مهارت بیان

 

 
 
 
اگر نبود قدرت بیان و ارتباط زبانى با دیگران، آیا مفهومى به نام انسان شکل مى گرفت؟ در واقع انسان و سخن و بیان،ترکیب جدانشدنى هستند.خدای متعال که انسان را آفرید با “بیان” توصیفش نمود و فرمود “بیان” را او به انسان آموخت :الرحمن*خلق الإنسان*علّمه البیان…  با بیان است که انسان از دیگر موجودات ،ممتاز مى شود.انسان خواسته هایش را در کلمه مى ریزد و با کلمات ،ارتباط برقرار نموده و مفهومش را به همنوعانش انتقال مى دهد.انتخاب واژگان و کلمات برای این ارتباط،گاهى چنان هنرى مى شود که آن کلام،در شکل ضرب المثل و سخن حکیمانه،جاودانگى مى پذیرد و مانا مى شود…
 
وقتى سخن گفتن از حد ارتباطات معمولى و نیازهای روزمره،فراتر رفت و در سطح انتقال مفاهیم برای یک جمع یا طرح و ارائه در همایش ها و میتینگ ها و رسانه ها یا مجالس اندیشگى و دینى مطرح شد ، سطح بیان، ارتقاء یافته و “هنر سخنوری” متولد گردید.یک نفر در مقابل گروهى از همنوعانش ایستاده و با قدرت بیان آنها را جذب خود نموده و مفاهیم را آن چنان انتقال مى دهد که حاضران ،تحت تأثیر سخنان او به شور آمده و عکس العمل نشان مى دهند.سخنران مى تواند با کلمات خود ،آنها را شاد یا مغموم کند؛افسرده یا هیجانى نماید؛تعلیم دهد؛عتاب کند؛ برانگیزد؛منفعل کند؛به فریاد آورد؛بگریاند؛بخنداند؛به خروش آورد،خشمگین کند یا خشم شان فرو نشاند؛آگاهى بخشد؛بر تعصب شان تشویق کند یا باز دارد…و این هاست که سخنوری را تبدیل به یک هنر مى نماید…
 
هنر سخنوری از دیرباز مورد توجه همه فعالان اجتماعى بوده است و به اهمیت آن واقف بوده اند و مى دانسته اند که با یک سخنرانى مى توان چنان موجى ایجاد کرد که هزاران نفر به جبهه جنگ رفته و پذیرای تبعات آن شوند و تا اهدای جان پیش روند؛با یک سخنرانى به صلح متمایلشان کرد یا به ادامه نبرد تحریک نمود؛ با قدرت بیان آنها را به کار یا مأموریتى ترغیب یا از کاری باز داشت؛یک باور را در آنها ایجاد و تقویت نمود یا یک باور را در ذهن آنها تخریب نمود و فرو ریخت.لذا برای این کار ،آموزش سخنوری را در دستور کار قرار داده و افرادی را برای این مهارت تربیت مى نموده و مى نمایند و سپس تریبون ها و مجالس و رسانه ها را در اختیار آنها مى نهند تا به مدیریت افکار عمومى و مهندسی افکار بپردازند.سخنوری ،هنرى است که هیچ فعال اجتماعى از آن غافل نیست…
 
مرزبانى مهدوی؛نه تنها مهارت و هنر سخنوری را ارج مى نهد،بلکه با تأکید فراوان نسبت به کاربرد آن در آموزش و تبلیغ و مقابله با دشمنان فرهنگى،پای مى فشرد و به آموزش آن اهتمام مى ورزد.تسلط بر سخنوری و واجدیت مهارت بیان در مرزبانان،چنان قدرتى در آنها ایجاد مى کند که ماموریت های مختلف شان را بهتر و روان تر و موثرتر انجام مى دهند و در کارزار با دشمنان فرهنگى موفق تر عمل مى کنند و در آگاه سازی مردم بهتر مى درخشند و در توجه دادن مخاطبان به مهدویت و پیوند دادن دلها با مقام والای مهدوى، پیروزى های بیشتری به دست مى آورند و افق های بیشتری را مى گشایند…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه