مشارکت

 
 
 
 
 
در محاورات عامه مطالبى است که اگر خوب تحلیل نشود نتایج ناگوارى خواهد داشت.یکى از آنها این است که مى وقتى کسی در شراکت،شکست مى خورد به او مى گویند:”اگر شریک خوب بود،خدا برای خودش،شریکى انتخاب مى کرد”! این سخن یک مغلطه واضح است:اولاً خدا اصولاً نمى تواند شریک داشته باشد و ندارد، اما ما مى توانیم شریک داشته باشیم و طبیعى است که شریک انتخاب کنیم. ثانیاً انسان ها بدون شریک نمى توانند ادامه زندگى دهند مثل شریک زندگى(همسر)،شریک سفر، شریک کارى،شریک در امور خیر، شریک در فعالیت های اجتماعى و تشکل ها و …ثالثاً شکست یکنفر در شراکت دلیل نفى شراکت نیست چون بسیاری شرکت هاى موفق وجود دارد…
 
موسى پیامبر خدا به هنگام برانگیختگى از خدا مى خواهد تا برادرش هارون را شریک ماموریت او گرداند تا پشتیبان و همکار و یاور او باشد و خدا این خواسته او را اجابت مى فرماید(وَاجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ أَهْلِی هَارُونَ أَخِی اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی).هیچ کار بزرگى بدون مشارکت افراد،موسسات،سازمان ها و همراهى همه بازیگران اجتماعى در آن موضوع،به انجام نمى رسد.اینکه شراکت را نفى استقلال معنى کنیم اندیشه نادرستى است.اگر شراکت ها،با اصول علمى و فنى طراحى شود و نقش افراد با تقسیم کار دقیق مشخص باشد استقلال عمل هم وجود خواهد داشت.ضمن اینکه امکان وجود اشتباه در شراکت ها بدلیل مشورت و هم افزایی نسبت به کارهای فردى کمتر است.
 
مشارکت یعنى افزودن توان خود با جذب حداکثرى توان دیگران که همسوى او هستند برای یک همکاری موفق بر اساس اصول مورد قبول طرفین.گاهى شما در پنج درصد کار با دیگران مشارکت مى کنید اما تا نود درصد هم مى توان مشارکت کرد.گاهى ایده از شماست و کار از دیگران.گاهى علاوه بر ایده  در درصدى از کار هم مشارکت مى کنید.گاهى مشارکت موقت است و گاهى ادامه دار و قابل تمدید و دائم.سود مادى و معنوى مشارکت برای طرفین است اگر زیان احتمالى هم داشته باشد به نسبت. تقسیم خواهد شد.هرچه مشارکت سنجیده تر انجام شود منافعش بیشتر خواهد بود.در فعالیت های فرهنگى،بدلیل گستره عظیم فرهنگ،مشارکت ها ضروری تر خواهد بود…
 
در فعالیت های دینى باید مشارکت را جدّى گرفت چون بدون مشارکت، قادر به تحول بزرگ نخواهیم بود.اصولاً بقای دین تا امروز حاصل مشارکت هاى مردمى و همه اقشار و طبقات اجتماعى از تاجر و کاسب و شاعر و کاتب و هنرمند و دانشگاهى و حوزوى و زن و مرد و پیر و جوان بوده است .تنوع فعالیت های دینى و محدودیت هر تشکل ،انگیزه دیگرى برای مشارکت تشکل های همسوست.امروز صدها تشکل در موضوع مهدویت در گوشه و کنار کشور و نیز کشورهای دیگر مشغول فعالیت اند،برای جلوگیرى از دوباره کارى و نیز هم افزایی و توان افزایی موظف به مشارکت حداکثرى با آنها هستیم تا قوى تر و سریعتر به هدف خود که “یاور سازى”برای مولاست برسیم و رضایتش را به دست آوریم…
 
 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه