مگر پیامبران به خاطر انجام رسالت شان از مردم مزدى طلب مى کردند؟! نه، هرگز! هر مزد مادى برای چنین کار خطیر و پرخطرى ، کوچک و حقیر است؛پیامبران به خاطر تبلیغ مبانى توحیدى و دعوت مردم به ترک مبانى شرک و کفر،مورد تمسخر،شکنجه و حتى قتل توسط کافران و مشرکان واقع مى شدند،چه کسى حاضر است تن به چنین آزارها و شکنجه ها و کشته شدن ها برای مزدی مادى بدهد؟ تازه پیروان انبیاء هم نوعاً افراد محروم و مستضعفى بودند که نه تنها تمکن مادی برای ادای مزد نداشتند بلکه باید به خود آنها برای گذران زندگى شان کمک و مساعدت مى شد! پس ماجراى مزد رسالت چیست؟قرآن ضمن بیان داستان ٩ پیامبر یعنى نوح و هود و صالح و لوط و شعیب و سه پیامبر از مبلغان شریعت عیسى علیهم السلام ،موضوع عدم دریافت مزد را گزارش مى کند مثلاً از قول نوح در طول دوران طولانى دعوتش مى فرماید: “من از شما أجرى نمى خواهم،أجر من بر عهده خداست”١؛واز قول هود: “من از شما مزدى نمى خواهم،مزد من بر خدائی است که مرا آفرید،آیا نمى اندیشید؟!” و از قول پیامبر دیگرى در سوره یاسین:از رسولان پیروی کنید که از شما مزدی براى رسالت نمیخواهند و آنها هدایت یافتگانند”٣…
در مورد شخص پیامبر اکرم(ص) نیز (جز یک استثنا که از آن سخن خواهیم گفت)در چند نوبت،موضوع عدم درخواست اجر مطرح شده است:” به مشرکان بگو، من از کسی اجر رسالت نمیخواهم؛ امّا اگر کسی برای تقویت دین و راهی که حرکت به سوی پروردگار است، بخواهد بذل مال نماید و دین را تقویت کند. کاری پسندیده و نیکو کرده است”۴. بار دیگر در پاسخ به بهانه جوئى های مشرکان اشاره نموده و مى فرماید:” آیا تو در مقابل ابلاغ رسالت، دستمزدی از آنها می طلبی که آنها پرداخت آن را چون بار سنگینی بر دوش خود میدانند؟!”۵؛ نه، این چنین نیست و پیامبر از مردم اجرت نمی طلبد و چیزی را بر آنان تکلیف و تحمیل نمیکند؛ زیرا سخنش روشن و همراه با دلیل است(ما اَسَلُکُم عَلَیهِ مِن اَجر و ما اَنَا مِنَ المُتکَلِّفین)۶. نوبتى دیگر هم عدم درخواست اجر را برای آئین فراگیر جهانى مطرح مى نماید:”من از شما اجرى درخواست نمى کنم زیرا این آئین ذکرى برای جهانیان است”٧…
اما تنها مورد استثنا در موضوع دریافت مزد رسالت این آیه است:” من از شما اجرى درخواست نمى کنم به جز مودت و دوستى با نزدیکانم”(قُل لا اَسَلُکُم عَلَیهِ اَجرًا إلَّا اْلمَوَدَّهَ فِی القُربی)٨. در مورد اینکه چرا مودّت خاندان رسولالله(ص)، اجرت رسالت قرار داده شده است ،اتفاق نظر است که محبت اهل بیت، در حقیقت ضامن بقا و دوام دعوت پیامبر و اثبات کننده لزوم پیروی و تمسّک به عترت در امور دینی و علمی است زیرا تنها آنانند که آگاه ترین افراد به شریعت و آئین پیامبر و حافظ علوم و معارف اویند و این هیچ گونه منافاتی با آیات نافی اجر رسالت ندارد.در واقع پیامبر مى فرماید اگر مى خواهید با دادن اجرت، از من تشکر کنید،این اجرت چیزى جز کمک به تداوم رسالت من نیست و آن با پیروى از اهل بیت من تحقق مى یابد و این دستمزد هم باز به خود شما باز مى گردد زیرا موجب حفظ دینتان مى شود:”آن چیزى که به عنوان مزد رسالت از شما درخواست نمودم به خود شما عاید مى شود”٩…
پس در حقیقت، پیامبر نه تنها ازمردم چیزی نخواسته بلکه چیزی به آنها داده است و آن نعمت محبت اهل بیت و اطاعت از آنهاست که موجب هدایت آنان در زمان هاى آینده است؛ یعنى همان چیزى که در غدیر هم اعلام نمود و على(ع) را به عنوان جانشین خود معرفى فرمود تا تکلیف هدایت پس از خود را روشن کرده باشد. این همان چیزى است که در حدیث ثقلین هم فرمود:” من دو چیز گرانبها بین شما گذاشته و می روم ؛ کتاب خدا و اهل بیتم را ؛ پس به آنها چنگ بزنید که گمراه نمی شوید”١٠؛مردی برخاست و پرسید: یا رسول الله! دو یادگار گرانبهاى شما چیست؟ فرمود: ثقل اکبر کتاب خداست؛ پس به آن چنگ بزنید که نمی لغزید و گمراه نمی شوید. و ثقل اصغر،عترت من است که همانا آن دو هرگز از همدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همین اتحاد و یگانگى و جدایی ناپذیری را براى آنها درخواست کرده ام. پس بر این دو پیشى نگیرید که به هلاکت مى رسید و سخنى به آنها نیاموزید که آنان از شما داناترند”١١…حوادث آینده نشان خواهد داد که با “مزد رسالت” پیامبر(ص) چه کردند…
——————
١.یونس/٧٢. ٢.هود/۵١. ٣.یس/١۴-٢١. ۴.فرقان/۵٧. ۵.طور/۴٠. ۶. قلم/۴۶. ٧.انعام/٩٠. ٨. شورى/٢٣. ٩.سبأ/۴٧. ١٠.احتجاج١۴٩/١. ١١.طبرانى،المعجم الکبیر١۶٧/٣و۶۶.