بنیادى ترین معیارى که قرآن براى تنظیم روابط افراد با یکدیگر توصیه مى نماید،عدل و احسان است:”خداوند (انسان ها را) به عدل و احسان دستور مى دهد”( انّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان١).سوال مى شود: چرا فقط عدل گفته نشده و احسان نیز به آن اضافه شده است؟ پاسخ مى تواند این باشد که در بسیارى از مواقع وقتى فقط عدالت اجرا مى شود ممکن است دل افراد کاملاً راضى نباشد و کدورتى باقى بماند؛ اما وقتى علاوه بر اجراى عدالت،احسان و بخشش نیز اضافه شود، دلخورى احتمالى هم از بین رفته و تبدیل به رضایت مى شود. مثلاً در مواقعى مرد مى تواند طبق قانون(در ازدواج هایی که سرانجام نیافته)، نصف مهریه را بپردازد اما توصیه این است که اگر مى توانداحسان کند و بطور کامل مهریه را بدهد و یا چیزى اضافه تر از میزان تعیین شده و عدالت ، بپردازد تا دل ها از کدورت احتمالى،خالى شود و رضایت قلبى هم به دست آید لذا قرآن فرموده: “و اگر عفو و گذشت داشته باشید، به تقوى نزدیک تر است؛و هماره بخشش و فضیلت اندیشی را درمیان خود نادیده نگیرید و فراموش نکنید”(وأن تعفوا أقرب للتقوی ولاتَنْسَوا الفضل بینکم٢)…
احسان ، به عنوان یک فضیلت بزرگ،درمان بسیارى از مشکلات بین انسان ها در اختلافات جارى بین آنهاست.مثلاً با اینکه قصاص حق افراد در بعضى مواقع و دعواهاست و عین عدالت است، ولى عفو و گذشت و احسان هم توصیه شده که اگر آن را انتخاب کنید،مناسب تر است. یعنی سخت گیر و خرده گیر و خشک نباشید، که حتما زن نصف مهر را مطالبه کند، و شوهر نیز بیش از نصف آن را پرداخت نکند. در آن صورت، رعایت مُرِّ قانون است و طبق عدل رفتار شده، اما اگر فقط به عدالت اکتفا شود، مسأله احسان و رعایت کرامت و بزرگواری انسان چه میشود؟! مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان در موضوع این آیه مى گوید:این آیه مى فرماید بخشش و احسان را بین خود ترک نکنید و به صریح حکم اکتفا نکرده و حقوق را در حد کمال استیفا نمائید٣. عدل، همان رعایت قوانین موضوعه الهی است که برای تنظیم حیات مشخص گردیده ولی در کنار آن، مسأله احسان نیز مطرح میشود که رعایت جوانب اخلاقی است. بایستی در برخوردها، بزرگوارانه رفتار نمود و نسبت به یکدیگر گذشت داشت و در جهت نیکی به دیگران گام برداشت…
در موضوع قصاص با اینکه خداوند آن را موجب حیات جوامع مى شمرد(و لکم فى القصاص حیاه یا اولى الالباب۴) اما حتّی در مورد این حکم جزایی ـ که شدیدترین مسائل به شمار میرود ـ ملاحظه میشود که مسأله برادری و اخوت را مطرح مینماید؛ مثلاً در برخورد با مسأله «قتل» که حس انتقام در میان است، و باید با شدیدترین لحنی با آن برخورد نمود، و با آن که کشتن یک انسان را معادل کشتن همه انسانها دانسته۵؛ و نیز برای اولیای مقتول یک گونه سلطه قاهرانه و حق خونخواهى بر قاتل قرار داده۶ ،اما با وجود همه اینها، مشاهده میشود که مسأله اخوّت را پیش کشیده و اولیای مقتول را برادران قاتل شمرده است! و بدین گونه آنها را متوجه موضوع احسان و برادرى اسلامى نماید تا در این گونه مواقع حساس، علاوه بر مسأله عدالت و برابری، نظرها را به مسأله «عطوفت» و برادری اسلامی نیز معطوف دارد که عامل امتیاز این نظام حقوقى بر سایر نظام هاى حقوقى موجود در جهان ماست…
خداوند در قرآن وقتى حکم اصلى قصاص را تعیین مى نماید، از یک سو به اولیاى مقتول،عفو برادرانه نسبت به قاتل را توصیه مى کند واز سوى دیگر روی سخن را به قاتل نموده و به او گوشزد می کند که اگر از جانب برادر تو ـ مقصود ولیّ مقتول است ـ چشم پوشی از قصاص شد، تو هم حالت نرمش داشته، در تأدیه «دیه» کوتاهی نورز و به شیوه احسان عمل کن( فمن عفی له من أخیه شییء فاتّباع بالمعروف واداء إلیه باحسان٧)… این روش، بهترین و شیواترین شیوهای است که قرآن در تنظیم روابط افراد جامعه به کار میبرد تا انسان ها تنها با دید منافع خود و صرف در نظر گرفتن عدل ،به مسائل ننگرند، بلکه موضوع کرامت انسانی و احسان و بخشش و گذشت را همواره مدنظر داشته باشند تا به جامعه اى متعالى برسند…
———————-
١. نحل / ٩٠.
٢.بقره/٢٣٧.
٣.مجمع البیان، ج٢،ص٣۴٢.
۴.بقره/١٧٩.
۵.مائده/٣٢.
۶.إسراء/٣٢.
٧.بقره/١٧٨و١٧٩.