معلم

 
 
 
 
 
در سوگ معلمش چنان مى گریست که برای عزیزترین خویشانش آنقدر متأثر نشده بود.گذاشتم زمانى بگذرد تا آرام شود بعد از او واقعیت موضوع را جویا بشوم.حالش که بهتر شد،سوالم را پرسیدم .گفت:او معلم روحى و مربى معنوی من بود، تا ابد مدیون او هستم.گفتم:معلمان روحى کم نیستند این معلم چه ویژگى داشت که این چنین در سوگش متأثر شدى؟گفت:او چیز دیگرى بود؛ همه زندگى مرا سرشار نور کرد.گفتم بگو با تو چه کرد؟ گفت: او مرا با قطب عالم امکان آشنا نمود؛دل مرا با او پیوند داد؛الطافش را نمایاند؛معارفش را شناساند؛از آن جهل و عدم معرفت و بى خبرى رهانید.گونه دیگرى شدم ؛امام برای من هویت زنده و حاضر و ناظر شد و ملجأ و مرجع و پناه و کشتى نجات…
 
گفتم :حال فهمیدم چرا آن همه متأثر بودى؛ درسوگ چنین معلمى،باید هم مى گریستى؛گفت: کاش چنین معلمانى سر راه همه جوانان ما باشند تا دل و روح و جان آنها به جای پیوند با زخارف دنیوى با امام مهربان پیوند گیرد.گفتم :با یکى از نکات و افاضاتش ،کام ما را هم شیرین کن ! گفت:بسیار می فرمود: امام خیلى آقامنش و با کرامت است. محال است تو برایش خدمتى انجام دهى او به چندین برابر در حق تو نیکى نکند و گره از کارت نگشاید، تو رسم نوکرى بجاى آر،او رسم  آقائى ،خوب داند! نوکر ،غم آب و نان و خانه و لباس و همسر ندارد،چون آقایش به فکر او و پشتیبان اوست و احتیاجات او را برایش فراهم مى کند؛ کافى است خدمتگزار اهدافش باشی تا ببینى چقدرمهربان و با صفاست! او چنان کریم و غیرت مدار و دوست نواز است که نمونه ای برایش متصور نیست…
 
گفتم بیشتر بگو.گفت: همیشه تذکر می داد:او پدر شماست؛با او حرف بزنید و هر حاجتى دارید خجالت نکشید، مستقیماً از او بخواهید.برایش و در راهش خرج کنید؛کتاب هاىى مثل نجم ثاقب حاجى نورى و کشف المحجه سید بن طاووس را بخوانید تا بیشتر با او و فضائلش و وظایف عصر غیبت آشنا شوید؛به علائم ظهور نپردازید همه آنها بدائى است حتى علائم حتمیش و خدا ممکن است بدا فرموده یک شبه امر ظهور را اصلاح نماید؛ به نیابت از او عبادات مستحبى را انجام دهید؛بخصوص زیارت به نیابت از او بروید،این مزه عجیبى دارد که لذتش وصف شدنى نیست؛دوستان او را زیاد کنید؛مرزبان باشید و از امامت و مهدویت در مقابل منکران و مخالفان دفاع علمی کنید…
 
گفتم: خود او در برابر معلمانش چه حالتى داشت؟گفت روزی نبود که از آنان یاد نکند و برایشان قرآن و نماز نخواند،می گفت هرچه دارم از آنهاست و عنایت مولا. دانش وسیع خود را نمى از یم علوم وهبی آنها مى دانست بویژه با تجلیل و احترام فوق العاده از همان استادی یاد مى کرد که او را با ساحت قدس مهدوى و معارفش پیوند داده بود.مى گفت:در غیبت امام،باب علم مسدود نیست اگر به خود حضرت مراجعه حقیقى کنى به تو خواهند داد.هر وقت مستأصل و مضطر شدید او را با نداى یا فارس الحجاز ادرکنى صدا کنید و المستغاث بک یا صاحب الزمان بگوئید؛ برای محفوظ ماندن از اضلالات شیطان خودتان را با توسل به امام متصل کنید،شیطان غلط می کند به کسی که در پناه امام است ضرری برساند؛آب و نان از دهانتان مى افتد ،دعا برای تعجیل فرجش از زبانتان قطع نشود…تو می گوئى برای فقدان چنین معلمى متأثر نباشم و به سووشون ننشینم؟!
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه