فقها

 
 
 
 
 
گفت : توصیه های شما برای بحث چیست و چه راهنمائى هائى دارید؟… او به مناظره فرا خوانده شده بود تا در مورد “ساختار مدیریت دینى در عصر غیبت” با مخالفان به بحث نشیند؛گفتم سوال آنها چیست؟ گفت: می گویند:شما معتقدید که همیشه بعد از پیامبر باید امامى باشد تا امور دینی مردم را حل و فصل کند ،در حالیکه با نظریه غیبت،این دیدگاه نقض می شود چون امامتان غائب است و نمى تواند این کار را انجام دهد. گفتم:بر آنها در بحث پیروز خواهى بود زیرا دلائلى استوار بر تحکیم نظریه خود ارائه خواهى نمود.گفت:راهنمائى بفرمائید…
 
گفتم: در نظرات مدیریتى ، وقتى سازمان، بزرگ می شود، مدیر از طریق تقسیم کار و ایجاد شبکه، به اداره سازمان می پردازد و با تفویض اختیار به مدیریت های فرعى،انجام امور را آسان می کند.خود امام عصر علیه السلام، به همین شیوه ،اداره امور دینی مردم را در عصر غیبت ،سامان داده و فرموده اند:در مورد همه رویدادهای این روزگار به راویان حدیث ما( که منظور فقها هستند)مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم ( أمّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ ، فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ حَدیثِنا ، فَإنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللّه ِ عَلَیْهِمْ)… در این ساختار ،کار مردم بر زمین نمى ماند،هر کس به فقیه پارسا و مهدوی قابل دسترس در محل زندگى خود مراجعه و مشکلات دینى خود را با او حل و فصل می کند و امام نیز بر کلّ این فرایند احاطه و مدیریت دارند…
 
گفت:عبارت حضرت،”راویان حدیث” است شما چرا آن را به فقیهان ترجمه کردید؟ گفتم: اولاً نیاز های مردم در زندگى از نوع نیازهای فقهى است برای عبادت و اقتصاد و ازدواج و …که با مراجعه به فقها که متخصص این رشته هستند حل می شود و آنها هم از خود چیزی ندارند و از طریق مراجعه به روایات معصومین،حکم خدا را بیان می کنند.ثانیاً فقه  ، به معنای علم و معرفت دینى است و فقیه هر عالم دینى را گویند که معرفت دینی(چه اصول و چه فروع)را مسلط باشد.یعنى همه زمینه های معرفت دینى را از طریق مراجعه به متون دینى(قرآن و روایات) بدست آورد ودر اختیار مردم گذارد.لذا مصداق راویان حدیث را باید فقهای عصر غیبت نامید نه سایرین مثل فلاسفه و مناطقه وحکما و …    
 
 
گفت :فقط یک نکته برای خود من سوال است.گفتم :بفرمائید:گفت: امام چگونه این عالمان را که به منزله وکلای او هستند هدایت می فرماید؟ گفتم :هدایت امام،هدایت الاهى است.در مواقع ضروری ،حضوراً این افراد صالح و قابل اعتماد را هدایت می فرمایند چنانکه در تشرفات امثال شیخ انصارى و مقدس اردبیلى و…سراغ داریم و در جریان عادى،شیوه هدایت ،هدایت بواسطه و الهام و القاء و رهنمونی غیر مستقیم است .گاهى هم اگر خطایی در بیان حکم خدا رخ دهد به نوع ویژه حل مى فرمایند چنانکه در داستان شیخ مفید (موضوع نوزاد زنده در رحم مادر در گذشته)گفته اند که حضرتش هدایت نمود و بعداً که شیخ متوجه اشتباه خود شد و خواست فتوى را ترک کند به او فرمودند:تو فتوا را ترک مکن  و ما هم دستگیرى می کنیم…
 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه