کدام راه؟

 
 
 
از نوجوانی برای تحصیل علم به نجف کوچ کرده و علوم مرسوم حوزه را آموخته بودم .هرکجا که مطلب و روش خاصی بود رفته و زحمت های زیادی کشیده بودم اما هرچه بیشتر  آثار و نوشته ها و روش های بشری را به ویژه در امور اعتقادی جستجو می کردم ،بر سرگشتگی ام افزوده می شد که حق با کدامیک از آنهاست؟ یکى به فلسفه رو کرده،دیگری به عرفان و سیر و سلوک روی آورده و آن دیگر قرآن و روایات  را با کلام بشر آمیخته و معجونی برای خویش ساخته و دیگری روش مجزا اختراع کرده و به آن مشغول شده و طالبان علم نیز همچون من ناگزیر به سوی یکی از آنها کشانده می شد…
 
در این سرگشتگی ها می سوختم و جز توسل به ذیل عنایت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه کاری نداشتم.چه بسیار در مسجد شجره و یا در کنار قبر هود و صالح گریستم و به آن حضرت متوسل شده و راه چاره می خواستم تا اینکه فائز شدم و در کنار قبر هود و صالح در بیداری به حضورش مشرف شدم  و آن حضرت را دیدم که ایستاده بود و کاغذی که اطراف آن با آب طلا مزیّن شده بود، روی سینه ی آن حضرت بود. نظر کردم، دیدم وسط صفحه به خطّ سبز و نور نوشته شده است:«طلب المعارف من غیرطریقنا أهل البیت مساوق لإنکارنا».طلب معارف دین از غیر ما اهل بیت نبوّت، در حد انکار امامت ما می باشد».چون کاغذ را دیدم، به خطّ ریزتری امضا شده بود:«وقد أقامنی الله و أنا حجّه بن الحسن»یعنىخداوند مرا به پا داشته است و منم حجّه بن الحسن»…با خواندن آن  عبارت و توجهی که حضرتش به من نمودند چنان روشن شدم که چون متوجّه خود گردیدم، نورانیّتی را در خود احساس کردم و حیرتم مرتفع گردید و راه نجات را که همان تمسک به معارف اهل البیت علیهم السلام -و نه راه های بشری بود -پیدا کردم…
 
این نقل یکی از شاگردان مرجع عالیقدر مرحوم آیه الله العظمی میرزا مهدى اصفهانی قدس سره بود که پس از فوت و در مجلس فاتحه  آن بزرگوار بیان نمود و گفت از من پیمان گرفته بود تا زنده است باز نگویم.مرحوم میرزای اصفهانى (۱۳۰۳ ق، اصفهان – ۱۳۶۵ ق) از فقهای نامدار معاصر بود که در ۱۳۳۸ق، در سن ۳۵ سالگی از میرزای نایینی اجازه اجتهاد دریافت می‌کند. این اجازه، اجازه اجتهاد مطلق و از عالی‌ترین اجازات نایینی است. آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و عبدالکریم حائری یزدی بر این اجازه حاشیه نوشته‌اند…
 
نیز او را موسس مکتب معارف خراسان می نامند زیرا او در جدا سازی علوم بشری(فلسفه و عرفان و تصوف)از معارف اهل البیت(ع) تلاش وافری کرد و آثاری پدید اورد و شاگردان زیادی در سه دوره متوالی در مشهد الرضا(ع)تربیت نمود که راه و روش او را دنبال نمودند و هر روز این شیوه در حوزه های علمیه و نزد طالبان معرفت سره،پر طرفدارتر می شود زیرا با فطرت و وجدان بشری کاملاً سازگار است چون از میوه های آن تشرف نورانی و عنایات صاحب الزمانی است که پاسخی بود به توسلات و تمسکات آن عالم صمدانی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی(قدس سره)…
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه