مهدى نمایان

 

 

 

موضوع مهدویت ،چنان در آموزه های اسلامى ریشه دار بوده که حتى پیش از تولد حضرت مهدى(ع)کسانى به دروغ ادعاى مهدویت کرده اند یا به مهدى بودن منسوب شده اند.بعد از تولد حضرت مهدى(ع) نیز در طول قرون تا زمان ما، مدعیانى بوده اند که ناروا خود را مهدى خوانده  و کسانى را به دور خود جمع کرده اند و البته افشاء هم شده اند و بطلان شان آشکار شده زیرا هیچکدام نتوانسته اند ویژگى اصلى امام مبنى بر پرکردن زمین از عدل و داد و ایمان را ، به انجام رسانند. مدعیان مهدویت به کسانی گفته می‌شود که در طول تاریخ، به دروغ خود را به عنوان مهدی موعود معرفی کرده‌اند، و متمهدیان کسانى بودند که خودشان ادعایی نداشته‌اند، لیکن گروهی، از روی نادانی و شدت گرفتاری و یا از روی غرض، آنها را مهدی موعود پنداشته اند و معرفى کرده اند.اکنون به بعضى از مشهورترین آنها مى پردازیم:فرقه کیسانیه نخستین گروهی است که در مورد محمد حنفیه فرزند امیرالمؤمنین (ع) ادعای مهدویت کرده و نام مهدی بر او گذاشتند و اعتقاد داشتند او مهدی موعود است و پس از مرگ وی ادعا کردند که او هرگز نمرده‏ است، در حالیکه محمد حنفیه‌ در سال ۸۱ق از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد١. 
 
محمد بن عبداللّه محض معروف به نفس زکیه در سال ۱۴۵ق از مدینه با عنوان مهدی قیام کرد و با دسیسه منصور دوانیقی کشته شد و پس از آن ،مغیره بن سعید عجلی و طرفدارانش مدعی شدند، نفس زکیه نمرده است بلکه در کوه حاجر در منطقه نجد در غیبت به سرمی ‎برد و او مهدی موعود است و در آینده ظهور خواهد کرد٢.واقفیه نیز گروهى بودند که ضمن توقف بر امام موسی بن جعفر(ع) به عنوان آخرین امام، ادعا کردند امام کاظم(ع) همان مهدی موعود است که در غیبت به سر برده و رجعت خواهد کرد٣.عبداللّه المهدی خود را ابومحمد عبیداللّه بن احمد بن اسماعیل از اعقاب امام جعفرصادق(ع) معرفی نمود؛ او در سال ۲۹۷ق به عنوان مهدی از افریقا بپا خاست و دولت فاطمیون را تشکیل داد که پس از گذشتن ۲۷۰ سال منقرض گردید۴.محمد بن عبداللّه بن تومرت علوی حسنی معروف به مهدی هرغی: او از قبیله مصامده بود که در جبال اطلس مراکش سکونت داشتند، در سال ۴۹۷ق با نام مهدی قیام نمود و بر اسپانیا تسلط یافت و سلسله موحدین را بنا نهاد۵.
 
چنانکه گفته شد برخی از کسانی که مهدویت بدانان نسبت داده شده، از سوی خود آنان نبوده و به این ادعا راضی نبودند اما یاران و پیروان آنان چنین عنوانی را به آنها نسبت داده و این اندیشه را در آن روزگاران در میان گروه ‏ها و مراکزی گسترش دادند. پیروان آنها کوشیدند تا برخی علایم و نشانه‏‌ های حضرت مهدی‏ علیه‌السلام را – که در روایات آمده – بر آنان تطبیق و تفسیر نمایند. همچون محمد حنفیه (کیسانیه)؛ زید فرزند امام سجاد(ع) و نفس زکیه.اما کسانی بودند که به انگیزه‌ ‏های فریبکارانه و جاه ‏‌طلبانه، ادعای مهدویت نمودند و برای جلب عواطف و احساسات، تسخیر قلبها و به دست آوردن قدرت،به دروغ خود را مهدی نجات بخش معرفی کردند تا مردمى را که منتظر مهدى هستند را بفریبند از جمله آنان مهدی خلیفه عباسی است که پدرش منصور دوانیقی ادعا کرد پسرش «‌مهدی عباسی‌» همان مهدی موعود است۶.جعفر کذاب برادر امام عسکرى نیز از دیگر افراد این گروه است. غلام احمد قادیانى(فرقه احمدیه)؛على محمد باب(فرقه بابیه) نیز مدعیانى بودند که کم و بیش از سوى استعمارگران برای ایجاد تفرقه بین مسلمین،مورد حمایت قرار گرفتند…
 
جامعه اسلامى از طریق متمهدیان یا مدعیان دروغین مهدویت ،دچار آسیب هایی شده است و این موضوع دستاویزی برای برخی از به اصطلاح روشنفکران وهابی و غیر وهابی شده تا اصل مهدویت و اعتقاد به مهدی موعود(عج) را زیر سؤال برند و از این طریق دیگر اعتقادات را نیز مورد حمله قرار دهند. البته بنیاد قویم اعتقادات با چنین حمله هائى متزلزل نمى شود ولی به هرحال مشکلاتى را براى بعضى سست باوران و خساراتى را برای جامعه اسلامى،ایجاد مى نماید.اما وجود همین گرایش نشان مى دهد که  مهدویت و ظهور یک مصلح غیبی، از موضوعات مسلمی بوده که عموم مسلمانان بدان اعتراف داشته اند و این خود از دلایل روشن اصالت مهدویت است؛ چرا که اگر اصالت نداشت، هرگز تقلبی آن به بازار نمى آمد. اکنون تمامى آن مدعیان یا متمهدیان از دنیا رفته اند و جهان همچنان پر از ظلم و ستم است لذا نشان مى دهد هنوز غیبت حضرت مهدى(ع)ادامه دارد و خداوند سرانجام وعده خویش را برای بشریت محقق خواهد ساخت تا زمین از عدل و داد آکنده شود چنانکه از ظلم و بیداد پر شده باشد…
———————–
١.شیخ طوسی، الغیبه/۱۹۲.   ٢. ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین/۲۲۱.   ٣.طوسی، الغیبه١٩٢-١٩٨.   ۴.ابن خلدون، مقدمه/٣٧۴.    ۵. همان/٣۶۶.    ۶.سعدمحمد حسن، المهدیه فی الاسلام/۴٩. 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه