سوال بعدى نوید در مورد مشاهده امام در دوران غیبت بود:آیا دیدن امام و سخن گفتن و حاجت خواستن،براى افراد،امکان پذیر است؟ از یک طرف مى گوئید بعضى افراد به توفیق دیدار حضرت نائل آمده اند و از طرف دیگر مى گوئید آن حضرت در نامه به آخرین وکیل خاص فرمودند:هرکس ادعاى مشاهده نماید ،دروغگو و افترا زننده است. کدامیک را بپذیریم؟ گفتم : هر دو را؛زیرا آن دو با هم تناقضى ندارند.ما دو نوع ملاقات داریم : نوع اول ملاقاتی است که با اراده امام و صلاحدید ایشان صورت می گیرد و شخص ملاقات کننده خود اراده ای در ملاقات ندارد؛ به این معنا که زمان، مکان، مدت و تعداد دفعات ملاقات به دست امام زمان (ع)است نه به دست شخص ملاقات کننده. در این نوع از ملاقاتها و دیدارها شخص نمی تواند با اراده خود ملاقات را تکرار کند یا مثلا بگوید من فلان روز با حضرت دیدار خواهم کرد؛ این نوع ملاقات صحیح و معتبر است و برای بسیاری از مردم عادى و بزرگان و علما اتفاق افتاده است که شرح آنها را علامه مجلسی در بحار الانوار و میرزای نوری در نجم ثاقب و شیخ صدوق در کمال الدین و شیخ طوسى در کتاب الغیبه و امثال آنها آورده اند …
اما نوع دوم ملاقات،ملاقاتى است که اراده ملاقات و زمان آن به دست ملاقات کننده است مثل ملاقات هائى که آن چهار کارگزار و وکیل خاص حضرت در دوران غیبت صغرىٰ انجام مى دادند؛این نوع ملاقات که از آن تعبیر به مشاهده شده(مشاهده از باب مفاعله به معنى مطاوعه یعنى اراده و قبول طرفین براى انجام کار و دیدار.مطاوعه در افعال ثلاثى مزید این است که مفعول فعل بتواند خود جای فاعل قرار گیرد یعنى هر دو طرف بتوانند دیدار را انجام دهند)، که این معنا، دیگر با اتمام دوران وکالت، میسر نیست و اگر کسى ادعا کند که هر زمان بخواهد مى تواند با امام دیدار کند، دروغگو و مفترى است.آیا خوب متوجه شدید جناب نوید؟! اصلاً تناقضى نیست. هم دیدار افراد با امام،البته با اراده و اختیار امام، امکان پذیر است و هم ادعاى مشاهده یعنى دیدار امام با اراده و اختیار ملاقات شونده، نادرست است…نوید گفت:بله متوجه شدم ، هرکس ادعاى مشاهده به معناى دوم را داشته باشد،دروغگوست اما اگر امام اراده فرماید تا کسى را به اختیار خود به دیدار خویش مشرف گرداند،امکان پذیر است مانند دیدارها و تشرفاتى که در کتب معتبر آمده است…
اما هنوز یک سوال باقى ماند و آن اینکه از کجا متوجه شویم که از میان داستان هاى تشرفات،کدامیک درست و کدام نادرست مى باشد؟ گفتم: اگر کسی با نقل یک تشرف در پی اثبات مقام و جایگاهى براى خویش است و مى خواهد با نقل این دیدار ادعائى نماید،قطعاً نادرست است زیرا هم خود حضرت از وجود دروغگویان انذار داده اند و هم راستى آزمائى آن به دلیل غیبت امام براى افراد امکان پذیر نیست.لیکن اگر در آن تشرف حاجتى گرفته اند و کرامتى دیده اند،امکان راست بودن آن هست و البته نوع کسانیکه به چنین توفیقى نائل آمده اند، دهان دوخته اند و گفته اند تا ما زنده ایم نقل نکنید تا شائبه ادعاى مقام و موقعیت پیش نیاید؛مانند تشرفى که براى مرحوم آیه الله میرزا مهدى اصفهانى قدس سره در کنار قبر هود و صالح در وادى السلام نجف ،پس از توسلات شدید،اتفاق افتاد و تا زنده بودند، براى مردم نقل نشد و بعد از فوت ایشان توسط شاگردانش نقل گردید…
نوید گفت:اما بعضى دروغگو در دروان غیبت،ادعاى مشاهده به معناى بابیت و کارگزارى نموده اند؛تکلیف مردم با اینان چیست؟ گفتم:تکلیف را خود امام در همان توقیع خطاب به على بن محمد سمرى،مشخص فرموده اند که اینان کذاب و مفترى هستند و تا زمان ظهور،آن حضرت هیچ باب و وکیل و کارگزار مشخصى ندارند.بنابر این ادعاى بابیت کسانى همچون علیمحمد باب(موسس فرقه بابیه) یا مدعى بصرى احمدالحسن که خود را یمانى مى خواند، یاوه و باطل است.نوید گفت:آیا ماهم مى توانیم آرزوى دیدار داشته باشیم و بخواهیم که آن حضرت به نگاهى، گاهگاهى ما را مهمان کند؟ گفتم :چرا که نه، ما این آرزو را هر روز در دعاى عهد تکرا مى کنیم که خدایا آن طلعت رشید و زیبا و ستوده را نشانمان ده(اللهم ارنا الطلعه الرشیده و الغره الحمیده) و هرجمعه نیز با هزاران اشتیاق در در دعاى ندبه،درخواست مى کنیم:کى مى شود که چشمانمان تورا ببیند و تو ما را نظاره نمائى(متى ترانا و نراک)؛و البته شرط آن ،این است که خود را با تقوى و پاکدامنى، لایق دیدار حضرتش کنیم…