مهربانى من

 
 
 
 
به یقین مى گویم: همه انسان های تأثیر گذار، با مهربانى به دل ها راه پیدا کرده اند! مگر مى توان با خشونت ، در دل کسی نفوذ کرد؟ مگر با اضطراب و ستیز مى توان چیزی را به کسی یاد داد؟ این مهربانى و دوستى و نیکى است که راه ورود به قلب هاست و در آنها اثر مى کند و دریچه ورود سخن و هدایت مى شود.خداوند به پیامبرش فرمود: “به برکت رحمت الهی بود که در برابر آنان نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌ شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها، با آنان مشورت کن اما هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد”١.افراد عصبى مزاج، تندخو،کم حوصله ،عبوس وترش زبان و نامهربان را باید از دایره ارتباط با مردم به ویژه تبلیغ و دعوت کنار گذاشت که نتیجه عکس مى دهد و افراد را دور و منزجر مى کند.برعکس افراد حلیم و خوش زبان و مودب و خنده رو و مهربان را باید برگزید و برای دعوت و تبلیغ آنان را آموزش داد و به کار گرفت.
ادب و احترام و ایجاد ارتباط عاطفى ، کاربرد واژگان محبت آمیز، رعایت شأن و مقام و موقعیت افراد، فرصت دادن به آنها برای اظهار نظر، سخن گفتن با لبخند و چهره گشاده ،همراهى و همدلى  با مخاطبان و شخصیت دادن به آنان،شاخص های این نوع ارتباط موثر است.گاهى یک سخن مهربانانه ، یا یک احسان و هدیه و بخشش مادی به آنها، مخاطبان خشمگین و ستیزه جو و دشنام دهنده را نرم مى کند و آتش خشم شان را خاموش مى سازد، بویژه اگر نیازمند و مشکل دار باشند.حتى گاهى سکوت و آرامش و لبخند در برابر تعرض شان،اثر مى کند و آنها را آرام مى نماید. نمونه های بسیاری از این نوع برخورد را در پیشوایان معصوم سراغ داریم که در نهایت به هدایت و اسلام آوردن آن افراد انجامیده است.خداوند،مهر ورزى را بر خویشتن،حتمى کرده است و فرموده مهربانى من همه جهان را در بر گرفته است٢؛هر سوره قرآن،با نام رحمان و رحیم آغاز مى شود و خداوند چهار بار خود را در قرآن ارحم الراحمین(مهربان ترین مهربانان) خوانده و دوست دارد مردم نیز با یکدیگر مهربان باشند. 
 
پیامبر خدا(ص) در پاسخ به مردى که گفت: دوست دارم پروردگارم مرا مورد رحمت و مهربانى خویش قرار دهد، فرمود : به خودت مهربانى کن و با خلق خدا هم مهربان باش تا خداوند بر تو رحمت آورد٣.در چنین ساختارى، هم خدا مردم را دوست دارد و هم مردم او را دوست دارند(یحبُّهم و یحبّونه۴).مهربانى فوق العاده پیامبر نسبت به کفار مکه و عدم انتقام از آنان و اینکه فرمود “امروز روز مهربانى و مرحمت است وبروید که شما آزاد شدگانید”۵ موجب شد همان روز دوازده هزار نفر مسلمان شدند.در محضر امام باقر(ع) سخن از محبت به میان آمد، حضرت فرمودند:” آیا دین چیزی جز محبت است؟!”؛سپس با استناد به آیاتی از قرآن کریم۶ فرمودند:”دین، محبت است و محبت، دین است.٧.این سخن امام، به خوبی جایگاه و اهمیت محبت را روشن کرده است. از نظر قرآن کریم مؤمن باید بیشترین محبت را نسبت به خدا داشته باشد٨. خداوند اساس ازدواج و زندگی مشترک را نیز بر پایه دوستی بنا نموده است٩.جامعه مطلوب قرآنی جامعه‌ای است که بر اساس محبت خدا و محبت نسبت به یکدیگر شکل بگیرد؛ همه مردم خود را برادر یکدیگر بدانند و تا سر حد ایثار و فداکاری نسبت به یکدیگر محبت بورزند. 
 
آیاتی همچون: “مؤمنان برادر یکدیگرند، پس میان دو برادر خود را صلح و آشتی دهید١٠” و “در میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید١١” و “آنها (دیگر مومنان)را بر خود مقدم می‌دارند، هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند!١٢” و آیات دیگر همه گویای این است که محبت، اساس و پایه یک جامعه ‌ی اسلامی است. در روایات نیز آمده است که محبت روح خدا در میان بندگان است و چیزی شیرین تر از محبت نیست١٣.امام صادق(ع)نیز توصیه کردند:”اگر محبت کسی را در دل داری به او بگو دوستت دارم زیرا ابراز مهر موجب می شود دوستی شما استوارتر گردد١۴”… اندیشمندان اسلامی نیز با تبعیت از رسول گرامی (ص) شیوه اساسی تعلیم و تربیت نیز بر مهرورزی و محبت استوار ساخته اند. شهید ثانی در کتاب منیه المرید ویژگی مربی و معلم خوب را با استناد به آیات و روایات مهرورزی به متربیان معرفى کرده است١۵.لذا مهربانى جزئی از شخصیت و هویت ماست.
————-
١.آل عمران/١۵٩.  ٢.انعام/١٢؛ اعراف/١۵۶.    ٣..بحارالانوار۴ /٢٨٢.   ۴. مائده/۵۴.   ۵.مغازى واقدى٨٣۵/٢.  ۶.آل عمران/٣١؛و حجرات٧ و حشر/٩.     ٧.وسائل الشیعه١٧١/١۶.  ٨. بقره/١۶۵.    ٩. روم/٢١. ١٠. حجرات/١٠. 
١١. آل عمران/١٠٣.   ١٢. حشر/٩.   ١٣. کمال الدین١۵۶/١.   ١۴.وسائل الشیعه۵۴/١٢.    ١۵.شهیدثانى، منیه المرید. 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه