معاد و اختیار

 
 
 
 
 
امیر هنوز در رابطه معاد با اختیار انسانها،بحث داشت:آیا واقعاً انسانها همه امور خود را با آزادى و اختیار انجام مى دهند تا جزا و پاداش معنا پیدا کند؟ سوال خود را اینگونه مطرح کرد:ما مى بینیم که بعضى امور به ما تحمیل مى شود و در شرایطى قرار مى گیریم که ناگزیر به انجام کارى مى شویم.آیا در این شرایط هم مستحق جزا و تنبیه هستیم؟ مسعود گفت:هر جزا و پاداشی منوط به وجود اختیار است؛اگر فاعل اختیار نداشته باشد و مجبور و مضطر باشد،جزا و پاداش معنا ندارد.چند اصل در مورد معاد همیشه باید در نظر گرفته شود:اول اعتقاد به عدل خداست .لازمه عدل خدا،برقرارى میزان و حساب و جزاست که در قیامت انجام مى شود؛دوم اعتقاد به اختیار انسان است؛اگر انسان را مجبور بدانیم،جزا دادن به او خلاف عدل بلکه ظلم است؛سوم این دنیا ظرفیت جزاى کامل را ندارد و این امر موکول به جهان آخرت شده و آنجاست که به رفتارها رسیدگى شده و ثواب و عقاب داده مى شود.بنابر این محور برپائى قیامت،اعتقاد به عدل خداست و جزا و پاداش هم منوط به وجود اختیار در انسان است…
 
امیر گفت: پس در کارهائى که برما تحمیل شده و در آنها اختیارى نداریم،ثواب و عقابى در کار نیست؟ مسعود گفت:البته که نیست! فقط افعال اختیارى ما، مناط ثواب و عقاب است نه امور غیر اختیارى. در افعالى که اختیار نداشته ایم بازخواستى از ما نمى شود.اختیار،شریف ترین سرمایه ماست که مى توانیم با آن تا ملکوت قرب الاهى بالا رویم و تا آنجا که اندر وهم ناید ، پر کشیم یا به حضیض شقاوت سقوط کنیم و از هر پَستى،پَست تر شویم.مى توانیم انسان را اینگونه تعریف کنیم:من انتخاب مى کنم پس انسانم؛من با انتخاب و اراده و آزادیم،از حضیض شقاوت تا اوج سعادت، میدان فعالیت دارم.خدایم پیش از هرگونه عمل،خوبى و بدى را به من الهام نمود(فألهمها فجورها و تقویٰها)و بعد هم راه خوشبختى را توسط سفیرانش،نشانم داد تا با اختیار خود یا سربراه و شکر گذار شوم یا ناسپاس و کفران کننده نعمات الاهى(إنّا هدیناه السبیل إمّا شاکراً او کفوراً)…
 
امیر گفت:پس نقش شیطان چیست؟آیا او ما را به کارهاى ناشایست مجبور نمى کند؟ آیا او با قدرتى که دارد و مى تواند ما را به گناه و فساد نمى افکند؟ آیا او با دشمنى که با فرزندان آدم دارد، و سوگندى که یاد کرده ( که دوزخ را از جن و انس پر خواهم نمود )؛ مانع اختیار ما نیست و ما را جبراً وادار به انجام کارهاى ناپسند نمى نماید؟ مسعود گفت،شیطان ،هرگز ما را مجبور نمى کند بلکه فقط دعوت یا وسوسه مى کند این ما هستیم که مى توانیم دعوتش را پس بزنیم و رد کنیم  یا بپذیریم و انجام دهیم.خود او در روز قیامت به کسانى که او را ملامت مى کنند و مى خواهند گناه کارهاى خود را به گردن او بیندازند،مى گوید:تقصیر با خود شماست زیرا من فقط شما را دعوت یا وسوسه کردم،مى توانستید نپذیرید و مرا نومید کنید و مى توانستید دعوتم را بپذیرید و سقوط کنید که کردید و اکنون در این موقعیت هستید،پس خود را ملامت نمائید! بنابر این نقش شیطان،اجبار ما نیست بلکه فقط دعوت و وسوسه است(فلا تلومونى و لوموا انفسکم)…
 
امیر:نقش شیطان هاى زمینى(دوستان ناباب،محیط و شرایط اجتماعى غیر سازنده و آلوده ،واعظان غیر متعظ، رسانه هاى اغواگر،شبهات و اضلالات گمراهان و منحرفان، خانواده غیر همراه و گمراه و…)،آیا اینها موجبات جبر ما به خروج از دایره صلاح نمى شود؟( چنانکه امروز مى بینیم افراد بسیارى بدلیل شرایط سخت اجتماعى و عوامل یاد شده،با ایمان قهر کرده وبه انحراف گرائیده اند).مسعود گفت:این شیاطین که نام بردى نیز کارشان چون استادشان،دعوت و وسوسه است.در همین شرایط سخت بوده که عده اى با آزادى کامل ، فریب آنها را نخورده حتى شکنجه و آزار و زندان و تبعید را تحمل کرده و استقامت نموده و پیروز از این فتنه ها بیرون آمده و به فجور آلوده نشده و با تمسک به ولى الله،از این مهلکه ها نجات یافته اند.نتیجه همین اختیار است که در معاد هم بهترین پاداش ها در انتظار آنان است و در جوار رحمت حق و کنار اولیاء الله در بهترین جایگاه نزد دیگر مومنان خواهند بود و خواهند گفت:الحمد لله رب العالمین…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه