وقتى اصطلاح “کتاب ناطق ” را شنید با خود گفت مگر کتاب هم نطق مى کند و سخن مى گوید؟! آمد و با من در میان گزارد، گفتم :از وصیت پیامبر خدا خبر داری؟گفت :نه ، شما بیان بفرمایید. گفتم: وقتى پیامبر فرمود من دو موهبت نفیس و گرانبها میان شما باقى مى گذارم تا با تمسک به آندو هرگز گمراه نشوید، همه منتظر بودند ببینند آن دو چیز گرانبها چیستند: فرمود: کتاب خدا و خاندان من! یکى کتاب صامت و دیگرى کتاب ناطق.یعنى این امامان هستند که به کمک قرآن آمده و آن علم صامت را با تبیین و نطق گویای خویش ، ابهام زدایی و تفسیر مى نمایند.براساس روایات فراوانی که ذکر شده است حضرت علی(ع) و همچنین فرزندان او لسان و کتاب ناطق الهی یا قرآن ناطق هستند.
گفت:این وظیفه را چگونه انجام مى دهند؟ گفتم:آیات الاهى ،متشابهات دارد و دارای وجوهى از معانى است،این ابهامات و معانى متعدد را امامان تبیین مى کنند.امیر المؤمنین (ع) می فرماید: من علم خداوند و زبان گویای خداوند هستم. تعبیرهائى همچون «لِسانُهُ النّاطِقُ»( ما زبان ناطق خداوند هستیم)،«أنَا الکِتابُ النّاطِقُ»، «النّاطِقُ بِالقُرآنِ» و «النّاطِقُ عَنِ القُرانِ» و نظایر آن که درباره امام علی(ع) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) در روایات آمده است، می فهماند که آنان مفسر واقعی قرآن، مظهر علم الهی و عالم به کلیه علوم مربوط به قرآنند چنانکه مى بینیم به مناسبت های مختلف روایات گوناگونی درباره تفسیر، تأویل و غیر آن اظهار فرموده اند. از این روست که شیعیان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) “قرآن ناطق “می گویند و اطلاق این گونه تعبیر بر آن بزرگواران صحیح می باشد و این معنى جدائى ناپذیرى قران و اهل البیت است که در وصیت پیامبر آمده بود…
گفت:آیا این معنا در مورد سایر کتاب ها هم صادق است؟ گفتم:شما نمى توانید معلم را از نظام آموزشی حذف کنید چنانکه نمى توانید مبلغان را از نظام دینى حذف نمائید.اگر بهترین کتاب ها را هم داشته باشید باید معلمان و مبلغانى تربیت کنید که آن مفاهیم خفته در کتاب را برای مردم بیان کنند و به فراخور استعدادها و شرایط مخاطبان،آن را در جان آنها بنشانند.وقتى علامه امینى(ره)، مجموعه گرانسنگ “الغدیر” را تألیف نمود،یکى از بزرگان به ایشان گفت:باید “الغدیر ناطق” هم بوجود آید! یعنى معلمان و مبلغانى که مفاهیم صامت در این کتاب را در جامعه بپراکنند و نشر دهند…
گفت:اینگونه که گفتى امروز واقعاً ما با این تعدد دیدگاه ها و اختلافات فکرى چقدر محتاج قرآن ناطق ، حضرت امام غائب علیه السلام هستیم ؟ گفتم : نیکو گفتى! این را کسى بیشتر مى فهمد که قحطى علم را در غیبت آن بزرگ با گوشت و پوست خود لمس کرده و از سویدای جان آن رافع اختلاف و مبین کتاب را طلب کرده باشد.گفت وظیفه ما امروز چیست؟ گفتم: با نوشیدن از چشمه سار روایات معصومین ،خود مبلغانى باشیم که جان هاى مردمان را از آن مفاهیم سیراب نمائیم تا تشنگى حقیقی خود را برای شنیدن معارف افزونتری که از زبان قرآن ناطق که امروز غائب است با دعا براى ظهورش، فریاد کنند…