غرور علمى

 
 
 
 
 
“گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل !”١؛ این سخن شیطان بود که از روى غرور،خود را از آدم برتر مى دانست و حاضر به تمکین فرمان الاهى نشد و لذا رانده و رجیم شد.غرور بزرگ ترین آفتى است که عالمان را تهدید مى کند.باید عالمان از داستان شیطان عبرت گیرند؛ او پیشواى مغروران و متکبران جهان است که به خاطر همین غرور نابجا نیز مطرود و ملعون گشت.فرعون و قارون و نمرود و علماى یهود و نصارى که با غرور خویش ،خود را از پذیرش حق محروم ساختند،به شیطان اقتدا کردند.قرآن ، علت عدم ایمان علماى یهود و سایر یهودیان را این گونه گزارش مى فرماید:” این عمل آنها(یهود) به خاطر آن بود که می گفتند: آتش(دوزخ) جز چند روزی به ما نمی رسد(و کیفر ما به خاطر امتیازی که بر اقوام دیگر داریم بسیار محدود است)! این افترا(و دروغی که به خدا بسته بودند) آنها را در دین شان مغرور ساخت(و گرفتار انواع گناهان شدند”٢… 
 
عالمان مغرور،طورى وانمود مى کنند که داناى کل هستند و همه چیز را مى دانند؛ آنها حاضر به گفتن “نمى دانم”، نیستند! امام صادق (ع)فرمود:”هرگاه از یکی از شما چیزی پرسیدند که نمی دانستید، بگویید: نمی دانم”٣.گفتن این پاسخ، از کسی برمی آید که شهامت اعتراف به واقعیت را داشته باشد و نخواهد دیگران را فریب دهد.غرور علمی، گاهی سبب می شود روشن ترین حقیقت ها را انکار کنند و در مقام بحث و مجادله، «حق» را نپذیرند و در بحث، حالت عناد و ستیزه جویی نشان دهند و خطاهای خود را توجیه کنند.ابن مسعود یکی از اصحاب پیامبراکرم(ص) گفت:”کسی که درباره هر چه از او بپرسند، فتوا و نظر بدهد، دیوانه است!”۴.این سخن، هشدار به کسانی است که خود را صاحب نظر در همه زمینه ها خود را صاحب نظر می دانند و حاضر نیستند در موردی به دلیل نداشتن علم و آگاهی، بگویند: نمی دانم! نتیجه آن فتواهای برخاسته از غرور علمی، رسوا شدن خود فرد و گمراهی ساختن مردم است… 
 
امیرمومنان(ع) در مورد غرور علمى به فرزندش فرمود: “تو را از اقسام نادانی ها ترساندم تا این که خود را عالم ندانی؛ زیرا که عالم کسی است که بداند آنچه می داند نسبت به آنچه که نمی داند اندک و ناچیز است. از این جهت خود را جاهل می داند و لذا در طلب علم زیاد کوشش می کند و پیوسته عاشق و جوینده علم است و همواره در مقام استفاده از علم می باشد و تواضع و فروتنی در برابر اهل علم می کند و نسبت به اندیشه خود بدبین است و سکوت و خاموشی را اختیار نموده و از غلط و خطا دوری می نماید و از آن شرم دارد. و از آنجائی که خود را نادان می داند اگر مطلبی پیش آید که نداند انکار نمی کند؛اما جاهل کسی است که خود را در آنچه نمی داند عالم شمارد و در اندیشه، خودپسند باشد به فکر خود اکتفا و پیوسته از علما دوری کند و عیب جویی نماید و به هر کسی که مخالف او باشد نسبت غلط دهد و هر چه را که خود نداند گمراهی و ضلالت داند! تمام این ها برای این است که به فکر خود اعتماد دارد و به نادانی خود اقرار ندارد…”۵ 
 
در میان صفات رذیله شاید کمتر صفتی به اندازه غرور زیان آور و مرگ بار باشد.پیامدهای غرور، تمام زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهد و دنیا و آخرت را تباه می کند. بعضى از پى آمدهاى غرور:غرور، حجاب ضخیمی بر عقل و فهم انسان می افکند و او را از درک حقایق بازمی دارد و به او اجازه نمی دهد خود و دیگران را آنچنان که هست و هستند بشناسد و حوادث اجتماعی را درست ارزیابی کرده در برابر آنها موضع صحیح بگیرد. مستی غرور از مستی شراب هم سخت تر است! این مستی همان حجاب غرور است. غرور مایه شکست در زندگی و سبب عقب افتادگی است،یک لشکر مغرور به سادگی جنگ را می بازد،یک سیاستمدار مغرور به آسانی زمین می خورد،یک محصل مغرور در امتحانات رفوزه می شود،یک ورزشکار مغرور بازی را به حریف می بازد و بالاخره یک مسلمان مغرور خود را گرفتار قهر و غضب الهی می سازد. غرور تکامل انسان را متوقف ساخته مایه انحطاط و عقب گرد او می شود زیرا انسان مغرور نقایص خود را نمی بیند و کسی که احساس نقصان نکند به دنبال کمال نمی رود؛غرور بخاط ریا و عُجب،سبب فساد و تباهی عمل می شود۶؛غرور مانع از عاقبت اندیشی است٧؛غرور غالبا سبب ندامت و پشیمانی می شود٨؛مغرور در دنیا و آخرت تهیدست و بیچاره است ،امام صادق فرمود:”انسان مغرور در دنیا مسکین و بیچاره است و در آخرت مغبون،چرا که متاع برتر را به متاع پست تر فروخته است”٩…
 
————————-
١.اعراف/١٢.
٢.آل عمران/٢۴.
٣و۴.محجه البیضاء، ج١، ص١۴٧و ١۴۶.
۵.تحف العقول،ص١١.
۶.غررالحکم، ح۶۳۹۰. 
٧.همان،ح٧۵۶۶.
٨.همان،ح١٣٨۴.
٩.میزان الحکمه، جلد۳، صفحه ۲۲۳۷(ماده غرور).
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه