کارگزارانش کیانند؟

 

 

 

 

مردم چگونه با امامى که غائب است،ارتباط داشته باشند؟ چگونه سوال خود را بپرسند؟حقوق مادى خود را به ایشان برسانند؟ قبول است که شرایط اضطرارى است و حکومت، وحشى و خونریز است ولى بالاخره نباید نیاز مردم به امام هم تأمین شود…؟ نوید گفت:در این زمینه چه مى فرمائید؟ گفتم :درست مى گویند و امام در آغاز غیبت،این موضوع را کاملاً مدیریت فرمود.ایشان تا حدود هفتاد سال(که دوران غیبت صغرى نامیده مى شود) از طریق چهار کارگزار و وکیل خویش که از معتمدترین شیعیان بودند،ارتباط با مردم را برقرار نموده،مشکلات آنها را برطرف نموده، سوالات شان را پاسخ گفته و پیام هاى خود را به ایشان مى رسانده است.این طریق ارتباط هم مختص ایشان نبوده و از زمان امام کاظم(ع)،این نظام کارگزاران امامت و سازمان وکالت ،شکل گرفته و بدلائل محدودیت هاى ایجاد شده توسط حکومت جائر در ارتباط مستقیم مردم با امام،از طریق این کارگزاران مورد اعتماد،ارتباط مردم با امام ،انجام مى شده است و تا زمان حضرت عسکرى(ع) ادامه داشته است.حضرت مهدى(ع)نیز همین سازمان وکالت را براى ارتباط با مردم حفظ نمودند…

 

نوید:این افراد چه کسانى بودند و چه ویژگى هائى داشتند و آیا حکومت،آنها را نمى شناخت و محدودیت ایجاد نمى کرد؟ گفتم: این برنامه خیلى حساب شده و سرّى و مدیریت شده انجام مى گرفت.این کارگزاران از میان افراد خوشنام و اصحاب با سابقه و نوعاً کسبه بازار انتخاب شده و آنها در کمال احتیاط و هوشمندى بطورى که حساسیت ها برانگیخته نشود، ماموریت خود را انجام مى دادند؛ یعنى رابط امام و مردم بودند و سوالات و خواست هاى مردم را به امام رسانده و توقیعات(پیام هاى) امام را به مردم انتقال مى دادند.اینان عبارت بودند از جناب عثمان بن سعید که در بازار مغازه روغن فروشى داشت و پس از ایشان،پسرشان محمد و سپس حسین بن روح که از خاندان معروف نوبختى و ایرانى تبار بودند و پس از آن على بن محمد سمرى. این چهار نفر نیز رابطینى از دورترین شهرهاى اسلامى داشتند و از این طریق ،ارتباط با امام،مدیریت مى شد و در عین حال محل زندگى و مشخصات امام مخفى و پنهان مى ماند…

 

نوید پرسید:مردم چگونه مى فهمیدند که آنان کارگزار امام هستند؟گفتم: امام یازدهم حضرت عسکرى(ع)فرزندش حضرت مهدى(ع) را به چهل نفر از اصحاب خود نشان داد و به آنان گفت در طول غیبت ایشان از عثمان بن سعید اطاعت کنند.خود امام زمان  نیز در دیدار با گروهى از مردم قم، به عثمان بن سعید اشاره کرده و آنان را به او ارجاع داد. عثمان بن سعید تا پایان عمر (در حدود ۶ سال) وکالت امام زمان را بر عهده داشت.پس از درگذشت او، امام نامه اى به پسرش محمد نوشت و وى را جانشین پدر نمود و او حدود چهل سال وکالت امام را بر عهده داشت. سومین کارگزار، حسین بن روح از معتمدان محمد بن عثمان و نزدیکان وی در بغداد بود که محمد در واپسین روزهای حیات، او را به دستور امام زمان، جانشین خود معرفی کرد. وی ابتدا در حکومت عباسى دارای موقعیت و احترام ویژه بود؛ اما بعدها دچار مشکل شد تا جایی که مدتی زندگی مخفیانه داشت و سپس به مدت پنج سال در زندان،محبوس بود. او نیز در حدود ۲۱ سال وکالت امام را به عهده داشت.چهارمین وکیل،به مدت سه سال،عهده‌دار این مقام شد که این زمان با سخت‌گیری بسیار حکومت و خفقان شدید همراه بود و همین او را از فعالیت‌های گسترده در سازمان وکالت باز می‌داشت. نامه(توقیع) امام در هنگام وفات او به سال ٣٢٩ حاوى خبر فوتش و پایان‌یافتن دوره وکالت خاص و آغاز غیبت کبرىاز مهم‌ترین اتفاقات آن سال بود…

 

نوید: کارکرد و کارنامه کارگزاران امام در این هفتاد سال ،چطور ارزیابى مى شود؟ گفتم:در این دوره خاص، جامعه شیعیان به عنوان یک اقلیت و نهاد پویا ،هویتش حفظ شد و ارتباطش با امام تداوم یافت؛فتنه هائى چون فتنه غالیان و جعفر کذاب و مدعیان دروغین نیابت چون شلمغانى و نُصیریه، بى اثر و رسوا شد؛روشنگرى ها و پیام هاى امام از طریق این کارگزاران به مردم و بعضی شخصیت ها مى رسید؛ جان امام با این شیوه از گزند دشمنان خونریز، محفوظ ماند؛ پرسش هاى فقهى و اعتقادى افراد از طریق مکاتبه با امام که توسط کارگزاران به ایشان مى رسید، پاسخ داده مى شد؛متون اعتقادى، علمى و عبادى گرانبهائى از طریق این سفیران عالى مقام و از ناحیه مقدسه آن حضرت صادر شد که به عنوان میراثى جاوید برای همه نسل ها باقى ماند همچون زیارتنامه سیدالشهداء معروف به زیارت ناحیه مقدسه،زیارت آل یاسین، دعاى رجبیه،دعاى افتتاح،دعاى توفیق الطاعه،دعاى معرفت،دعاى سهم اللیل، دعاى علوى مصرى،دعاى فرج(عظم البلاء)،و روایات بسیارى که امام از طریق این سفیران براى امت صادر فرمودند…

 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه