مناجات علوى

 

 

 

علی آن شیر خدا شاه عرب/ الفتی داشته با این دل شب/شب ز اسرار علی آگاه است/دل شب محرم سرّالله است/ شب شنفته ست مناجات علی/ جوشش چشمه عشق ازلی/ فجر تا سینه آفاق شکافت/چشم بیدار علی خفته نیافت… پس از پیامبر(ص) ،آموزگار توانائى چون امیرمومنان(ع)، معلم مناجات و دعاست. یادگارهای جاویدانى چون دعای کمیل، دعای صباح، مناجات منظوم، مناجات مسجد کوفه ، دعای سریع الإجابه، دعاهای جهادیه امام که در میادین جنگ مى خوانده اند،دعاهای نهج البلاغه، دعاهای صحیفه علویه و… قرن هاست راهنمای مناجاتیان بوده است. با دعای کمیل  همه آشناییم؛ یک گنج مناجات با واژگان و ادبیاتى فاخر در راز و نیاز با خدای مهربان:”اى خداى من‌ اى سرور من، اى مولاى من و اختیار دارم، اى کسى‌که مهارم به دست اوست، اى آگاه از پریشانى و ناتوانى‌ام‌، اى داناى تهیدستى و نادارى‌ام؛از تو درخواست مى‌کنم به حقّت و مقام قُدست و بزرگ‌ ترین‌ صفات و نام هایت که همه اوقاتم را از شب و روز به یادت آباد کنى و به خدمتگزاریت‌ پیوسته بدارى. و اعمالم را در پیشگاهت قبول فرمایى…تا در میدان هاى‌ پیشتازان در جمع شتابندگان به سویت برانم و بشتابم و به کوى قربت درآیم و در میان مشتاقان و همانند مخلصان به تو نزدیک شوم و چون یقین آوردگان از جاه تو بهراسم و با اهل ایمان در جوارت گرد آیم…”١.

یکى دیگر از مناجات های امام،دعای بامدادان به نام دعای صباح است.در یک فراز آن آمده است:” خدایا چگونه طرد می کنی بی چاره ای را از درگاهت که از گناه گریزان به تو پناه آورده است و چگونه ناامید می کنی راه جویی را که با سعى و تلاش قصد تو کرده است”٢…مناجات دیگر آن حضرت مناجات منظوم است که با اشعاری فاخر ،با حضرت حق به مناجات پرداخته است:”الاهى! اگر چه گناه من بزرگ و بسیار است، اما عفو تو از گناه من بزرگ تر و وسیع تر است؛الاهى!اگر من از خواهش های نفس خود پیروی کردم،اکنون در باغ پشیمانی گام می زنم؛ الاهى!اگر گناهان من از کوه ها افزون تر و بالاتر است اما بخشش تو از گناه من بسی بزرگ تر و بلندتر است…الاهى!اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی،  به عفوت دست مى آویزم  ، و اگر به گناهم مؤاخذه کنی به آمرزشت بازخواست می کنم و اگر مرا داخل جهنّم کنی اعلام می کنم که تو را( ای خدا) دوست دارم! خدایا اگر خطاهایم مرا از نظر تو انداخته(و از چشمت ساقط کرده) پس به خاطر توکّل خوبی که به تو دارم از من چشم بپوشان”٣… 

از دیگر مناجات های مشهور امام، مناجات مشهور به مناجات مسجد کوفه است.مناجاتى سراسر حال و توبه و سوز که تربیت کننده و انسان ساز است و اگر انسان با دیده دل در این مناجات بنگرد گویا از درون آن، ناله های جانسوز مولا را از نخلستان های کوفه می شنود که: خدایا! از تو امان می خواهم در روزی که مجرمان از چهره شان شناخته می شوند و با موی پیشانی و قدم هاشان گرفته می شوند…اى مولاى من ،تو آمرزنده اى و من گنهکار  و آیا گنهکار را جز آمرزنده (و بخشنده) چه کسی ترحم می کند؟!”۴.  دیگر مناجات أُنس است:بارالها! تویی مانوس‌ ترین انس گیرندگان بر دوستانت و حاضرترین آنان برای کفایت به کسانی که توکل بر تو می‌ نمایند، درون شان را شاهدى و بر وجدان‌ های باطنی شان مطلعى هستی و به مقدار بصیرت شان دانایی. پس رازهای نهانی آنان برای تو آشکار و دل هایشان به سوی تو شیفته و بی قرار؛اگر غربت آنان را به وحشت اندازد، ذکر تو مونس آنهاست و اگر مصیبت‌ های روزگار بر آنان بتازد، به تو پناهنده شوند زیرا می‌دانند که زمام همه امور به دست توست”۵…

از دیگر مناجات های امام این عبارات است:”خداوندا! اگر از سؤال کردن خود ناتوان باشم یا راه پرسیدن را ندانم، مرا به مصالح خویشتنم راهنمایی و دلم را به سوی موارد رشدم بگردان، این الطاف از هدایت‌ های تو ناشناخته نیست و از کفایت‌ هایی که برای مخلوقات می‌ نمایی شگفت انگیز نمی‌باشد”۶؛ و از کلماتى که به طور فراوان در نیایش با خدا مى فرمود:”شب را به بامداد رساندم در حالی که بنده‌ای ستمکار به خویشتنم. پروردگارا! من حجتی بر تو ندارم و نمی‌توانم چیزی جز آنچه که تو به من عطا کرده‌ای بگیرم و نمی‌توانم خود را نگهداری و صیانت کنم جز آنچه تو مرا صیانت کنی”٧.از مشهورترین مناجات های کوتاه آن حضرت است:”خدایا! این عزّت برای من بس که بنده تو باشم و این افتخا مرا بس که تو پروردگارم باشى! تو آنچنانى که من دوست دارم،پس مرا موفق گردان به گونه اى که تو دوست داری”(إلهی کفى بی عزا أن أکون لک عبدا، وکفى بی فخرا أن تکون لی ربا إلهی أنت لی کما أحب فوفقنی لما تحب)٨.خود امام در تقسیم ساعات شبانه روز تعلیم مى دهد که هرکس باید ساعتى را برای مناجات با خدا اختصاص دهد٩.دعاها و مناجات های امام در مجموعه ای به نام “صحیفه علویه”با ١۵۶ فقره دعا و مناجات راهنماى مناجاتیان است١٠.

——————-

 

١-٣. شیخ عباس قمى،مفاتیح الجنان.    ۴.همان و بحارالانوار١٠٩/٩١-١١١.   ۵.نهج البلاغه،خطبه٢٢٧.  ۶.همان.      ٧.همان،خطبه٢١۵.  ٨.بحارج٩١ص٩۴    ٩. نهج البلاغه،حکمت٣٩٠.      ١٠.نورى طبرسى،صحیفه علویه و عبدالله سماهیجى،صحیفه ثانیه علویه،ترجمه هاشم رسولی محلاتى.

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه