دعوای سنت و مدرنیته را حتماً بسیار شنیده و دنبال کرده اید.سنت گرایان ،مدرنیته را یک فرایند نظام مند برای حذف معنویت و دین مى دانند و با آن مخالفت مى ورزند و طرفداران مدرنیته،سنت گرایان را مرتجع و غیر امروزی معرفى مى کنند که قصد دارند جامعه را به قرن ها پیش برگردانند.انسان دیندار امروزی که مى خواهد در این زمان و مکان زندگى کند در دوراهی سنت یا مدرنیته چه موضعى انتخاب کند؟از سوئى به اصول اعتقادی خویش وفادار بماند و از سوی دیگر اسیر انگاره هائى که با آموزه های دینی او سازگار نیست، و مدرنیته به او تحمیل مى کند نشود. هیچ عاقلی در قرن بیست و یکم نمى خواهد خود را از پیشرفت های صنعت و تکنولوژى محروم کند اما در عین حال قصد ندارد ولنگار باشد و از باورهای اعتقادى و معنوی خویش به بهانه تجدد،دست بکشد.آیا تجدد با تدین ناسازگار است؟
هر زمانى اختصاصات و ویژگى های خود را دارد، انسان باید فرزند زمان خویش باشد.با اهل زمان خویش زندگى کند، در این دوره تحصیل و کسب و کار و ازدواج و فرزند داری کند، دلیلى ندارد بخاطر استفاده از مظاهر تجدد، دست از باورهای خویش بکشد.لزومى ندارد به حرام هایی که همین تجدد و مدرنیته مباح مى شمرند در غلطد و الکل مصرف کند و به قمارخانه های مدرن برود و به ربا آلوده شود و به همجنسگرایی آری گوید و به اسم آزادی ،خود را مجاز به هرکاری بداند و زیر خدا و دین و شریعت بزند.این مغلطه را خود اهالی مدرنیته مرتکب مى شوند که اگر مى خواهى از مظاهر مدرن استفاده کنى دست از دین بردار و بین تجدد و دین تعارض قائل مى شوند.باید گفت ما اسیر این مغلطه نمى شویم.فرزند زمان خویشتنیم و با کاروان دانش همراهیم اما دینداریم و تن به هر آلودگى به اسم مدرنیته نمى دهیم …
نباید مخفى نمود که بسیاری از همعصران ما،گرفتار این مغلطه (که شیطان هم سخت به آن دامن مى زند)شده اند و برای مدرن نشان دادن خود با آموزه های سنت دینى به تقابل پرداخته یا لا اقل آداب دینى را کنار گذاشته اند. این ها باصطلاح جوگیر شده اند و برق مدرنیته چشم آنها را گرفته و فریب مظاهر رنگارنگ آن را خورده اند در حالیکه فطرت شان پاک است و با مختصر تذکر و تنبه ، متذکر شده و به دین فطرى باز مى گردند.لذا مى بینیم در دل جوامع مدرن، با این که در اقلیت هستند تجمع های دینى
خود را حفظ نموده و بر انجام آداب دینى خود وفادار مى مانند حتى گاهى از کسانى که در کشورهای اسلامى هستند بیشتر بر اصول دینی خود باقى مانده و بر آن پاى مى فشرند و عملاً نشان مى دهند آن دیدگاه تعارضى مغلطه است و مى توان در عصر مدرن،مذهبى زیست.
در آخرالزمان و روزگار ظهور این دوگانه سنت و مدرنیته چگونه خواهد بود؟بی تردید در روزگار ظهور حکومت الاهى به دست پرتوان دادگستر جهانى، دانش پیشرفت چشمگیر خواهد داشت و بیست و پنج دریچه علم به دست آن بزرگوار گشوده خواهد شد که دوازده برابر همه علومى است که تا بحال مکشوف شده است.اما ظهور این دانش سرشار نه تنها از معنویت انسانها نمى کاهد بلکه بر معنویت و عبودیت آنان مى افزاید چنانکه به تعبیر قران سراسر دلها در پهنه جهان ،عرصه عبودیت خواهدشد(یعبدوننى لا یشرکون بی شیئا).لذا به نظر مى رسد جنبه های سوء مدرنیته حذف شده و انسان ها در پرتو دانش و نور معنویت و سایه توجهات ولى الله الاعظم،زندگى معنوى و الاهى خواهند داشت.خداوند زندگى در آن روزگار طلائى را نصیب همه منتظران و مرزبانان مهدوی گرداند…