“ما برای تو این مورد( فرزند خواهى) را از خداوند خواستیم و دعا کردیم. به زودی دو پسر نیک و فقیهاز همسرى دیگر روزی تو خواهد شد”(قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین؛انک لاترزق من هذه و ستملک جاریه دیلمیه و ترزق منها ولدین فقیهین)…
همه آرزویش این بود که فرزندى داشته باشد.اکنون این عالم و محدث نامور که خود از خاندانى بزرگ و دانشمند با قدمتى سیصد ساله بود،پنجاه سال از عمرش گذشته و هنوز فرزندی نداشت.آری، على بن حسین بابویه (پدر شیخ صدوق قدس سره) یادش آمد قبلاً ملاقاتى با وکیل بزرگوار امام عصر (عج) جناب حسین بن روح نوبختى داشت و پرسش هائى از او نموده بود؛اندیشید چرا از او نخواسته که از امام بخواهد برای فرزنددار شدنش دعا نماید.دست به قلم برد و نامه اى به امام نوشت و نامه را توسّط علیّ بن جعفر بن اسود برای حسین بن روح فرستاد و خواست که نامه اش را – که در آن اشتیاق خود را به داشتن فرزندی ابراز کرده بود- به محضر صاحب الأمر(ع) برساند…
بعد از سه روز پاسخ نامه اش داده شد که آن حضرت در جواب نوشته بودند: ما برای فرزند دار شدن تو دعا کردیم و خداوند اجابت نمود و بزودی خدا دو پسر خوب و فقیه به تو عنایت خواهد نمود.چندی بعد،دو پسرش محمد و حسین متولّد گردیدند که بعدها محدثان و فقیهان و دانشمندانى نامور شدند.اما آوازه ابوجعفر محمد(شیخ صدوق) و آثار جاودانى اش عالمگیر گشت و قرنهاست که نورافشان است.او خود از اینکه به دعای امام متولّد شده افتخار و مباهات نموده و مى گفت:من به دعای صاحب الامرعلیه السلام متولد شدم (انا ولدت بدعوه صاحب الامر(ع)…
باید حاجت را به نزد گره گشا ببرى تا حاجت روا شوى؛ وقتى علی بن بابویه ،حاجتش را به محضر امام رساند،سه روز طول نکشید که گره از کارش گشوده شد.چرا ما غافلیم که صاحب داریم و کلید گشایش همه مشکلات ما به دست با کفایت اوست؟چرا هنوز در نیافته ایم که اگر مسیر را بیراهه برویم، هم به مقصد نمى رسیم و هم در بیابان طعمه وحوش مى شویم؟! بس نیست غفلت ها؟ طبیب دردهای ما منتظر است چرا لب نمى گشائیم؛مگر نفرمودنداگر حاجتى داشتى لب بجنبان و بگو(حرّک شفتیک)،چرا این خانه را رها کردیم وجاى دیگرى رفتیم؟!
فرزندی که به دعای امام متولد شود،بى تردید مفید و دانشمند و خدمتگزار خواهد بود؛زندگى که با تمسک به امام آغاز شود بى تردید حسن عاقبت خواهد داشت؛کسب و کار و تحصیل و برنامه اى که با توسل به امام همراه باشد بى تردید،نتیجه بخش خواهد بود؛صدوق بزرگوار،با این عنایت متولد و دانشمند و فقیه و خیرمدار گشت.بر اثر همین تربیت،هر مشکل را نزد خود امام مى برد و پاسخ مى گرفت چنانکه وقتى مشکل دوری خود از خاندان و وطن را نزد امام برد، حضرتش راهنمایی فرمود و راه نشان داد که :با نوشتن کتابى در مورد غیبت ما حاجتت روا مى شود و او کتاب شریف “کمال الدین” را نوشت و حاجتش روا شد…