عنوان مجوس بر ایرانیان از سوی پیامبر(ص) عنوانی توهین آمیز نبوده است و اشاره به یک دین توحیدی داشته که البته دچار بد اعتقادى شده اند. است ضمن اینکه نباید بین ایرانیان (فارس زبانان) و زرتشیان لازمه ای برقرار کرد چرا که ایران در دوران پیامبراکرم (ص) امپراطوری بسیار بزرگی بوده است و از طوایف مختلف با فرهنگ ها و زبان های گوناگون تشکیل شده بوده بنابراین نمی توان مجوس را به ایرانیان معروف در اذهان که عمدتا فارس زبان هم بودند اطلاق نمود چه بسا در ایران آن زمان مجوسیان عرب نیز وجو د داشته است.علاوه براین باید توجه داشت که مجوس در آیات و روایات به معنای آتش پرستی نیست.در حدیثی از امام سجاد(ع)به نقل از پیامبر(ص)آمده که آن حضرت فرمود: ” با آنها طبق سنت اهل کتاب رفتار کنید، منظور پیامبر اسلام مجوس بود(سنوا بهم سنه اهل الکتاب، یعنی المجوس)۴.ضمنا باید توجه داشت که واژه” مجوس” جمع است و مفرد آن” مجوسی” است۵…
بعضی واژه مجوس را برگرفته از ماده” مغ” که به پیشوایان و روحانیان دین زرتشت گفته مى شد،میدانند و”مؤبد” را که اکنون به روحانیان آنها گفته میشود در اصل از ریشه” مغود” گرفته اند؛ اما حقیقت آن است که در تاریخ خود زرتشت نیز اختلافات زیادى بین مورخین وجود دارد؛بعضى دیگر مجوس را مقدم بر زرتشت دانسته و زرتشت را ادامه دهنده راه آنها شمرده و گفته اند دین قدیم طوایف آریا همان آیین مجوس بوده که در اصل و ریشه یک دین توحیدی و آسمانی بوده اما در ادوار بعد همچنان که مسیحیت منحرف شده و به تثلیث گراییده، آیین مجوس نیز به ثنویت گراییده و تعالیم آن با خرافات و موهومات زیادی آمیخته شده باشد و زرتشت بعدها در آیین مجوس اصلاحاتی به عمل آورده چنانچه خود در گاتها گفته قصد او این بوده که صفای قدیمی مذهب را برگرداند. به این معنی زردشت خود مؤسس دین نبوده، بلکه از نو همان تعالیم مجوس را مطرح ساخته است۶. بعضى نیز این انحراف را به زروانیان که موجب انحراف در تعالیم زرتشت شده و زروان(خداى زمان) را بالاتر از اهورا و اهریمن شمردند و گرایش هاى جبرى پیدا کردند مناسب مى نمایند٧.به هرحال بر اساس روایات اسلامى،مجوس از پیروان یکی از انبیای بر حق شمرده شده اند که بعدها از اصل توحید منحرف گشته و به افکار و عقائد شرکآلود روی آوردهاند…
در بعضى از روایات،مجوس به همه منحرفان از دین اصلى اطلاق شده و اینکه در همه ادیان نیز چنین منحرفانى وجود داشته اند.در حدیثى از پیامبراکرم(ص)آمده :”قدریه و مرجئه بر زبان هفتاد پیامبر، مورد لعنت قرار گرفته اند”٨؛ عرض شد:آنان کیانند؟ فرمود:”کسانى که مى پندارند خداوند انجام معاصى را براى آنها تقدیر کرد و سپس بخاطر انجام همان معاصى،آنها را عذاب نمود”! و فرمود:”در امت من نیز کسانى همین سخن را خواهند گفت، اینان،مجوس امت من هستند”٩.امیرمومنان(ع) نیز در بازگشت از جنگ صفین در پاسخ آن پیرمرد که همه امور را به قضا و قدر حتمى خدا باز مى گرداند،فرمود:اینکه تو همه چیز را به قضا و قدر لازم و حتمى خدا برمى گردانى، سخن بت پرستان و دشمنان خداى رحمان و مجوسان است(که مسلک جبراست)١٠”.بنابراین شاخصه مجوسان ،انحراف از باور توحید و گرایش به جبر و در نتیجه متهم کردن خدا به انجام همه معاصى و قبائح است که با روح ادیان توحیدى ناسازگار است و همه انبیاء از این عقیده جبرى مرام،تبرى جسته و باورمندانش را لعنت نموده اند…