دخت آفتاب، فاطمه زهرا(س) جلیس دعا و مناجات بود. نزد آن نادره هستى،هیچ چیز همچون دعا و راز و نیاز با خدا،بزرگ نمى نمود.روزی رسول اکرم(ص) رو به دخت دلبند خویش کرد و با توجه به مشکلات مادی و نیازهای ضروری زندگی او فرمود: دخترم! آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های او تحقق می یابد؟ زهرای عزیز بی درنگ پاسخ داد:” پدرجان! چنین دعایی از دنیا و آنچه که در آن است، نزد من محبوب تر است”١.روزی دیگر پس از رحلت پیامبراکرم(ص) که زنان بنی هاشم برای عزاداری در منزل آن حضرت اجتماع کرده بودند، شنید مى خواهند به رسم جاهلیت از افتخارات خود بگویند؛ رو به آنها کرد و با سخنی کوتاه، بلندای بصیرت خویش را نسبت به دعا در پیشگاه پروردگار نمایان ساخت و فرمود:”دست از شمارش افتخارات و صفات بردارید و به دعا و راز و نیاز بپردازید”٢.امام حسن(ع)مادر خود را دید که تمام طول شب همواره لب به دعا گشوده است و تنها برای برادران و خواهران ایمانی و همسایگان طلب رحمت و مغفرت و اجابت می کند. رو به او کرده گفت:مادرجان! چگونه است که هرگز برای خودت دعا نمی کنی؟حضرت پاسخ داد:نخست همسایه سپس خانه خود!”٣…
سلمان نقل مى کند که حضرت زهرا(س) تعدادی از خرماهایی که حوریان بهشتی برایش آورده بودند به من هدیه نمودند. در راه با هر گروهی از اصحاب که ملاقات می کردم می گفت: چه عطر دلنشینی؟ آیا مشک ناب با خود داری؟ هنگام افطار از آنها خوردم، بدون هسته بود.چون داستان را برای آن حضرت بیان کردم، با تبسّم فرمود:این خرمای معطر بهشتی از درختی است که برای یکی از دعاهای من که آن را از پدرم آموختم، خلق شده و آن این دعاست:”به نام خدای نور، به نام خدایی که به هر چیز می گوید باش، مى شود. به نام خدایی که چشم ها و نگاه های پنهان و راز سینه ها را می داند. به نام خدایی که نور را از نور آفرید، به نام خدایی که به نیکی یاد شود، آنکه نور را به اندازه اى معین بر کوه طور نازل کرد، در نوشته ای بر پیامبری عظیم”(بسم اللّه النّور، بسم اللّه الذی یقول للشیئ کن فیکون، بسم اللّه الذی یعلم خائنه الاعین وما تخفى الصدور، بسم اللّه الذی خلق النّورَ من النّور، بسم اللّه الذی هو بالمعروفِ مذکور، بسم اللّه الذی انزل النّور علی الطور بَقَدرٍ مَقدور فی کتاب مسطور علی نبیٍ محبور)۴.
آن حضرت برای هریک از روز های هفته دعاى ویژه اى داشت که در کتب دعا موجود است. علاوه بر آن هماره به روز مبارک جمعه و ساعات پایان و هنگام غروب آفتاب آن توجه داشت و با خدا راز و نیاز داشت و مى گفت پدرم در باره جمعه می فرمود:” در روز جمعه ساعتی است که هر خواسته خیر و نیکویی در آن ساعت به اجابت می رسد؛پرسیدم: یا رسول اللّه کدام ساعت است؟فرمود: آنگاه که نصف قرص خورشید در افق پنهان شود”۵. آن حضرت پس از جنگ احد، هر پنجشنبه، بر سر قبر حمزه سیدالشهداء به دعا و مناجات می پرداخت و یا به هنگام فشار غاصبان و ستمگران چون آنان را تهدید به نفرین کرد تا شوی عزیز خود، امیرمومنان(ع) را از چنگال ددمنشانه آنها رها سازد، مرقد مطهر رسول خدا (ص)را برگزید و فرمود: ای سلمان! آنان قصد جان علی را دارند و من در شهادت او نمی توانم صبر کنم و صبرم تمام شده است، مرا به حال خود بگذار تا کنار قبر پدرم بروم، موهایم را پریشان سازم و گریبان چاک کنم و به درگاه خدا ناله سر دهم…”۶
اسماء بنت عمیس، همسر جعفر طیّار گوید در لحظه های پایانی عمر حضرت زهرا(س)متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم. او ابتدا غسل کرد، سپس لباس ها را عوض نمود، آنگاه در خانه مشغول مناجات و راز و نیاز با خدای خود شد. جلو رفتم، آن حضرت را دیدم که رو به قبله نشسته است و دستها را به سوی آسمان برآورده، چنین دعا می کند:” پروردگارا! اى مولای من! به حق کسانی که آنان را ـ به پیامبری ـ برگزیدی و به سرشک دیدگان دو فرزندم ـ حسن و حسین ـ در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشایی”٧.رسول خدا(ص)می فرمود:”در روز قیامت از سوی پروردگار ندا می رسد ای فاطمه! هرچه می خواهی از من درخواست کن تا به تو عطا کنم و تو را خرسند نمایم.دخترم عرض می کند:” خدایا! تو امید من و بالاتر از امید من هستی، از تو می خواهم که دوستان من و دوستان خاندان مرا به آتش دوزخ عذاب نکنی”٨.از آن حضرت دعاها و مناجات هایی به یادگار مانده که در کتب دعا موجود است که از جمله آنها مناجات قانعین مى باشد:”اللَّهُمَّ قَنِّعْنِی بِمَا رَزَقْتَنِی وَ اسْتُرْنِی وَ عَافِنِی أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی وَ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی إِذَا تَوَفَّیْتَنِی اللَّهُمَّ لَا تُعْیِنِی فِی طَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی وَ مَا قَدَّرْتَهُ عَلَیَّ فَاجْعَلْهُ مُیَسَّراً سَهْلًا اللَّهُمَّ کَافِ عَنِّی وَالِدَیَّ وَ کُلَّ مَنْ لَهُ نِعْمَهٌ عَلَیَّ خَیْرَ مُکَافَاهٍ اللَّهُمَّ فَرِّغْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ وَ لَا تَشْغَلْنِی بِمَا تَکَفَّلْتَ لِی بِهِ وَ لَا تُعَذِّبْنِی وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُکَ وَ لَا تَحْرِمْنِی وَ أَنَا أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ ذَلِّلْ نَفْسِی وَ عَظِّمْ شَأْنَکَ فِی نَفْسِی وَ أَلْهِمْنِی طَاعَتَکَ وَ الْعَمَلَ بِمَا یُرْضِیکَ وَ التَّجَنُّبَ لِمَا یُسْخِطُکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ”٩.
—————
١.بحارالانوار۴٠۴/٩٢-۴٠۵. ٢.صدوق،خصال١۵٩/٢. ٣. علل الشرایع١٨٣/١. ۴.مهج الدعوات/٧. ۵.معانی الاخبار/١١٣-١١۴. ۶.کافی٢٣٨/٨. ٧.ذخائر العقبی١٩۶/١. ٨.بیت الاحزان/٢٧. ٩. بحارالانوار۴٠۶/٩٢.