کاسبان مهدویت!

 
 
 
 
 
چگونه کسانى به خود اجازه داده اند ادعاى وکالت و نیابت امام کنند، در حالیکه چنین مقامى را نداشته اند؟ از آن بالاتر چگونه ادعا کنند خود امام زمان هستند در حالیکه نبوده و نیستند و دروغ پردازى مى کرده اند؟ نوید با بیان این مقدمه گفت: در مورد اینان و انگیزه هاى اینان سوال و شبهه مطرح شده،توضیح شما چیست؟ گفتم: این ادعاها سال ها پیش از تولد حضرت مهدى (ع)هم سابقه داشته و افرادی ادعای مهدویت کرده‏اند. بعد از تولد و امامت ایشان هم دروغگویانى هر دو ادعا را داشته اند: هم نیابت و وکالت و هم مهدویت.لیکن دروغگویان رسوا شده و حقیقت ،براى حقیقت جویان،آشکار گشته است.خود امام هم در همان توقیع آخر به وجود این مدعیان اشاره فرموده و انذار داده  و ابطال آنها را اعلام نموده اند:”هرکس قبل از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ،{ادعاى }مشاهده نماید دروغگو و مفترى است”.بطلان مدعیان وکالت و نیابت با این سند از خود امام ،واضح است اما بطلان مدعیان مهدویت هم به دلائل روشن دیگر ،آشکار است….
 
نوید:چیست دلائل بطلان مدعیان مهدویت؟ -: چه دلیلى بالاتر از اینکه شاخص هاى اصلى مهدویت را که در کلام خدا و پیامبر و امامان پیشین آمده ، بر قامت آنان راست نیامده و نمى آید:آن مدعیان، فرزند امام یازدهم نبودند؛ ظلم و جور و ستم را برنچیدند؛تمامى زمین را از عدالت آکنده ننمودند؛قرآن را به پا نداشتند؛انحرافات را محو نکردند؛ بینى ستمگران تاریخ را برخاک نسائیدند؛هزاران باب جدید از دانش را نگشودند؛امنیت را فراگیر ننمودند چنان که گرگ و میش از یک آبشخور بنوشند؛چهره دین را از بدعت هاى ایجاد شده در طول زمان ها ،پاک ننمودند؛انتقام مظلومان تاریخ را از ظالمان نستاندند…این معیارها که پیش از تولد ایشان معین شده بود،رسواگر مدعیان دروغین بود و هر حقیقت جوئى مى توانست و مى تواند با این معیارها،مدعى کاذب را از موعود صالح تشخیص دهد؛ چنانکه در طول زمان، مرزبانان دین با همین معیارها،مشت این مدعیان را باز کرده و ادعاى باطلشان را آشکار ساختند…
 
نوید: اصولاً چرا کار بعضى از این مدعیان دروغین، رونق مى گیرد و عده اى به دورشان جمع مى شوند و مدتى جولان مى دهند؟ گفتم: از ابتداى تاریخ، نبرد حق و باطل وجود داشته و انسان ها با اختیار خود، یکى را برگزیده اند؛ خداوند هماره حجت هاى خویش را به سوى مردم گسیل داشته تا راه حق را تبیین کنند و مردم را هدایت نمایند؛اما هیچگاه آنها را اجبار ننموده بلکه مختارشان ساخته تا خود انتخاب کنند.طبیعى است بعضى راه حق را گزینند و بعضى دیگر به القائات شیاطین گوش سپارند و راه باطل را بروند.لذا مدعیان دروغین نبوت و امامت و نیابت هم به طمع زخارف دنیوى(نام و مال و مقام )جانب شیطان را گرفته از راه رحمان جدا شده و عده اى را هم با خود گمراه ساخته اند.عجیب نیست از بین دو برادر از یک پدر و مادر،یکى هابیل شود و دیگرى قابیل! اگر اختیار و انتخاب نبود و جبر حاکم بود،مقام انسانیت آشکار نمى شد.در پرتو انتخاب است که انسان،چنان اوج مى گیردکه فرشتگان بر او غبطه مى خورند… 
 
نوید گفت:کمى بیشتر در مورد انگیزه هاى مدعیان بگوئید.گفتم: براى مثال خلفاى عباسى براى آنکه افکار مردم را از معدى موعود دور کنند القاب او را به خود نسبت داده و خود را مهدی، هادی، امین، معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین، معتضد، قائم، ناصر، مستنصر و مقتدی و…نامیدند. یا وقتی امام کاظم(ع)شهید شدند، سی هزار دینار از اموال امام نزد علی ابن ابی حمزه بطائنی باقی ماند. او برای آن که اموال را به امام هشتم تحویل ندهد، ادعا کرد امام هفتم زنده و همان مهدی موعود است! در زمان غیبت صغرى نیز برخی برای آن که ‏اموال امام زمان  را به وکیل و نماینده واقعی ایشان تحویل ندهند، ادعای نیابت و بابیت کردند. ابوطاهر محمدبن علی ‏بن بلال از کسانی است که برای ثروت اندوزی ادعای بابیت بر زبان راند؛ بعدها نیز در طول تاریخ کسانى به همین انگیزه مقام و جاه طلبى یا رسیدن به مال و ثروت یا اهداف سیاسى و یا توهم و جهل و…ادعاى بابیت و مهدویت کردند و البته بطلان شان بر حقیقت جویان ثابت شد اگرچه بعض نیز فریب خوردند و گمراه شدند…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه