امروزه از نیکوکارى و احسان به “مسئولیت اجتماعى” تعبیر مى شود، یعنى هرکس در برابر جامعه اى که در آن بالیده و رشد کرده ، مسئولیت دارد و باید براى رفع مشکلات و ارتقاى آن ، به احسان و نیکوکارى بپردازد.در قرآن کریم به احسان و نیکوکاری و انفاق در بیش از یکصد آیه تأکید شده و با امر به “عدل و احسان”١ و نیکى به نیازمندان، همگان را به این فریضه فرا مى خواند:”نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز) روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید ؛ بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورده، مال (خود) را، با تمام علاقه ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و خواهندگان و بردگان، انفاق کند٢”. امیرمؤمنان(ع) نیز فرمود: “رأس ایمان،کمک به مردم است٣” و نیز:” احسان و کمک به بندگان خدا، زاد و توشه مناسبی برای جهان پس از مرگ است۴”…
در جامعه اى که ایمان به خدا کمرنگ شود،احسان به همنوع نیز به فراموشى سپرده مى شود:”آیا دیدى کسی را که پیوسته روز جزا را انکار می کند؟ او همان کسی است که یتیم را با خشونت می راند، و (دیگران را) به اطعام مسکین تشویق نمی کند۵”.یعنى نه تنها خود به مسئولیتش در برابر یتیم و مسکین عمل نمى کند بلکه دیگران را هم به این کار تشویق نمى نماید.ممکن است انسان شخصاً توانایی بر احسان نداشته باشد؛ اما توانایی ترغیب و تشویق دیگران را داشته باشد. به تعبیر دیگر، کسانی که از دارایی و امکانات برای احسان و نیکوکاری برخوردار نیستند، باید از اعتبار، آبرو و امکانات محدود خویش برای کمک به نیازمندان استفاده کنند.خداوند به ثروتمندانى که احسان نمى کنند مى فرماید:”گمان نکنید این عمل به سودتان است؛ بلکه بدانید مأموران دوزخ در قیامت تمام ثروت اندوخته تان را به صورت حلقه های آتش بر گردنتان می آویزند و می گویند: «این ثروت شماست که آن را در دنیا اندوخته بودید!۶” و نیز:”کسانی که طلا و نقره را ذخیره می سازند، و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده!٧”…
افراد نیازمند علاوه بر جنبه هاى مالى به جنبه هاى عاطفى و مشکلات اجتماعى نیز نیاز دارند و در این موارد هم باید به آنان رسیدگى شود.نیکوکاران با حضور و ارائه مشاوره و تاسیس نهادهاى نیکوکارى خاص و گره گشائى ها در این مسئولیت اجتماعى بطور فعال انجام وظیفه مى کنند.پیامبر اکرم (ص)فرمود:”هر که به فریاد برادر مسلمانش برسد تا او را از اندوه و گرفتاری و تنگنا در آورد، خدا برای او ده حسنه می نویسد و او را ده درجه بالا می برد و پاداش آزاد نمودن ده بنده را به او ارزانی می فرماید و ده گرفتاری بزرگ را از او دور می سازد و در روز رستاخیز ده شفاعت برای او آماده دارد٨”.این نیکوکاران در همین دنیا نیز از نتیجه نیکى و احسان خویش بهره مند مى شوند.تمثیل زیباى قرآن در مورد نتایج نیکوکارى،چنین است:” افرادی که اموال خود را برای رضای خدا انفاق می کنند، مانند باغ دارانی هستند که باغ های مستعدی دارند که با اندک بارانی بیشترین محصول را برداشت خواهند نمود٩”؛یعنى میوه نیکوکارى شان را همین جا نیز خواهند چید…
آفت احسان،منت گذاشتن و آزار دادن است.احسان و نیکوکارى و خدمات اجتماعى،چه آشکار و چه پنهان،باید خالى از این دو باشد:”آنان که اموال شان را در راه خدا مى بخشند و سپس به دنبال آن،آنچه بخشیده اند را ابزار منت و اذیت قرار نمى دهند،اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است و ترس و حُزنى نخواهند داشت١٠”.چنین احسانی در نهایت به خودِ نیکوکار بر می گردد، چنانکه قرآن کریم می فرماید:”اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می کنید١١”. این یک سنت تاریخى است که بازتاب نیکی ها و بدی ها سرانجام به خود انسان باز می گردد. هر ضربه ای که انسان می زند، بر پیکر خویشتن زده است، و هر خدمتی که به دیگران می کند، در حقیقت به خود کرده است. این همان سخن امیرمؤمنان(ع) است که فرمود: می فرماید: ” نام نیکی که خدا (در سایه نیکوکاری و محبّت) به انسان عطا می کند، از ثروتی که به هر حال، برای دیگران به ارث می گذارد، بهتر است١٢”…