کپى رایت

 
 
 
 
 
حق مالکیت انسان ها بر داشته های مشروع آنها باید محترم داشته شود. یکى از این داشته ها، حق نشر یا حق تکثیر(کپی رایت/Copyright) آثار فکرى(تألیف و ترجمه)، و هنرى و معنوى است که به ناشر یا پدیدآورندهٔ یک اثر تعلق می‌گیرد و حقوقی از قبیل نشر، تکثیر و الگوبرداری از اثر را شامل می‌شود. هرگونه استفاده و بهره‌برداری از این آثار منوط به دریافت اجازه از ناشر یا پدیدآورندهٔ آن اثر می‌باشد.این حق از سوى بیشتر کشورها به رسمیت شناخته شده و برای آن قوانین خاصى وضع کرده اند تا پدیدآورندگان آثار را حمایت کرده باشند.بدون کسب اجازه از صاحب اثر،در واقع نقض مالکیت او  و سرقت و دزدی محسوب مى گردد که نه مشروع است و نه قانونى…
 
در غرب، پیش از اختراع دستگاه چاپ و خصوصاً تا اوایل قرن هجدهم، مسئله کپی‌رایت اصولاً مطرح نبود، زیرا از یک سو، امکان تکثیر انبوه آثار ادبی و هنری فراهم نبود و از سوى دیگرسرقت علمی و ادبی هم به شکل گسترده وجود نداشت اما با پیشرفت های دو قرن اخیر و توسعه مالکیت معنوى به بسیارى از زمینه های جدید،قانون کپی رایت ایجاد و اجرای آن برای حمایت از صاحبان آثار بسیار جدی و اجرائى شد.بزرگان ما بر اساس آموزه های دینى،این مالکیت را محترم داشته و با دقت هرگاه مطلبى را که مربوط به دیگرى بود نقل مى نمودند حتماً استنادش را ذکر نموده تا دزدی علمى نکرده باشند.اجازات علمى و روائى مرسوم در حوزه ها نیز به نوعى مى تواند نشانى از این امانتدارى و احترام به منشأ علم تلقى شود… 
 
دامنه کپى رایت ،کارهای ادبی، سینمایی، تلویزیونى، تولید نوا و نما، کلیپ ها و فیلم ها و مستندها، ضبط صدا، نقاشی، عکاسی و نرم‌افزار، نمایش‌های زنده، حق پخش برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، و طراحی‌های صنعتی را شامل می‌شود. در اینترنت آنچه از فایل ها و برنامه ها و تصاویر گرافیکى و علائم،عکس ها و آثار هنرى دیجیتالى، نوشته ها و متون سایت ها و… که اختصاصى اعلام شده باشد، مشمول کپى رایت است و باید حقوق صاحبان آثار محترم داشته شود و حق تالیف و پدید آورنده آثار پرداخت گردد.ساز و کار کسب اجازه هم تعریف و طبق قوانین مشخص شده و باید رعایت شود.البته استثناء هائى هم در قانون هست مثل اجازه استفاده منصفانه و انقضاى زمانى و عمومى شدن اثر که تعاریف خاص خود را در قانون دارد…
 
وقتى گلایه نویسنده بزرگ لبنانى جرج جرداق پدید آورنده کتاب ارزشمند “امام على،صداى عدالت انسانى”از ناشران اثرش در ایران بدون کسب اجازه و  رضایت او را شنیدیم متاسف شدیم که چرا آثار دینى هم دچار این آفت  است و چرا رضایت این نویسنده هشتاد و چند ساله را برای نشر اثرش به عنوان یک کار دینى جلب نکرده اند؟ آیا این هشدار امام عصر ارواحنا فداه را نشنیده ایم که فرمودند: هیچکس مجاز نیست که در اموال کسی بدون اجازه او تصرف نماید (لا یحلّ لأحد أن یتصرّف فی مال غیره بغیر إذنه)؟آیا شایسته است منتسبان به خدمتگزارى و مرزبانى آن امام همام،دچار چنین خطائى بشوند که بدون کسب اجازه از مالکان آثار معنوى و فنى و هنرى و با عدم رضایت آنان ،از آثارشان بهره بردارى کنند؟ 
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه