مرگ و خروج

 
 
 
 
 
قرآن تاکید مى نماید که”هرکس روی زمین هست، فانی شونده و میراست”(کلٌّ من علیها فانٍ)١ ؛ و هر انسانى مرگ را خواهد چشید”(کلِّ نفسٍ ذائقه الموتِ )٢.هیچکس حتى پیامبران نیز از این قاعده مستثنى نیستند زیرا خداوند به پیامبر خدا(ص)هم مى فرماید:”تو هم خواهى مُرد و اینان نیز خواهند مرد”(اِنّک میتٌ و اِنّهم مَیّتون)٣. اما مرگ،در نگاه موحدان، تمام شدن نیست بلکه تنها یک جابجایی است؛ از دیارى به دیار دیگر سفر کردن است ؛ زیرا ما براى بقاء و جاودانگى آفریده شده ایم نه براى فنا و تمام شدن که در حدیث است:” “شما،برای نابودی خلق نشده اید، بلکه برای بقاء خلق گشته اید و تنها شما را از جائی به جائی دیگر منتقل می کنند”(ما خلقتم للفناء بل خلقتم للبقاء و انما تنقلون من دار الی دار)۴.به همین دلیل امیرمومنان(ع) فرمود:”به خدا سوگند فرزند ابی طالب علاقه اش به مرگ از انس کودک به پستان مادرش بیشتر است”(والله لا بن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی أمه)۵؛امام حسین(ع)هم روز عاشورا به یاران خود فرمود:ای گرامیان و کریم زادگان! مرگ،جزپلی نیست که شما را از گرفتاری ها به بهشت های وسیع با نعمت های دائمی عبور دهد،چه کسی خوش ندارد از زندان به قصر راه یابد”؟!۶…
 
انسان ترکیبى از بدن و روح است؛بدن را مالک روح کرده اند و این دو تعلق بسیارى به هم دارند؛معناى بودن ما در این دنیا همان تعلق داشتن این دو به هم است.اگر این تعلق بریده شود ما مى میریم .اگر دوباره این تعلق برقرار شود، زنده مى شویم همچنانکه در خواب اتفاق مى افتد؛چون در خواب هم این تعلق برداشته مى شود اما کاملاً قطع نمى شود لذا وقتى دوباره تعلق برقرار شد،از خواب بیدار مى شویم.در مرگ ،وقتى تعلق کاملاً قطع مى شود ما مى میریم.یعنى جسم بدون حرکت مى ماند و روح به عالم دیگر که عالم برزخ است منتقل مى شود.خداوند این کار را گاهى به خود نسبت مى دهد،مانند “خدا جان‌ها را هنگام مرگ شان می‌گیرد”(الله یَتوفّی الانفُسَ حینَ مَوتها)٧؛و گاهى به فرشته مرگ و دیگر کارگزاران خود نسبت مى دهد:”بگو جان شما را فرشته مرگ که بر شما گمارده شده می‌گیرد”(قُل یَتوفّاکم مَلَکُ اَلموتِ الذی وَ کّلَ بکم)٨و “هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد فرستادگان ما جان او را می‌گیرند”(حتّی اِذا جاءَ اَحَدَکُم الموتُ تَوَ فّتهُ رُسُلَنا)٩؛زیرا انتساب فعل کارگزار به کارفرما کاملاً صحیح است… 
 
قرآن در مورد قبض روح مومنان می‌ فرماید:”کسانی که فرشتگان جانشان را با خوشی می‌ گیرند،به ایشان سلام می‌کنند”(الذین تَتوفّاهُم الملائکهُ طّیبینَ یقولون سلامٌ علیکم )١٠؛اما در مورد کافران:”هنگامی که فرشتگان ، روح کافران را می‌ گیرند به روی و پشت آنها می‌زنند”(و لَو تری اِذ یتوفیَّ الذین کفرو الملائکهُ یَضرِبونَ وجوهَهُم و اَدبارَهُم )١١.کافران هنگام مرگ که دیگر از زندگی در دنیا نومید می‌شوند از گذشته خود پشیمان می‌گردند و اظهار ایمان و توبه از گناهان می‌کنند ولی هرگز چنین ایمان و توبه‌ای پذیرفته نخواهد شد، چنانکه در پاسخ فرعون هنگام مرگ فرمود:”آیا اکنون[توبه مى کنى که خواهى مرد]در حالیکه قبلاً عصیان کرده و از مفسدان بوده‌ای ؟!”(ءلاانَ و قد عصیتَ قبلُ و کنتَ من المُفسدین)١٢؛یا در روز قیامت هنگامى که عذاب را مى بیند آرزوى بازگشت مى کند که قطعاً جواب منفى است:”هنگامی که عذاب را می‌بیند می‌گوید ای کاش بازگشتی می‌داشتم تا از نیکوکاران شوم”(اَوتقولَ حینَ تری العَذاب لو اَنّ لِی کرَّهً فاکونَ مِن المُحسنین)١٣که قطعاً جواب ،منفى است…
 
مرگ اندیشى و به یاد مرگ بودن ،آثار تربیتى فراوانى دارد.پیامبر اکرم(ص)فرمود:” هر که بسیار یاد مرگ‏ کند خدا به او محبت مى‏ورزد”١۴؛چرا که بهترین محرّک آدمی برای انجام کارهای نیک و پسندیده، یاد مرگ است. انسانی که سفر خود به سوی عالَم آخرت را نزدیک می‌بیند، توشۀ لازم را برای این سفر ابدی و پرحادثه تدارک می‌بیند.امام صادق(ع) هم فرمود:”یاد مرگ خواهش‌های باطل را از دل زائل می‌کند و ریشه‌ های غفلت را قطع می‌کند و دل را به وعده‌ های الهی قوی و مطمئن می‌ گرداند و طبع را رقیق و نازک می‌ سازد و پرچم‌ های هوا و هوس را می‌ شکند و آتش حرص را فرو می‌ نشاند و دنیا را حقیر و بی‌ مقدار می‌سازد”١۵.بر حضور در تشییع جنازه مومنان بسیار تاکید شده ،امام صادق فرمود:  امام صادق”علیه السلام” فرمود:وقتی جنازه‌ای را به سوی قبرستان حمل می‌کنی، چنین پندار که تو آن جنازۀ محمول هستی واز پروردگارت مسألت نموده‌ ای که تو را به دنیا برگرداند و خداوند دعایت را مستجاب نموده و به دنیا بازگردانیده است، حال ببین چگونه اعمال خود را از سر می‌گیری! پیامبرص)فرمود:”به زیارت [اهل] قبور بروید تا یاد آخرت در شما زنده شود”١۶؛و” به زیارت مردگان بروید و بر آنان درود و سلام بفرستید؛ زیرا این کار درس عبرتى براى شما خواهد بود”١٧…
————-
١. الرحمن /٢۶.
٢.آل عمران/١٨۵.
٣.زمر/٣٠. 
۴.بحارالانوار، ج۶،ص٢۴٩.  
۵.بحارالانوار، ج٢٨،ص٢٣٣.
۶.بحارالانوار، ج۶،ص١۵۴.
٧.زمر/۴٢
٨. سجده/١١.
٩.انعام/١۶.
١٠.نحل/٣.
١١.انفال/۵٠.
١٢.یونس/٩١.
١٣.زمر/۵٨.
١۴.کافى،ج۴،ص٣۶٩.
١۵.کافی،ج٣،ص٢۵٨. 
١۶.نهج الفصاحه،ص۵١٠.
١٧.بحار الانوار،ج٧٩،ص۶۴. 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه