لقاء به معنى دیدار است و “لقاء الله” دیدار خداست؛در قرآن کریم،حدود بیست بار سخن از لقاء خدا( با واژه های لقاء الله ، لقاء ربهم ، لقائنا ، لقائه ، ملاقیه ، ملاقوا ربهم و ملاقواالله)به میان آمده است.دیدار خدا که با چشم سر میسر نیست(لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار)١، پس منظور از این لقاء ،ارتقاء معرفه الله و شهود قلبى خداست.یعنى انسان چنان معرفتش به خداوند بالا رود که خداوند را با چشم دل و نور ایمان ببیند.امیرمومنان(ع) در پاسخ ذعلب یمانى که پرسید: آیا خداى خود را دیدهاى؟! فرمود: آیا خدائى را که نبینم پرستش کنم؟! و هنگامى که او توضیح بیشتر خواست،امام اضافه نمود:”چشم هاى ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلب ها به وسیله نور ایمان او را درک نمایند(لاتدرکه العیون بمشاهده العیان ولکن تدرکه القلوب بحقائق الایمان)٢.به صراحت آیات ،این شهود در قیامت براى همگان رخ مى دهد اما در دنیا، فقط براى کسانى میسر مى شود که با آموزش هاى تهذیبى و عبودیتى که از پیامبران مى آموزند،به آن دست مى یازند…
نقش پیامبران در این ارتقاء معنوى و معرفتى که شهود قلبى خدا و لقاء الله است،چیست؟: نقش آنها،چنانکه در حدیث امیرمومنان(ع) است،تحقق همین ارتقاء معنوى است؛زیرا اصولاً انبیاء براى همین هدف بزرگ یعنى بسط معرفه الله از طریق تذکرات فطرى و آموزش روش هاى عبودیتى مبعوث شده اند(فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ…)٣. یعنى انسان ها را از طریق تعلیم عبودیت به درجه اى برسانند که از حجاب هاى مادى عبور کنند و چشم دل شان باز شود و به شهود قلبی خدا برسند.البته خدا را با چشمى که خودش مى دهد ببینند و با گوشى که خود مى دهد صدایش را بشنوند.در روایت قدسى است:”هیچ بنده اى از بندگانم ، با چیزى که نزد من محبوب تر باشد از آنچه بر او واجب کرده ام ، به من نزدیک نشد؛ همانا او با نماز نافله به من نزدیک مى شود، تا جایى که دوستدار او مى شوم ؛پس چون دوستش بدارم ، آنگاه گوش او شوم که بدان بشنود و چشم او شوم که بدان ببیند و زبان او شوم که با آن سخن بگوید و دست او شوم که با آن ضربه زند.اگر مرا بخواند، پاسخش دهم و اگر از من خواهشى کند، خواهش او برآورم”۴…
کار و ماموریت پیامبران الاهى آموزش روش های عبودیت و اخلاص است و تعلیم دعاهای عالى المضامین؛آموزش مشق محبت از طریق مناجات و گفتگو با خداى مهربان -که شفیق است و رفیق است و انیس است و مونس است و رحیم است و رحمان با دیگر صفات جمال و جلالش -که توسط خود آن بزرگوران و اوصیای گرامى شان براى انسان ها آورده شده است؛ مومنان از طریق آنها مى توانند به لقای ربّ نائل آیند و این نمونه هائى است از آن فرازهای نورانى که تعلیم فرموده اند:”الهی لا تَحجُبْ مُشْتاقیکُ عَن النّظر الی رُؤیتک(خدایا مشتاقانت را از دیدار جمالت محروم مفرما)۵؛ “وَ لِقائُک قُرَّهَ عَینی… وَ رُؤیَتک حاجَتی”( خدایا لقاء تو روشنی چشم من است و دیدن جمالت، آرزویم!)۶؛ “وَ لَوْ عَتی لا یَطفیها اِلاّ لِقائُک”(خدایا، آتش محبتم را جز لقاء و ملاقات تو خاموش نمیکند)٧؛ “واجعل… قلبی بحبّکَ متیّماً”(خدایا قلب مرا لبریز از محبت به خودت قرار ده) ٨؛”فَهَبنی یا اِلهی وَ سَیِّدی وَ مَولایَ وَ ربّی صَبَرْتُ عَلی عَذابِکَ فَکَیْف اَصْبِرُ عَلی فِراقِکَ”(ای خدای من، ای سید و آقای من، ای مولای و عزیز من، ای پروردگار من، بر فرض، عذاب دوزخت را تحمل کنم، اما با آتش فراقت چه کنم؟!)٩…
استغراق در عبادت و دعا و مناجات و طاعت که از سوى سفیران الاهى آورده شده است ،تنها راهى است که به لقاءالله در این دنیا منتهى مى شود؛البته دست خدا باز است که کسانى را به انتخاب و اراده خویش، هر نعمتى نصیب نماید اما راه طبیعى که قرارداده همین راهى است که توسط سفیرانش معین فرموده است.خدا را نه بخاطر نعمت یا نقمت بلکه بخاطر خودش عبادت کنند چنانکه امیرمومنان(ع) فرمود:”الهی ما عَبَدْتُکَ خَوْفاً مِنْ عِقابِکَ وَ لا طَمَعاً فی ثَوابِکَ وَ لکنْ وَجَدْتُکَ أَهلاً لِلْعِبادَهِ فَعَبْدتُکَ)١٠؛و از او بخواهند دیدار او را:(وَ ارْزُقْنی النَّظرِ الی وَجهْکَ الْکَریم)؛و بخوانند این فرازهای نورانى را:خدایا عنایتی فرما تا با همه وجودم، از غیر تو گسسته و به تو به پیوندم و چشم دلمان را به روشنایی دیدارت منوّر فرما، تا چشمهای دلمان حجابهای نور را در نَوَردد و به سرچشمه بیپایان عظمت متصل شود و روح ما به عزّ قدست بپیوندد. خدایا، مرا از کسانی قرار ده که صداشان کردی، پس ندای تو را اجابت نمودند و گوشه چشمی به آنها کردی. پس به تجلی جلالت مدهوش شدند، پس با آنها در پنهانی سخن گفتی و آشکارا برای تو عمل کردند”(اِلهی هب لی کَمالَ الْانْقِطاعِ الَیْکَ وَ اَنِر اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیکَ…)١٢…
——————
١.انعام/١٠٣.
٢.صدوق،التوحید،ص٣٠۵؛نهج البلاغه کلام١٧٩.
٣.نهج البلاغه،خطبه١.
۴.کافى،ج٢،ص٣۵٢.ارشادالقلوب،ج١،ص٩١.
۵.مفاتیح الجنان، امام سجاد(ع)مناجات خمس عشر،مناجات الخائفین، ص ۲۱۸.
۶.همان.مناجات المریدین.
٧.همان.مناجات المفتقرین.
٨ و ٩.همان. امیرمومنان(ع).دعای کمیل.
١٠.بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۴.
١١.بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۱۵۹، ح ۱۰.
١٢.مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.