لقاء الله

 

  

 خداوند در قرآن کریم در چندین مورد از آیات، سخن از ملاقات با خدا، دیدار خدا، نگاه به خدا به میان آورده است:( پس‌ هر کس‌ که‌ امید دیدار پروردگارش‌ را داشته‌ باشد باید عمل‌ نیکو انجام‌ دهد و در پرستش‌ پروردگار خود هیچ کس‌ را شریک قرار ندهد”(فَمَن‌ کَانَ یَرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَـالِحًا وَ لاَ یُشْرِک بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا)١ ؛و نیز در مورد بهشتیان مى فرماید:”چهره‌ هایى در آن روز شاداب و با طراوت است و به پروردگارشان چشم دوخته‌اند”(وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ  إِلى‌ رَبِّها ناظِرَهٌ)٢.در شرایطی که محکمات قرآن و روایات ،سخن از تنزیه خداوند از هرگونه جسمانیت و غیریت با مخلوقات دارند و باور داریم که “هیچ چیز مثل او نیست”(لیس کمثله شیئ)٣ و خدایان مادى و بت هاى سنگ و چوبى را نفى مى کنیم و مى خوانیم:” هرگز دیدگان او را در نمى یابند”(لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ)۴،پس چیست تفسیر دیدار خدا و ملاقات او (لقاء الله) که در این نوع آیات مطرح شده است…؟

 
به سراغ حاملان علم الاهى و راسخان در دانش قرآن مى رویم تا آنها موضوع را تبیین نمایند.این سوال را فردى خدمت امیرمومنان عرض کرد و پرسیدآیه” لا تدرکه الابصار” و آیه “لقاء الله”،چگونه قابل جمع است؟ حضرت فرمود:“لقاء خدا،به معنى مشاهده با چشم نیست، بلکه لقاء همان (دیدن وعده الاهى برای برپائى و تحقق)رستاخیز و برانگیخته شدن مردگان است، پس معنى تمام آنچه در قرآن تعبیر به لقاءالله شده است درک کن که همه به معنى بعث است”(اَللِّقاءُ هُنا لَیْسَ بِالرُّؤْیَهِ، وَالِّلقاءُ هُوَ الْبَعْثُ فَافْهَمْ جَمیعَ ما فى کِتابِ الله مِنْ لِقائِهِ فَانَّهُ یَعْنى بِذلِکَ الْبَعْثَ)۵. زیرا در قیامت حجاب ها کنار مى رود، و آثار خداوند چنان در عرصه محشر و تمام صحنه ها و مواقف قیامت ظاهر و آشکار مى گردد که همه کس حتى کافران خدا را با چشم دل مى بینند و به وجود او یقین مى نمایند و آثار او را دیدار مى کنند! بنابراین منظور از ملاقات خدا،ملاقات معنوى و شهود باطنى (البته اضطرارى) بخاطر برپائى قیامت است.

 

یکى از مفسرین اهل سنت گفته:”انسان در این دنیا به خاطر غرق شدن در امور مادى و تلاش براى معاش غالباً از خدا غافل مى شود، ولى در قیامت که همه این شواغل فکرى برطرف مى گردد انسان با تمام وجودش متوجه پروردگار عالم مى شود و این است معنى لقاءالله”۶.اما امیرمومنان(ع) به خاط استعداد راوى بیان زیباتر و بالاترى را حتى برای لقاء الله در این دنیا ذکر کرده اند:یکى از دوستان دانشمند على(ع) به نام «ذعلب یمانى» از امام  پرسید “هل رأیت ربک”(آیا خداى خود را دیده اى)؟امام فرمود:” افأعبد مالا ارى”؟( آیا خدائى را که نبینم پرستش کنم)؟! و هنگامى که او توضیح بیشتر خواست امام فرمود: “چشم هاى ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلبها به وسیله نور ایمان او را درک مى نمایند”(اتدرکه العیون بمشاهده العیان ولکن تدرکه القلوب بحقائق الایمان)٧که البته شهود باطنى در قیامت براى همگان(به لحاظ  پاره شدن حجاب هاى دنیوى پیدا مى شود)…

 

این لقاء باطنى،چنان که قرآن نشان داده در همین دنیا هم تحقق پیدا مى کند چنان که وقتى انسان ها در مصائب و مشکلات سخت قرار مى گیرند و همه حجاب هاى مادى برایشان به اضطرار کنار مى رود،متوجه خدا مى شوند و خالصانه او را مى خوانند:”پس هنگامى که بر کشتى سوار شوند (و خطر را با تمامى وجود هنگام غرق شدن احساس کنند)، خدا را با اخلاص مى‌خوانند (و غیر او را فراموش مى‌کنند) پس همین که (خداوند) آنان را به سوى خشکى رساند و نجات داد، باز ناگاه (حجاب باز مى گردد و آن حالت خود را فراموش مى کنند و دوباره به شرک بر مى‌گردند!”(فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ)٨. یعنى وقتى انسان فقر واقعى خود را وجدان کند (که معمولا در سختى ها و مشکلات حاد و اضطرار ها پیش مى آید)؛ به نوعى لقاء قلبى براى او ایجاد مى شود و در آن هنگام،در آینه فقر خود،غناى قیوم على الاطلاق را در مى یابد و از طریق وجدان فقر ذاتى،خداى خود را شهود مى نماید… 

—————–
 
١.کهف/١١٠.
٢. قیامت/٢٢و٢٣.
٣.شورىٰ/١١.
۴.انعام/١٠٣.
۵.توحید صدوق،ص٢۶٧. 
۶.تفسیر کبیر، فخر رازی، ذیل آیه مورد بحث.
٧.نهج البلاغه،کلام.١٧٩
٨.عنکبوت/۶۵.

 

 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه