مناجات ذاکران

 

 

 

الهی شعله بر آب و گِلم زن/شراری از فروغت بر دلم زن/لبی خواهم که گویای تو باشد/دلی ده تا فقط جای تو باشد/دل از تو، ناله از تو، آه از تو/لبم را ذکر یا الله از تو/چه خوش باشد تو را پیوسته خواندن/نه با لب، با دل بشکسته خواندن/من اوّل از تو اُدعونی شنفتم/پس آنگه با تو یا الله گفتم/به نفس خویش دمسازم مگردان/تو گفتی آمدم، بازم مگردان/ به هفتاد و دو اسم اعظم تو/زتو خواهم که باشم همدم تو/الهی یا الهی یا الهی/مرا آهی، تو را فیض نگاهی/الهی من زخود چیزی ندارم/چه دارم تا به درگاه تو آرم/چه گویم ذکر یا الله از توست/اگر آهی کشم آن آه از توست/مرا با دست خالی بر مگردان/جدا از آل پیغمبر مگردان/دو صد جانم اگر از تن بگیری/مبادا ذکر را از من بگیری! سیزدهمین مناجات امام زین العابدین(ع)،مناجات یادکنندگان و ذاکرین حضرت ذوالجلال است که هم بر زبان و هم در دل ، یاد محبوب ورد جان شان است و دائماً با ذکر مانوس و همراهند…

خدایا، اگر پذیرش فرمانت بر من واجب نبود، هر آینه پاک نگاه می‌داشتمت از اینکه ذکر تو گویم؛ چه ذکر من تو را به‌اندازه کاستی من است نه برازنده کمال تو؛ شأن و اندازه من چقدر می‌تواند بالا رود تا ظرف تقدیس تو قرار گیرم؟ از بزرگ‌ ترین نعمت‌ ها بر ما جاری شدن ذکر تو بر زبان ما و اجازه‌ات به ماست که تو را بخوانیم و تنزیه و تسبیح گوییم؛ خدایا! پس ذکرت را به ما الهام کن در نهان و آشکار و شب و روز و پیدا و پنهان و در خوشی و ناخوشی ؛ و ما را به ذکر پنهان مأنوس فرما؛ و به عمل پاکیزه و کوشش پسندیده به کار گیر و به میزان کامل پاداشمان ده.

خدایا دل‌های عاشق، شیفته تو هستند؛ و خردهای جدای از هم، بر معرفتت گرد آمده‌اند؛ بدین خاطر دلها آرام نگیرند جز به یاد تو؛ و جان‌ها جز به هنگام مشاهده‌ات راحتی نیابند؛ تو تنزیه‌ شده‌ای در هر جا و پرستیده گشته‌ ای در هر زمان؛ و در همواره روزگار بوده‌ای؛ و به هر زبان خوانده شده‌ای؛ و در هر دلی بزرگداشت شده‌ای؛ و از هر لذّتی به جز ذکر تو و از هر آسایشی جز همدمی با تو و از هر شادمانی به غیر قرب تو و از هر شغلی جز طاعت تو پوزش می‌جویم؛ خدایا تو گفتی و گفتارت حق است که: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خدا را بسیار یاد کنید و در بامداد و شامگاه او را تسبیح گویید»؛ و تو گفتی و گفتارت حق است: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم»؛ ما را به یاد کردنت فرمان دادی؛ و وعده فرمودی که تو نیز از روی شرافت و عزّت و کرامت بخشیدن به ما، ما را یاد کنی؛ اکنون برابر با فرمانت تو را یاد می‌کنیم؛ پس تو نیز به وعده‌ات وفا کن؛ ای یادآور یادکنندگان و ای مهربان‌ ترین مهربانان.

إِلٰهِى لَوْلَا الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِکَ ، لَنَزَّهْتُکَ مِنْ ذِکْرِى إِیَّاکَ ؛ عَلَىٰ أَنَّ ذِکْرِى لَکَ بِقَدْرِى، لَابِقَدْرِکَ!  وَمَا عَسَىٰ أَنْ یَبْلُغَ مِقْدارِى، حَتَّىٰ أُجْعَلَ مَحَلّاً لِتَقْدِیسِکَ؛ وَمِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنا، جَرَیَانُ ذِکْرِکَ عَلَىٰ أَلْسِنَتِنا؛ وَ إِذْنُکَ لَنا بِدُعائِکَ وَتَنْزِیهِکَ وَتَسْبِیحِکَ .

إِلٰهِى فَأَلْهِمْنا ذِکْرَکَ فِى الْخَلَاءِ وَالْمَلَاءِ، وَاللَّیْلِ وَالنَّهارِ، وَالْإِعْلانِ وَالْإِسْرارِ، وَفِى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ، وَآنِسْنا بِالذِّکْرِ الْخَفِیِّ، وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّکِیِّ وَالسَّعْىِ الْمَرْضِیِّ، وَجازِنا بِالْمِیزانِ الْوَفِیِّ . إِلٰهِی بِکَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوَالِهَهُ، وَعَلَىٰ مَعْرِفَتِکَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبایِنَهُ؛ فَلَاٰ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ إِلّا بِذِکْرَاکَ، وَلَا تَسْکُنُ النُّفُوسُ إِلّا عِنْدَ رُؤْیاکَ، أَنْتَ الْمُسَبَّحُ فِى کُلِّ مَکَانٍ، وَالْمَعْبُودُ فِى کُلِّ زَمَانٍ، وَالْمَوْجُودُ فِى کُلِّ أَوَانٍ، وَالْمَدْعُوُّ بِکُلِّ لِسَانٍ، وَالْمُعَظَّمُ فِى کُلِّ جَنانٍ، 

وَ أَسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّهٍ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ، وَمِنْ کُلِّ رَاحَهٍ بِغَیْرِ أُنْسِکَ، وَمِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ، وَمِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَیْرِ طَاعَتِکَ. إِلٰهِى أَنْتَ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: ﴿یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّٰهَ ذِکْراً کَثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَ أَصِیلاً﴾ وَقُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: ﴿فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ﴾، فَأَمَرْتَنا بِذِکْرِکَ، وَوَعَدْتَنا عَلَیْهِ أَنْ تَذْکُرَنا تَشْرِیفاً لَنا وَتَفْخِیماً وَ إِعْظَاماً، وَهَا نَحْنُ ذَاکِرُوکَ کَما أَمَرْتَنا، فَأَنْجِزْ لَنا مَا وَعَدْتَنا، یَا ذاکِرَ الذَّاکِرِینَ، وَیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه