معنای اخلاص

 
 
 
 
 
 “موسى در وادى مقدّس با پروردگارش مناجات کرد و گفت : پروردگارا ! محبّتم را براى تو خالص ساخته ام و قلبم را از غیر تو شسته ام» ، در حالى که او ، بسیار خانواده اش را دوست مى داشت. پس از آن ، خداوند متعال فرمود : «کفشت را در آور» ؛ یعنى اگر محبّتت براى من خالص و قلبت از گرایش به غیر من پاک است ، محبّت به خانواده ات را از قلبت برکَن” ( إنَّ موسى ناجى رَبَّهُ بِالوادِ المُقَدَّسِ ، فَقالَ : «یا رَبِّ ، إنّی قَد أخلَصتُ لَکَ المَحَبَّهَ مِنّی ، وغَسَلتُ قَلبی عَمَّن سِواکَ» وکانَ شَدیدَ الحُبِّ لِأَهلِهِ . فَقالَ اللّه ُ تَعالى : «إخْلَعْ نَعْلَیْکَ» أی : اِنزَع حُبَّ أهلِکَ مِن قَلبِکَ إن کانَت مَحَبَّتُکَ لی خالِصَهً وقَلبُکَ مِنَ المَیلِ إلى مَن سِوایَ مَغسولاً )… 
 
امام عصر ارواحنا فداه در تفسیر این آیه شریفه که خدا به موسى فرمود: «کفشت را بیرون آر ، که تو در سرزمین مقدسِ «طُوى» هستى» فرمودند مراد از کفش در اینجا تعلقات دنیوى است. اینجا که آمدى و مى گوئى من محبتم را برای خدا خالص کردم در حالیکه هنوز دغدغه هایت نسبت به خانواده باقى است،معلوم مى شود با اخلاص فاصله دارى، کفشت را بیرون آر!یعنى هرگونه دغدغه و محبت غیر خدائى را کنار بگذار تا اخلاصت واقعى شود و فقط محبت الاهى در دلت باشد:فاخلع نعلیک!
 
اى صد دله،دل،یک دله کن! ما یک دل داریم یا صدها دل؟ به همه دل بسته ایم:مال و شغل و همسر و فرزند و مال و ملک و سرگرمى و دوست و اثر و کتاب و …همه اینها گوشه اى از دل ما را اشغال کرده اند و بیرون نمى روند و هر کدام یک دلمشغولى ایجاد کرده اند که مانع اخلاص و یک دله شدن ما هستند.وقتى مى خواهیم پیش خدا برویم هریک از آن ها حجابی مى شود که ذهن را منصرف مى نماید.باید همه آنها را رها کرد و یک دله نزد خدا رفت.آنها خود خدائى دارند و خدا خود آنها را کفایت مى کند،دغدغه من مشکلى از آنها نمى گشاید.آنها را به خدا بسپاریم و فارغ البال با خدا مناجات کنیم.دل بدهیم و قلوه بستانیم! با او در تنهائى نجوا نمائیم و عرض حاجت کنیم که او هم انیس است؛ هم مونس است ؛هم رئف است ؛هم شفیق است؛ هم رفیق است…
 
اینکه اخلاص را فرمودند پاک کردن دل از غیر خداست،حاصل نمى شود مگر در سایه یک نظام شناختى کامل در توحید و معرفه الله.اگر آن خدای فطری را در زیر انبوهى از اصطلاحات فلسفى و عرفانى دفن کرده باشیم که صدایش را نشنویم،طبیعتاً آن اصطلاحات نیز مثل همان کفش موسى هستند که باید بیرون رانده شوند زیرا این اصطلاحات همان حجابها هستند که مانع اخلاص اند و اخلاص با وجود آنها حاصل نمى شود…ببین عزیز،با کفش یا کفش ها آمده اى ،آنها را در آور!
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه