غُلُوّ

 

 
 
یکی از آفات دینداری، زیاده روی و غلوّ در باورهای بنیادین و تجاوز از حد اعتدال است.آنان که عقائد دینى خود را بر اساس تمایلات نفسانى خویش و نه آموزه های وحى و کلمات پیشوایان معصوم، پی ریزى مى نمایند و در باورها از جانب خویش مطالبی افزوده و زیاده روی مى کنند،غالی و اهل غُلُوّ نامیده مى شوند.غلو مختص مسلمانان نیست بلکه در ادیان دیگر نیز غالی وجود داشته و دارد و شامل تمام عقایدى می‌شود که از حد خارج شده‌ اند.به گزارش قرآن، یهودیان نسبت الوهیت به عُزِیر پیامبر دادند و گفتند عزیر فرزند خداست(توبه/٣٠) و مسیحیان گفتند که مسیح پسر خداست(مائده/١٧و٧٢ )؛صابئین نیز ملائکه را به حد پرستش رساندند و برخی از مشرکین عرب ملائکه را دختران خدا گفتند. قرآن کریم اینان را کافر شمرده و به شدت از غلو نهی نموده و فرموده “ای اهل کتاب(پیروان تورات و انجیل)، در دین خود غلو مکنید و از حد مگذرید، و دربارهٔ خدا جز گفتار راست و حق مگویید(نساء/١٧١).این زیاده روی ها هم خود افراد را از دین خارج مى کند و هم موجب بدبینی دیگران نسبت به دین مى شود…
 
در مورد این چالش،به گفتگو نشستیم. من گفتم: دست آویز غالیان در عقائد غلو آمیز خود بعضى روایات جعلی است که البته محصول جریانات سیاسى زمان خود بوده است و در آنها نسبت ها و صفات غالیانه اى چون زنده نمودن مردگان، تکلم با خداوند و مستجاب‌ الدعوه بودن را به برخی از اصحاب و حتی روسای مذاهب چهارگانه نقل کرده اند. علامه امینی بسیاری از این روایات را در جلد یازدهم الغدیر آورده و نقد کرده است.عقیده به مافوق بشر بودن پیامبر بلافاصله پس از درگذشت وی آغاز شد اما به‌ نظر می‌ آید که غلات در زمان امیرمومنان بطور آشکار پدید آمدند. آن‌ها صفات فوق بشری و در حد خداوند برای امام ذکر می‌ کردند و برخی نیز وی را خدا می‌ دانستند و چون حاضر به توبه نشدند، امیرمومنان دستور داد آنها را کیفر نمایند. خود آن حضرت فرمود: “دو گروه دربارهٔ من به راه خطا می‌ روند و هلاک می‌ شوند، دوستداری که در دوستی غلو کند و دشمنی که در بغض و کینه با من افراط نماید”(نهج البلاغه،حکمت١١٣)…
 
در مورد منشأ غلو و غالیان،هادی گفت:برخی مورخان خواسته اند پیدایش غالیان را به عبدالله بن سبا نسبت دهند که عقائد غالیانه اى را در قالب روایات ابراز کرده است اما احادیث او در کتب اربعه شیعه، نقل نشده‌ است. بنابر تحقیقات بعضی محققان مثل علامه عسکری و دکتر طه حسین ، عبدالله بن سبا شخصیتی ساختگی و فرضی است که دشمنان شیعه او را ساختند و به شیعه نسبت دادند تا در اصل این مذهب، عنصری یهودی را وارد کنند و بدین ترتیب شیعه را از صحنه رقابت خود برای حکومت خارج نمایند.به فرض وجود هم او غالی بوده با پیشینه یهودی و موسس شیعه نبوده است.اما جهل نسبت به مبانى دینى یعنى قرآن و کلمات معصومین و اتکا به برداشت های غلط شخصى ، کسانی را به سوى غلو،سوق داده است.راه مبارزه با آفت غلو،فهم و معرفت صحیح دین از طریق مراجعه به کتاب و سنت پیامبر و کلمات اهل بیت او یعنى امامان دوازده گانه که جانشینان بحق رسول الله اند،مى باشد.هرکس این میزان را رها کند به افراط و تفریط افتاده و لاجرم به وادی غلو و تجاوز از حق افتاده و مى افتد…
 
محمد گفت:اصولاً هرگونه افراط یا تفریط و تجاوز از خط اعتدال در آئین ما،نهى شده است. خداوند متعال در قرآن کریم ،مسلمانان را امت وسط خوانده و فرموده است که ما شما را امت وسط(معتدل و میانه‌ رو) قرار داده‌ ایم(و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکو نوا شهداء علی الناس؛بقره/١۴٣).ائمه اطهار علیهم‌السّلام نیز با غلوکنندگان در دین برخورد جدی می‌ کرده‌ اند.امام صادق(ع) فرمود: ما از کسانی که گمان کردند ما پروردگاریم، بیزاریم. ما از کسانی که گمان کردند ما پیامبریم، بیزاریم(بحار الاَنوار، ج۲۵، ص۲۹۷، حدیث۶٠)؛همچنین امام باقر(ع) به گروهی از بنی‌هاشم و سایر شیعیان که خدمت ایشان رسیدند،فرمود:”از شیعیان غالی بپرهیزید و میانه‌روی را پیشه کنید”. عرض کردند: غالی کیست؟ فرمود: “غالی کسی است که درباره ما مقامی را معتقد است که ما خودمان آن مقام را برای خویش قائل نیستیم.نمی‌توان به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت از او. هرکس از شما مطیع او باشد، و به دستورات او عمل کند، ولایت ما برایش سودمند است و هرکس نافرمانی خدا کند، ولایت ما برایش سودی ندارد”.باید با گسترش معرفت صحیح دینى ونشر معارف قرآن و عترت،ریشه هرگونه غلو را خشکاند تا به دین آسیب وارد نشود…
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه