محیط زیست

 

 

از مهم ترین بحران هاى سده قبل و سده نو موضوع محیط زیست است زیرا وخامت بحران‌ های محیط‌ زیستی به حدی خطرآفرین شده که حیات انسان و سایر موجودات را در زمین به مخاطره افکنده است.در یک تعریف علمی، محیط زیست مجموعه عوامل موجود در طبیعت است که در کنش با یکدیگر فرایند حیات را برای انواع زیست مندان ممکن می‌ سازند. از نظر علمی هر موجود زنده‌ای بر روی زمین حق حیات دارد و از آنجا که حیات او و دیگر موجودات وابسته به عوامل مادی یا فیزیکی طبیعت مانند آب و خاک است هیچ موجودی حق ندارد با تخریب یا تباهی این عوامل، حیات دیگر موجودات را به خطر اندازد. اخیراً فعالان محیط زیستى توجه خاصى به نقش دین در حفظ محیط زیست نموده اند و این به خاطر نقشى است که مذهب در رفتارسازى یا تأثیرگذارى بر رفتارهاى معتقدان خود دارد.آنها به این باور رسیده اند که مى توان از این پتانسیل براى نجات محیط زیست یا کاهش معضلات زیست محیطی استفاده نمود؛اگرچه پیشتر کسانى چون لین وایت در سال١٩۶٧ در مقاله ریشه تاریخى بحران هاى اکولوژى، سنت مسیحى و یهودى را به دلیل آزاد گذاشتن انسان در هرگونه تصرف در زمین، مسبب این بحران ها معرفى مى کردند اما به تدریج این نگرش مردود شد…

دین بعنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی و فرهنگی، چنانچه از طرف پیروان خود شناخته و به احکام آن عمل شود در بیشتر موارد پشتوانه‌ای قوی برای حفظ محیط زیست است. از این رو تبیین اخلاق محیط‌زیستی براساس مفهوم خداباوری می‌تواند رهیافت فراگیرتری نسبت به تعامل انسان با محیط‌ زیست طبیعی فراهم آورد. ادیان و مکاتب الاهی در کنار توجّه به مسائل معنوی و روحی، انسان را به احترام به موجودات پیرامون خود و نیز پاکیزگی محیط اطرافش ترغیب کرده و اصول و ضوابطی را به منظور حفاظت از محیط زیست مقرر داشته‌اند. اکنون بسیاری از طرفداران محیط زیست بر این اعتقادند که سیاست زیست محیطی کارآمد، نیازمند جامعیت و حمایت‌ های دینی و اخلاقی است؛ چرا که در تعالیم ادیان اسلام، یهود، مسیح، هندو، زردشت و… احترام به طبیعت و همهٔ عالم وجود، به عنوان یک اصل اخلاقی مورد توجه و عنایت است. آموزه‌های دینی در صدد تربیت انسان و جهت دادن او در طریق بندگی خدا است. هر گاه آدمیان به این آموزه‌ها عمل کنند و راه و رسم عبودیت را بپیمایند، مشکلات فراوان زیست محیطی که اکنون با آن مواجه هستیم، رخت بر می‌بندد…

هدف اصلی همه ادیان ، حفظ موجودیت و کرامت انسان است که آن نیز به محیط زیست و طبیعت وابسته است، لذا حفظ طبیعت نزد ادیان مختلف اهمیت خاص خود را دارد.اگر نبود فقط همین یک آیه قرآن که فرموده است:”ما سراى آخرت را برای کسانى قرار مى دهیم که اراده برترى جوئى و استکبار نداشته باشند و در زمین ، فساد نکنند”(قصص/٨٣) براى اهمیت محیط زیست، کفایت مى نمود زیرا هرگونه فساد و تباهى و تخریب و آلودگى و نابودى منابع آب و خاک و هوا و طبیعت بر روى زمین و نیز استکبار و برترى جوئى در جهان را مجاز ندانسته و بهشت جاودان را متعلق به کسانى مى داند که این ویژگى ها را نداشته باشند.تجاوز به طبیعت و حیات دیگر موجودات که در مکاتب علمی ،عملی خلاف و گاهی جرم تلقی می‌ شود در نگرش‌ های دینی گناه تلقی می‌شوند که عملی به مراتب بدتر از خلاف و جرم شمرده می‌ شود چون تأثیر آخرتى نیز دارد ضمن آنکه در متون دینى علاوه بر تاکید بر حفظ و نگهداری طبیعت، احکام مشخص و آشکاری در خودداری از قتل موجودات، خودداری از تجاوز به طبیعت، خودداری از تخریب منابع حیاتی و حرام کردن شکار و خوردن گوشت برخی جانوران و همچنین آلوده نکردن منابع حیاتی مانند آب و خاک از جمله آنهاست.

 

  وقتى که کلام الاهى همه اجزاء جهان را آیه و نشانه خداوند مى شمرد، بنابراین، تخریب محیط زیست انعکاسی از فراموش کردن خداوند و به تبع آن، فراموش کردن نفس خویش است که موجب می شود تا انسان با پیروی از خصلت ‏های حیوانی و بدون در نظر گرفتن جایگاه خود در هستی، یعنی ناتوانی در تشخیص ارتباط منسجم اجزاء هستی با یکدیگر و احاطه خداوند بر تمام هستی، به سمتی سوق پیدا کند که با خود محوری، به دنبال ارضای خواسته های خویش حتی به بهای تخریب محیط زیست، برآید. رهیافت خودشناسی از نظر درستی یا نادرستی رفتار، در ابتدا به یک نظریه وظیفه گرا شبیه است که در آن، انسان با یاد خداوند، ضمن پرورش نفس واقعی، دستورات و الزاماتی را رعایت می نماید که برای تعامل با محیط زیست طبیعی، از طرف خداوند تعیین شده است. به این ترتیب، اصول و الزامات اولیه رفتار با طبیعت که از صیانت از نفس واقعی و خداشناسی، ناشی شده باشند، با استمرار یاد خداوند، فضایلی را در انسان پرورش می دهند که معیار ارزیابی رفتار با طبیعت می شوند و انسان را تشویق مى نماید که با زمین و موجودات آن -که نشانه خدایند-مهربان بوده و آزار و آسیبى به آن نرسانند…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه