نام گریزى

 
 
 
 
 
عجب آفتى است این آفت نام و مقام که وقتى به جان کسانى مى افتد همه چیز آنها را تحت تأثیر قرار مى دهد و “اخلاص” را به “ریا” مبدل مى سازد و اعمال را فاسد مى کند.فضله ای ، یک خروار غذا را ناپاک مى کند و قطره خونى یک مخزن بزرگ شیر را آلوده مى نماید. فرد ، دیگر بخاطر خدا نیست که کار خیرى انجام مى دهد بلکه برای خودنمائى و نام و شهرت و پسند خویش یا احسنت دیگران است که به آن کار مبادرت مى نماید.این آفت، ریا نام مى گیرد که مبطل اعمال است و پذیرفته حق نیست.هم افراد باید مراقب ریا باشند و هم تشکل ها و سازمان های نیکوکارى.قصدشان بالا بردن نام و پرچم و برند خودشان نباشد بلکه اعلاى کلمه حق و جلب رضایت او باشد…
 
ریا از مصادیق شرک است چنکه اخلاص از لوازم توحید.آنکه جان را به خدا سپرده است همه اعمالش رنگ خدائى مى گیرد که عجیب رنگ نیکو و زیبائى است(صبغه الله و من احسن من الله صبغه) و آنکه پسند دیگران و نام و شهرت خود را هم دخالت مى دهد به شرک مبتلا شده و از اخلاص دور مانده است.بسیار باید مواظب بود که شرک وارد اندیشه انسان نشود تا آن را فاسد سازد زیرا شرک ، بسیار آرام و پنهان وارد مى شود به نوعى که انسان متوجه ورود او نمى شود.در روایت است که شرک همچون موری سیاه است بر سنگى سیاه در شبى تاریک و ظلمانى! فرد ،ظاهراً دارد برای خدا مجاهده مى کند ولى در اعماق قلبش ،خود و گروه خود را هم شریک کرده است!
 
نام و برند اگر فقط برای امتیاز از نام های دیگران باشد-که فلسفه نام هم همین است-خللى وارد نمى کند زیرا ناگزیر از نام هستیم تا از دیگران شناخته شویم.اما از جائى این نام به آفت تبدیل مى شود که در پى اعتلاى نام باشیم و طبیعتاً برای منافع این نام، وارد مرده باد و زنده باد و “درود بر” و “مرگ بر”بشویم و برای آن نام رأی جمع کنیم و آن نام را به قدرت برسانیم.بسیار کسان را سراغ داریم که منشأ بسیارى از کارهای خیر بوده اند اما کسی آنها را نشناخته و گمنام مانده اند و کسانى را هم سراغ داریم که در کنار کار خیرى که انجام داده عکس و سلفى گرفته اند تا دیگران بدانند او این کار خیر را انجام داده است.چقدر تفاوت است میان آن و این…
 
کسانى را مى شناسم که در یک تشکل بى نام مهدوى سالها به خدمتى الاهى و هدایتى مشغول بودند و وقتى هم پس از سالها به ضرورتى مجبور شدند خود را ثبت کنند از مطرح شدن نام خود گریز داشتند و مى خواستند همچنان گمنام،خدمت کنند.کار خالصانه تأثیر مى بخشد و به هدف اصابت مى کند و ریا به مقصد نمى رسد و نتیجه نمى دهد و شاید نتیجه اش همان مطرح شدن و شهرت دنیوى همان فرد و گروه شود که این نام و شهرت هم مثل همه کارهای دنیوى گذرا و ناپایدار است.حیف نیست ثبت نام خویش را در ملکوت الاهى و دفتر صاحب الزمان سلام الله علیه فرو نهیم و در پى نام و شهرت گذارى دنیوى باشیم؟! حیف نیست رضایت و خشنودى آقای جهان را با رضایت گذراى چند مخلوق ضعیف عوض کنیم؟!هیچ خردمندی به چنین تجارت سخیفى دست مى زند؟!…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه