
 
 
 
داشت به دوستانش مى گفت:داعش را همان کسانى ایجاد کردند که چهارده قرن هرگونه دشمنى و نزاع و عداوتى را با اسلام انجام دادند تا از نفوذش بکاهند و موفق نشدند لذا مزدورانى آدمکش را با پول و اسلحه تجهیز کردند تا چهره اسلام را خشن جلوه دهند.جنجال کاریکاتورهاى موهن علیه پیامبر اکرم(ص)را نیز در بعضى نشریات اروپائى ایجاد نمودند تا چهره خشنى از آن حضرت ارائه کنند و از نفوذ شخصیت و منش بزرگ اخلاقى ایشان در دل مردم اروپا و آفریقا که روز به روز بیشتر به اسلام گرایش پیدا مى کنند،کم کنند اما به نتیجه نرسیدند؛زیرا پیامبر ما به تصریح آفریدگار،بسیار نرمخو و با سعه صدر فراوان بود؛که اگر چنین نمى بود دعوتش در میان افراد متعصب و سخت دل ،نفوذ پیدا نمى کرد و امروز نزدیک دو میلیارد انسان،شیفته و پیرو او نمى شدند…
 
یکى از دوستانش گفت:تحلیل شما درست است.زشت نمائى و تخریب شخصیت افراد موفق،شیوه قدیمى دشمنان بوده است زیرا با هزینه کمى نسبت به جنگ سرد مى شود آن را انجام داد و رقباى خود را با این شیوه کنار زد و امروز هم از طریق همین شیوه ها،با انواع رسانه هائى که در اختیار دارند به سیاه نمائى علیه اسلام و پیامبر مشغولند.تعبیر خداوند در مورد سیره و منش اخلاقى پیامبر (ص) با مردم و حتى معاندان این است :”از مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سخت‌ دل بودی مردم از گِرد تو متفرق می‌شدند، پس از (بدیِ) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد(فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ‌)…

 

یکى دیگر از جمع گفت:من داستانى به نقل امام صادق(ع)خواندم که بى مناسبت با این موضوع نیست:امیرمومنان علی علیه‌السلام  در راه با مردی ذمّی (از اهل کتاب که در پناه اسلام بود) برخورد کرد و با او همراه شد.آن مرد که امام را نمی شناخت، از ایشان پرسید: مقصدتان کجاست؟حضرت فرمود: عازم کوفه هستم.وقتی بر سر دو راهی رسیدند که مسیر هر یک از آن‌ها از یکدیگر جدا می‌شد، امیرمؤمنان علیه‌السلام از راه کوفه نرفت؛ بلکه همراه آن مرد در مسیر دیگر راه را ادامه داد.آن مرد پرسید: مگر نگفتید که عازم کوفه هستید؟ فرمود: بله.مرد پرسید: پس چرا با من همراه شدید؟ امام فرمود: این از حق رفاقت است که مرد، رفیق راهش را هنگام جدایى چند گامى بدرقه کند و پیامبر ما اینچنین به ما دستور داده است!مرد ذمی گفت: آیا پیامبر شما واقعاً چنین دستوری داده است؟ فرمود: آری، ذمّی گفت: بی‌گمان هر که پیامبر را پیروی کرده، به دلیل همین کردارهای بزرگوارانه و پسندیده‌ی او بوده است. من تو را گواه می‌گیرم که از این پس، پیرو آیین شما شدم. آن گاه با امیرمؤمنان علیه‌السلام همراه شد و وقتی حضرت را شناخت، ایمان آورد…

و ادامه داد: آرى پیامبر ما با این نرمخوئى و منش زیبا در قلب افراد نفوذ مى کرد؛چنانکه قرآن فرمود،هرگز فظّ و غلیظ القلب یعنى خشن و تندخو و سخت دل نبود بلکه در نقطه مقابل ،لینت و نرمى داشت؛دارای سعه صدر و تحمل بالا بود و با دیدن آزارها و اهانت ها و بى ادبى ها وتندى هاى کافران خشمگین نمى شد؛بدى هاى آنان را مى بخشید،براى هدایت شان دعا مى نمود؛ با آنان مشورت مى کرد؛دوستشان مى داشت؛ حتى وقتى از دنیا مى رفتند در تشییع آنها حاضر مى شد و بعضاً خود آنها را به خاک مى سپرد و دعا مى کرد و نزد خدا براى غفران آنها شفیع مى شد.یاران و پیروان او هم در این زمان اگر بخواهند موفق شوند باید همین شیوه را از پیامبر اکرم(ص)بیاموزند و به کار گیرند تا هم نقشه هاى دشمنان را در سیاه نمائى اسلام و مسلمین،خنثى کنند و هم در دل دگر اندیشان نفوذ نمایند و آنها را جذب نمایند.اگر چنین کنیم بى تردید مشمول عنایات مضاعف آن پیامبر نور و مهربانى قرار خواهیم گرفت ان شاء الله…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه