منجى

 
 
 
 
 
مى گفت :هیچ فکر کرده اى چرا پیامبران را ،منجى مردم خوانده اند؟ گفتم:بگو چرا؟ گفت : ماموریت آنان این بوده است.اصولاً براى همین مبعوث شده اند که مردم را از عبودیت غیر خدا برهانند و آنها را از بند جهل و خرافه و اسارت زنجیرهاى بردگى آزاد نمایند. گفتم: بله ،اتفاقاً از زیباترین جلوه هاى وجودى پیامبر ما – به توصیف خداوند-، نجات انسانها از دشوارى ها و سختى ها و رهائى ایشان از بندها و زنجیرهائى است که بر دست و پایشان بوده است :”بار گران را از آنان برمى دارد و نیز بندهایى را که بر آنان بوده است( وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ‌  وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ‌).اصولاً ماموریت او سبک کردن بارهاى گران و برداشتن تکالیف سنگین و آزاد سازى آنها از  بندها و زنجیرهائى که بر پایشان بوده است،تعریف مى شود.چرا؟ چون قرار است دستاورد این آئین ،آسانى و سبکى باشد نه دشوارى و سختى، زیرا خدا اینگونه اراده فرموده است( یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ )…
 
گفت: مى شود در مورد این  بارهاى گران و بندها و زنجیرها،بیشتر توضیح دهى؟گفتم: کلمه‌ «اصر»، به معناى نگهدارى و محبوس کردن است و به هر کار و تکلیف سخت و دشوار که انسان را از فعّالیّت باز دارد گفته مى‌شود، چنانکه به عهد و پیمان و کیفر نیز گفته شده است. «اغلال»، جمع «غل»، به معناى زنجیر، شامل عقائد باطل، خرافات، بت‌ پرستى، بدعت ها و سنّت‌ هاى دست و پاگیر جاهلى مى‌شود.عادات و رسوم غلط، زنجیرى بر افکار مردم است. انسان بدون انبیا، وابسته‌ و اسیر است.یا درگیر بندگى و اسارت زورگویان است یا در بند خرافات و جهالت خویش در شکل بت پرستى و امثال آن.ماموریت پیامبر، نجات او از این گرداب ها و آزاد سازى اوست.این ماموریت هم با آگاه ساختن و روشنگرى انجام مى پذیرد تا خود افراد با اراده قوى ،اقدام به رهائى خود کنند… 
 
گفت:آیا بخشى از این ماموریت،در رابطه با تکالیف دشوار تورات و انجیل نبوده است؟ گفتم:اتفاقاً مفسران به این موضوع هم اشاره کرده اند.قبل از نزول قرآن، یهود و نصارىٰ در دام خرافات وبرنامه‌هاى طاقت‌ فرسا و تحریم حلال‌ ها و بدعت‌ گذارى‌ ها بودند که با ظهور اسلام، تمام آنها برداشته شد.بعضى از احکام شرع و تکالیف شاقه را که در شریعت موسى بود مثل قطع عضو عاصیه و فصل جامه نجسه و وجوب پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز و نصف سال روزه داشتن و نیز مثل قصاص در عمد و خطا و قتل نفوس در توبه و تحریم سبت و تحریم عروق و شحوم و غیر آن از امور پر مشقت که مربوط به دوره اى خاص بوده و حق تعالى به میمنت و شرافت حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آنها را از این امت برداشت و فرمود:”وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ‌  وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ‌” یعنى سبک گردانید احکام سنگین را و رها شان نمود از غل ها و بندهائى که بر دست و پایشان بود…
 
گفت:این همان مفهوم ” شریعت سهله” نیست؟ گفتم:آرى همان است که پیامبر فرمود من شریعتى آورده ام که در عین این که بر اساس فطرت و حنیفیت است، راحت و آسان هم هست(بُعثت بالحنیفیهِ السمحه السهله).ومعناى آن این است که اسلام دینى است که انجام فرمان ها و احکام آن آسان است و خداوند، در مرحله ى تشریع احکام و قانون گذارى، به مردم آسان گرفته است و احکام اسلامى را به گونه اى وضع نکرده است که بندگان دچار مشکلات غیرقابل تحمّل شوند. به عنوان نمونه خداوند، تیمّم را تشریع کرده است تا اگر وضو گرفتن و استفاده از آب به هر دلیلى براى فردى ضرر داشت با تیمم، از بروز آن ضرر جلوگیرى شود. هم چنین هر حکمى که موجب عسر و حرج شود برداشته مى شود (ما جعل علیکم فى الدین من حرج)…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه