مراد و مرید

 
 
 
گفتند مرید فلان مراد شده و روز و شب به دنبال و گوش به فرمان اوست؛به خانه و خانواده  هم توجهى ندارد؛مال و ثروتش را هم در اختیار او گذاشته و هر چه بگوید،چشم بسته اجرا می کند؛حرف هیچکس را غیر او قبول ندارد و حاضر به بحث و گفتگو هم نیست؛چنان فریفته و وابسته و مرید شده که حاضر است در راه مرادش جان خود را هم بی پرسش و بی درنگ بدهد؛هر ذلت و خواری و سختی را هم در راه او حاضر است تحمل کند…گفتم مگر از این مراد چه دیده یا چگونه جذب او شده است؟گفتند ظاهراً چند کار خارق العاده از او دیده و یاچند خبرغیبی شنیده …
 
اگر دکان مرید و مرادی در روزگاران قبل مخصوص بعضی از اقطاب صوفیه و فلان علیشاه ها بود که با ذکر و وردی افراد را فریفته و مرید خود می کردند و چون برده از آنها سوء استفاده می نمودند،امروز انواع جدید دیگری همچون عرفان حلقه و شنتوئیسم و سیر و سلوک های مرتاضانه و مدعیان ارتباط یا نیابت یا خویشاوندی با امام زمان(همچون یمانی و…)هم به آنها اضافه شده است.اینان فقط عقیده خود را حق و بقیه را باطل می انگارند…
 
حقیقت این است که این نابسامانی ها نتیجه بستن باب تعقل و تفحص و تحقیق در انسان است.اگر به فرض کسی یکى دو خبر ویژه از زندگی شخصى کسی داد (که معلوم نیست از چه طریقى بدست اورده) یا به فرض خارق عادتی از او سر زد، دلیل حقانیت راه او نیست.اغلب این خوارق عادات،یک فن و صنعت است که می توان با ریاضت های خاصی واجد شد چنان که مرتاضان هند،دارای بعضى از این خوارق هستند و این دلیل حقانیت آنها نیست…
 
امروز مسئولیت منتظران و مرزبانان در این زمینه سنگین است زیرا بعضا در خانواده یا بستگان یا دوستان،کسانی به طور خاموش و بی سر و صدا،طعمه این جریانات -که کم هم نیستند-،شده یا در حال جذب به آنها هستند.باید هشیارانه مواظب بود و روشنگرى کرد.اگر خلیفه خدا و اختیار دار و صاحب عصر و ولیّ زمان خوب معرفی شود،کسی مرید این منحرفان نمی شود که حداکثر جنّی را تسخیر کرده یا جنی از طایفه منحرفان آنها را بازی داده است تا مردم را از صراط حقیقی ایمان یعنی حضرت صاحب الزمان دورگرداند و به مریدان شیطان بیفزاید… 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه