هیچکس بهتر از خداوند شیطان را نمى شناسد و نمى تواند به خوبی او، شیطان را به انسان معرفى نماید! پروردگار مهربان که ما را بسیار دوست مى دارد،این گونه شیطان را معرفى مى نماید:”اى انسان ها، شیطان، دشمن آشکار شماست”١؛ “او دشمن شماست، او را دشمن خود قرار دهید”٢؛” او بین مردم فتنه انگیزی مى کند”٣؛ “او قصد اندوهگین کردن مومنان را دارد”۴؛ [مراقب باشید]،شیطان شما را از راه خدا باز ندارد”۵؛” از گام های شیطان پیروی نکنید(آنجا که شیطان گام زده ،نروید و قدم جای قدم او نگذارید”۶؛ “شیطان را عبادت نکنید، او دشمنى آشکار برای شماست”٧. خود شیطان هم به اغواگری خود افتخار کرده و برای اغواگرى انسانها، سوگند هم خورده است:”شیطان گفت:به عزّت تو سوگند که همه انسانها را گمراه خواهم نمود”٨؛ لذا او را دشمن قسم خورده انسانها نامیده اند و اصطلاح دشمن قسم خورده از شیطان نشأت گرفته است.این همه تاکید و هشدار از سوی خداوند مبنى بر دشمنى آشکار شیطان نسبت به انسان ها،مى طلبد که بسیار مواظب باشیم تیرهای وسوسه هاى او به ما اصابت ننماید…
دشمنى او با انسان، از همان نخستین روز آفرینش آدم(ع) شروع شد؛ هنگامى که بر اثر عدم تسلیم در برابر فرمان خدا در مورد سجده بر آدم، مطرود درگاه پروردگار گردید و سوگند یاد کرد که براى همیشه کمر دشمنى نسبت به آدم و فرزندانش خواهد بست و حتى براى این کار تقاضاى مهلت و طول عمر از خدا نمود.او بر سر گفته خود ایستاده، و کوچکترین فرصت را براى اعمال دشمنى و وارد کردن ضربه بر شما، غنیمت مى شمرد. آیا عقل اجازه مى دهد که شما او را به دشمنى نپذیرید و یک لحظه از او غافل بمانید؟! تا چه رسد به این که: بخواهید از گام هاى او پیروى کنید، یا این که او را به عنوان رفیق شفیق و دوست ناصح خود بپذیرید: “آیا او و فرزندانش را به جاى من(خدا)، اولیاى خود انتخاب مى کنید، در حالى که دشمن سر سخت شما هستند؟!”٩. ضمناً او دشمنى است که از هر طرف به شما هجوم مى کند، چنان که خودش مى گوید:”من از هر سو به سراغ فرزندان آدم مى روم، از پیش رو، از پشت سر، از سمت راست و از سمت چپ”١٠؛ به ویژه که او در کمینگاهى است که انسان را مى بیند اما انسان او را نمى بیند١١.البته این مانع از قدرت شما بر دفاع از خویشتن در برابر وسوسه هاى او نیست.
شیطان برای خود حزب دارد و کسانى را دائماً به حزب خویش فرامى خواند و مى افزاید تا اینکه همراه با افراد بیشترى در آتش سوزان دوزخ قرار گیرند١٢. اما سلطه او تنها بر کسانى است که ولایت او را پذیرفته اند١٣ و اینان چنان شیطان برشان ، چیره شده که خدا را از یاد آنها برده است. آنان حزب شیطانند، و حزب شیطان زیانکاران واقعى هستند١۴. اما بندگان مخلص در پناه خداوند متعال قرار دارند و بی تردید شیطان بر بندگان- مخلص- من هیچ تسلطی نخواهی داشت زیرا همین کافیست که پرودگارت حافظ و پشتیبان آنها است١۵؛ و همچنین بر کسانى که برخدا توکل مى کنند هم سلطه ای نخواهد داشت١۶.بنابراین یکی دیگر بهترین ابزار برای مقابله با مکر و حیله شیطان و ناکام گذاشتن او در نیل به اهداف فاسدش ،استعاذه و پناه جستن به خداوند متعال از گزند شیطان رانده شده است زیرا خداوند می فرماید: “و اگر وسوسه ای از جانب شیطان متوجه شما گردید به الله پناه ببر؛ بی تردید او بسیار شنوا و داناست”١٧.استعاذه یا گفتن ” أعوذ بالله من الشیطان الرجیم” به معنای متوسل شدن به الله و پناه جستن به او از گزند این موجود شرور است…
ما نوعاً از شیطان و حیله های او غافل مى شویم لذا در دام او گرفتار مى گردیم.تمام هنر شیطان در این است که طورى وارد برنامه ها و افعال ما بشود که دیده نشود و ما بپنداریم حواسمان جمع است و شیطانى درکار نیست! بعضى از انسانها چنان از شیطان و نقشه های او غافلند که گوئی شیطان مرده است و دیگر اغوا کننده ای نیست. امیرمومنان(ع)فرمود:خداوند به موسى(ع)فرمود: چهار سفارش به تو دارم در حفظ آنها بکوش:مادام که، گناهان خود را بخشوده نمى بینى، به عیوب دیگران مپرداز! مادام که گنج هاى من را پایان یافته نمى بینى، براى روزیت غمناک مباش؛ مادام که حکومت مرا زائل نمى بینى، به دیگرى جز من امید مبند! مادامى که شیطان را مرده نمى بینى، از مکر و فریب و نقشه هاى او ایمن مباش!١٨.یک استعاذه نیز از پیشوایان ما رسیده که با خواندن آن در برهه ها و ساعات مختلف زندگى،خود را در پناه خدا و اولیای او قرار دهیم تا از گزند شیطان محفوظ بمانیم و آن استعاذه اى است که امیرمومنان(ع) به کمیل آموخته است:أَعُوذُ بِاللَّهِ الْقَوِی مِنَ الشَّیطَانِ الْغَوِی وَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ الرَّضِی مِنْ شَرِّ مَا قُدِّرَ وَ قُضِی وَ أَعُوذُ بِإِلَهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِین١٩.
————
١.بقره/١۶٨. ٢.فاطر/۶. ٣.اسراء/۵٣. ۴.مجادله/١٠. ۵.زخرف/۶٢. ۶.بقره/٢٠٨. ٧یس/۶٠. ٨.ص/٨٢. ٩.کهف/۵٠. ١٠.اعراف/١٧. ١١.اعراف/٢٧. ١٢. فاطر/۶. ١٣.نحل/١٠٠. ١۴.مجادله/١٩. ١۵.اسراء/۶۵. ١۶.نحل/٩٩. ١٧.فصلت/٣۶. ١٨.سفینه البحار۵٠١/١. ١٩.بحارالانوار٢٧١/٧۴.