چرا در میان همه مخلوقات، خداوند انسان را این همه کرامت و شرافت بخشیده که به خاطر خلقت او،خویش را بهترین آفرینندگان خوانده است:”به یقین،انسان را از عُصاره ای از گِل آفریدیم.سپس او را [به صورت] نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم.آنگاه نطفه را به صورت علقه در آوردیم.پس آن علقه را [به صورت] مُضغَه گردانیدیم،و آنگاه مُضغَه را استخوان هایی ساختیم،بعد استخوان ها را با گوشتی پوشانیدیم،آنگاه [جَنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم.آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است”!١؛ و نیز به صراحت از برتری این موجود با کرامت و شرافت بر بسیاری از مخلوقات دیگر خویش ،سخن گفته و فرموده است:”و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و کرامت بخشیدیم و آنان را در خُشکی و دریا [بر مرکب ها] بر نشاندی و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده های خود برتری آشکار دادیم”! راز این همه کرامت و شرافت چیست؟
لازم است برای پى جوئى این سوال، نیم نگاهى بیندازیم بر تعبیرهایی که خداوند در خلقت انسان به کار برده است: نخست ، خود را حیات بخش و آموزگار انسان نامید:”[خدای] رحمان، قرآن را تعلیم داد؛ انسان را آفرید و به او سخن گفتن آموخت”٢و سپس فرمود او را در بهترین سامان و اعتدال، قرار دادیم: “به راستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم”٣؛ و سپس از زیباترین صورتگری برای انسان خبر داد:” به صورتگرى شما پرداخت و صورت هاى شما را نیکو آراست”!۴ و در نهایت از دمیدن روح خویش در او سخن گفت که بعضى علت این همه کرامت را همین روح خدایی در انسان،شمرده اند:”پس وقتی آن را به سامان آوردم و از روح خود در آن دمیدم،[به فرشتگان گفتم]پیش او به سجده در افتید”۵؛ و نیز:”آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید”۶؛ و از این دمیدن روح با عنوان آفرینشى دیگر هم نام برد که در مرحله آخرین خلقت انسان انجام داد:”آنگاه آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است”!٧…
آفرینش این آفریده با کرامت و برنامه زندگى او در این دنیا با اعطای دو موهبت دیگر تکمیل مى شود:نخست اعطای عقل به عنوان راهنمای درونى انسان و دوم ارسال پیامبران به عنوان راهنمای بیرونى برای انسان تا با آن دو به بالاترین کرامت ها دست یابد.عقل،پیامبر درون آدمى است که اگر کسی آن را به کار نگیرد در زمره بدترین جنبدگان قرار داده مى شود و از قله همه آن کرامت ها که برای انسان نهاده شده، سقوط مى نماید و در زمره بدترین جنبندگان قرار مى گیرد٨. همین پیامبر درنى یعنى عقل،انسان را به پیامبران و فرستادگان حق راهنمایی مى کند تا برنامه زندگى را از آنها بگیرد زیرا این برنامه را خداوند که خالق انسان است توسط پیامبران برای او فرستاده است؛ چرا که با همین عقل درمى یابد که هیچکس جز خدا نمى تواند برنامه سعادت انسان را تنظیم نماید:”به یقین، خدا بر مؤمنان منّت نهاد [که] پیامبری از خودشان در میان آنان بر انگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد”٩.
اما همه این کرامت وهبی و إعطائی وقتى کامل مى شود که خود انسان با اختیار و اراده خویش و بهره گیرى از هدایت های عقل و انبیاء، تلاشی انجام دهد و با گزینش راه درست و صحیح و پیمودن آن ،کرامتى را برای خویش کسب نماید. این کرامت اکتسابی که با اراده و انتخاب او به دست مى آید همان “تقوى”است که ملاک گرامى بودن او نزد خداوند است:”ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم،و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید.در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.بیتردید،خداوند دانای آگاه است”١٠. یعنى خداوند به تقوای شما مى نگرد و شما را تکریم مى نماید و فضیلت مى دهد هر که تقوایش زیادتر است، پیش خدا کرامتش افزون تر است. این آیه بر تمامی تبعیضات کاذب اجتماعی رایج در بین جوامع بشری که انسانهای مستضعف از آن به تنگ آمده اند، خط بطلان میکشد و کرامت انسانى را در پرواپیشگى و خداترسى که همان پیروى از راه عقل و دین است،معرفی مى نماید…
—————
١.مومنون/١١-١۴. ٢.الرحمن/١-۴. ٣. تین/۴. ۴.تغابن/٣. ۵. حجر/٢٩. ۶.سجده/٨(البته روح یکی از مخلوقات الاهی است چنانکه در سوره قدر، خبر از نزول او در شب قدر می دهد). ٧.مومنون/١۴.
٨. انفال/٢٢. ٩. آل عمران/١۶۴. ١٠.حجرات/١٣.