این همه مهرورزی را از امامش فراگرفته بود که طی توقیعى برای او فرستاده بودند. نامه شریفى که توسط عالم متقى شیخ محمد کوفی شوشتری به دست او رسیده بود و حضرتش در آن نامه فرموده بودند:”خودت را برای مردم ارزان کن و در دسترس همه قرار بده! و محل نشست خود را دهلیز خانه ات انتخاب کن تا مردم سریع و آسان با تو ارتباط داشته باشند! حاجت های مردم را برآور! ما یاری ات می کنیم”.[«قُل لَهُ: أرخِص نَفسَک، وَ اجعَل مَجلِسَکَ فی الدِّهلیزِ، وَ اقضِ حوائِجَ النّاس، نَحنُ نَنصُرُکَ»]
نایب امام باید در دسترس مردم باشد هم خودش متواضع و بی ادعا باشد و هم مکانش را در جایی قرار دهد که به راحتی که بتوانند خدمتش برسند و مشکلات خود را با او در میان گذارند(نه آنکه جبروت شاهان داشته باشد و در هاله محافظان از دسترس مردم خارج باشد)،همچنین نایب امام باید در رفع نیازها و حاجت های مردم اقدام نماید و در یک کلام،مردم نوازی را به اوج رساند و قلبش آکنده از مهر خلق خدا باشد.در انجام این وظیفه اگر نیاز به کمک داشته باشد شخص امام او را یارى خواهند داد(نحن ننصرک) و این پشتیبانی پشتوانه تداوم آن شیوه در مردم یارى و مردم نوازى است…
پس از وفات آیات عظام نائینی و حائری یزدی در ۱۳۵۵ق و آقا ضیاء عراقی در ۱۳۶۱ق، مرجعیت عامه جهان تشیع در شخص آیه الله اصفهانی منحصر شد. او، تمام استفتائات و نامههایش را خودش جواب میداد و درخواست اطرافیان برای استخدام نویسنده را رد کرد. او توجیه رد این درخواست را حفظ آبرو و فاش نشدن نام کسانی که در برخی نامهها به او ناسزا میگفتند میدانست.او شمار بسیاری از مجتهدان بزرگ و محققان برجسته فقه و اصول را در حوزه نجف تربیت کرد که از جمله آنان، میتوان شخصیتهایی چون میرزا حسن بجنوردی، سید محمود شاهرودی، سید محسن حکیم، سید هادی میلانی، سید محمد حسین طباطبایی را یاد کرد.آن بزرگوار پس از یک بیماری کوتاه و در بازگشت از لبنان به کاظمین، در شب سه شنبه ۹ ذیالحجه ۱۳۶۵ق درگذشت. جنازه او را از کاظمین به نجفمنتقل و پس از تشییعی با شکوه در یکی از حجرههای صحن علوی آرمید تا کارنامه درخشان عمری خدمت به صاحب الزمان (ع)را به پایان برده باشد…ما را چنین الگوها و نائبانی آرزوست!